فرمهای گزینشی نهال های بذری آلبالو
نهال های بذری پرونوس کراسوس، پایه های بسیار متنوعی هستند و لذا معمولا به عنوان پایه استفاده نمی شوند.
VG.1(VT.1)
این گزینش رومانیایی که یک گزینش خود بارور است، در سال ۱۹۸۵ به وجود آمد. میزان جوانه زنی بذرها و گرفتن جوانه ها در این گزینش، مطلوب است. درختانی که روی 1.VG پیوند می شوند از درختان پیوندی روی مازارد، کم رشدترند و تولید زیادی دارند
سایر فرمهای گزینشی پایه های بذری پرونوس کراسوس
گاهی اوقات از نهال های بذری آلبالوی ایلوا، متئور و موکانستی از قبیل گزینش بذری ایزورانی ۷۸، در رومانی به عنوان پایه استفاده می شود. نهال های بذری ایجادشده از گرده افشانی طبیعی رقم تریونسکا نیز در بلغارستان به عنوان پایه مورد استفاده قرار می گیرد.
فرمهای گزینشی آلبالو که از طریق رویشی تکثیر شده اند
تابل/ ادابریز
این همگروه که از منابع ژنی جمع آوری شده از ایران به دست آمده است، توسط مؤسسه ی INRA فرانسه انتخاب شد و توسعه یافت. تاکنون به غیر از فرانسه، در سایر کشورها آزمایش های کمی بر روی این گزینش صورت گرفته است. بهترین راه تکثیر ادابریز، تکثیر از طریق قلمه نیمه خشبی است اما از طریق ریز ازدیادی نیز می توان آن را تکثیر کرد. بر خلاف بسیاری از ارقام دیگر آلبالو، ادابریز تاکنون سازگاری خوبی را با تمام پیوندک های آزمایش شده در فرانسه از خود نشان داده است. علاوه بر این، ادابریز با آلبالوی مونت مورنسی نیز سازگاری خوبی دارد. درختان پیوندی مناطق اندازه شان فقط 20-15٪ درختان پیوندی مشابه روی F.12/1 است . اگرچه اثر این پا کوتاه کنندگی شدیداً تحت تأثیر خاک و شرابط محیطی قرار می گیرد اما در بعضیات پیوند شده بر روی ادا بریز ارتفاع بیشتری دارند (بیش از 69%درختان پیوندی روی 1/12.F)، با این وجود، درختانی که روی اداربریز پیوند شده بودند، در تمامی موارد کوچک تر از درختان پیوندی برروی پایه های دورگهی کلت و ماکزیما (M×M14) بودند. درختان گیلاسی که روی ادابریز پیوند شده اند، محصولی زودرس و فراوان داشته، خوب مستقر میشوند و پاجوش کمی میدهند.
ظاهراً بهترین مکان برای ادابریز خاک های لومی یا رسی است و لذا خاک های خشک و مخصوصا خاک هایی که pH بالایی دارند، محل مناسبی برای رشد این پایه به شمار نمی روند. تاکنون نیز حساسیت این گزینش به گونههای Phytophtora، نماتد و گال طوقه مشخص نشده است.
هم ردیف وایروت
این پایه های آلبالو در منطقه ی وین استفان آلمان در نزدیکی شهر مونیخ، از فرم های وحشی رشد کرده در منطقهی باواریا انتخاب شدند و در ابتدا سه همگروه از آنها بوجود آمد که حالت آزمایشی داشتند و بصورت 10، 13 و 14 کد گذاری شدند. بهترین راه تکثیر این همگروه ها، استفاده از قلمه ی چوب نرم یا نیمه خشبی است. با وجود نتایج آزمایش های انجام شده در بریتانیا که نشان دهنده ی سازگاری خوب این همگروه ها با ارقام گیلاس ون، مرتون گلوری و مرپت بود، اما گزارشهایی که از آلمان و سوییس رسیدهاند نشان میدهند که این همگروه ها با بضی از ارقام گیلاس مشکل ناسازگاری دارند. این مساله بویژه در آزمایشهای انجام شده در سوییس شدت بیشتری داشت، زیرا 40-20% از درختانی که روی گزینش های وایروت پیوند شده بودند، از بین رفتند. اما به نظر می رسد که شرایط خاک های رسی و مرطوبی که باعث شرایط غیر هوازی موقت می شوند، با این مساله در ارتباط باشد. طی آزمایش هایی که در آلمان صورت گرفت نیز معلوم شد که این رقم با گزینش های وایروت ناسازگار است. در مجموع این مساله زیاد عجیب نیست، زیرا رقم سم با بسیاری از پایه های جدید گیلاس سازگاری کمی از خود نشان داده است.
آزمایش هایی که در ایست مالینگ صورت گرفت نشان دادند که درختان پیوند شده بر روی همگروه های 10 و 13 وایروت، باردهی فوق العاده ای دارند و رشدشان مشابه یا اندکی کمتر از درختان مشابه پیوند شده بر روی پایه ی کلت است، اما در مقایسه با درختان پیوندی روی مازارد، رشد کمتری دارند.
اخیرا طی آزایش هایی که توسط اصلاحگران آلمانی بر روی چند گزینش آلمانی صورت گرفت، معلوم شد که این همگروه ها سازگاری بهتری با پیوندک های گیلاس دارند. گزارشات نشان می دهند که درختان پیوندی بر روی همگروه های 53 و 72 محصول بسیار خوبی داده و رشد بسیار کمی دارند، لذا برای نگهداری آنها نیاز به قیم است. در رابطه با همگروه 158 وایروت نیز گزارش شده است که کمی پاکوتاه تر از همگروه شماره 10 است و موجب زودرسی و باردهی زیاد پیوندک می شود.
ولادیمیر
پایه ی ولادیمیر که مبداش روسیه است، در سال 1900 وارد ایالات متحده ی آمریکا شد و بخشی از آلبالو های مورلو گردید. آخرین گزینش صورت گرفته از این پایه، در ایالات متحده ی آمریکا انجام شد. در واقع ولادیمیر پایه ای نیمه کوتاه است که درختانی با قدرت استقرار ضعیف و پاجوش فراوان تولید می کند. درختانی که بر روی ولادیمیر پیوند شده اند محصولی زودرس و فراوان داشته اند. تنها مزیت واقعی این گزینش، مقاومت به گونه های Phytophtora و تحمل خاک های سرد و مرطوب است. در روسیه رقم ولادیمیرز کایا را بر روی خودش پیوند می کنند و یا بذرش را برای تولید پایه مورد استفاده قرار می دهند.
استوکتون مورلو
گفته می شود که این گزینش برای اولین بار با نام آمریکن مورلو، از ایلینویز ایالات متحده ی آمریکا منشا گرفت، اما در منطقه ی استوکتون کالیفرنیا، این گزینش به استوکتون مورلو معروف است. این گزینش از طریق پاجوش های ریشه و قلمه ی چوب نرم تکثیر می شود وخوابانیدن شیاری راه مناسبی برای تکثیر آن نمی باشد. این گزینش بدلیل تحملی که در خاک های سنگین و رسی دارد، در منطقه ی استوکتون کالیفرنیا رایج است، اما رشد درختانی را که روی آن پیوند می شوند، نیز کاهش می دهد که ممکن است مربوط به عفونتهای ویروسی باشد، زیرا پایه هایی که عاری از ویروسند، رشد درخت را زیاد کنترل نمی کنند. عدم کنترل رشد درخت به میزان کافی و استقرار ضعیف درختانی که بر روی استوکتون مورلو پیوند شده بودند، باعث شد که این گزینش ها در این اوخر در ایالات متحده ی آمریکا کمتر مورد توجه قرار گیرند.
فرم های گزینش شده ی CAB
شاید بهترین گزینش هایی که از پرونوس کراسوس های وحشی جمع آوری شده از منطقه ی ایمیلیارو ماگنای ایتالیا صورت گرفته باشد، همگروه های CAB-6P و CAB-11E باشند. این همگروه ها را می توان از طریق قلمه ی چوب نرم با ریز ازدیادی تکثیر نمود. گزارشات نشان می دهند که این همگروه ها در مقایسه با پایه های مازارد، رشد پیوندک را 30-20% کاهش می دهند. همگروه CAB-6P بهترین همگروه این مجموعه است که برای رقم بیگارو مورای کشت شده در ایتالیا مناسب می باشد، اما دو گروه 6P و 11E با رقم دیگر ایتالیایی گیلاس که دورون دلامورا نام دارد نتایج خوبی می دهند. همگروه های دیگری که در این مجموعه آزمایش شده اند CAB-8G و CAB-4D هستند. اخیرا طی آزمایش هایی که در نیوزیلند صورت گرفت، جند پایه از مجموعه CAB نتایج خوبی را از خود نشان دادند.
سایر ارقام پیوندی آلبالو که بعنوان پایه استفاده می شوند
مونت مورنسی
زمانی که از این رقم بعنوان پایه استفاده می شود، شکل آمارل آن درختانی را بوجود می آورد که استقرار خوبی داشته و پاجوش زیادی نمی دهند. زمانی که در بلژیک رقم مورلوی شاتن مورلو بر روی پایه ی مونت مورنسی کشت شده بود، درختانی بوجود آمده بود که رشد زیاد و باردهی فراوان داشتند. با این وجود گفته می شود زمانی که مونت مورنسی بر روی ریشهی خود رشد کند در مقایسه با زمانی که روی F.12/1 پیوند شده است، کوچکتر بوده و باردهی بیشتری دارد، اما پاجوش بسیار زیادی تولید می کند.
اوبلاسینکا
تحقیقی که در یوگسلاوی صورت گرفت نشان داد که این رقم در مقایسه با نهال های بذری مازاد، پایه ای کاملا مناسب برای گیلاس است. پایه ی اوبلاسینکا باعث می شود که رشد درخت پیوندی کاهش یابد، زود بارده گردد و محصولی فراوان تولید کند.
پایه های گیلاس استپی (پرونوس فراتیکوزا)
اگرچه پرونوس فراتیکوزا به راحتی از طریق بذر تکثیر می شود، اما قابلیت سازگاری گیلاس بر روی نهال های بذری این گونه بسیار متفاوت است و لذا معمولا پایه های رویشی آن مورد استفاده قرار می گیرند. متاسفانه گیلاس استپی به سختی از طریق رویشی تکثیر می شود، اما پاجوش های زیادی که تولید می کند می توانند وسیله ی تکثیر این گونه باشند. بیشتر گیلاس هایی که روی همگروه های پرونوس فراتیکوزا پیوند می شوند، پاکوتاه هستند. عقیده بر این است که بسیاری از همگروه هایی که بعنوان پایه در اروپا مورد آزمایش قرار می گیرند، در واقع دورگه هایی هستند که از تلاقی پرونوس فراتیکوزا با پرونوس آویوم به وجود آمده اند.
اوپنهایم و مشتقات آن
این گزینش پرونوس فراتیکوزا در اوپنهایم آلمان بوجود آمد و نامش را نیز از همان محل گرفت. مزیت اصلی این گزینش معمولا از طریق قلمه ی چوب نرم یا ریز ازدیادی تکثیر می شود. در بسیاری از آزمایش هایی که بر روی اوپنهایم صورت گرفت معلوم شد که قابلیت سازگاری خوبی با پیوندک دارد، اما با ارقام سم و ون ناسازگار است. پیوندک های رقم هدل فینگن که در طی 12 سال در آلمان بر روی پایه ی اوپنهایم کشت شده بودند، اندازه شان دو سوم اندازه درختان روز F.12/1 شد. همچنین بخوبی مستقر شدند و تولید خوبی داشتند. پاجوش دهی این پایه متوسط بود و مقاومت خوبی به Phytophtora داشت. اما برعکس نتایج حاصله از آزمایش های آلمانی ها و نتایج بررسی های دیگر در همین زمینه نشان می دهد که استقرار پیوندک بر روی اوپنهایم، ضعیف است و پاجوش دهی این پایه بسیار بدتر از مواردی است که در گزارش ها ذکر شده است. بعنوان مثال طی آزمایش هایی که در ایتالیا انجام شد مشاهده گردید که این پایه، سازگاری کمی با پیوندک های گیلاس داردو درختانی که بر روی آن پیوند شده بودند، کم بارده بودند و میوه های نامرغوبی تولید می کردند. در حال حاضر تعدادی از محققین معتقدند که این همگروه ممکن است دورگه ی حاصل از تلاقی پرونوس فراتیکوزا با پرونوس کراسوس باشد.
گزینش های دیگر پرونوس فراتیکوزا که از اوپنهایم مشتق شده بودند و در آمان آزمایش شده اند عبارتند از: بیزامبرگ، هیمل هوف، D1 و D16. مشکل ناسازگاری با گیلاس در تمام این گزینش ها مشاهده شده است و لذا هیچ یک از آنها برای این منظور توصیه نمی شوند.
سایر گونه های پرونوس که گاهی به عنوان پایه ی گیلاس و آلبالو استفاده می شوند
پرونوس کانسنس
طی آزمایش هایی که در ایست مالینگ صورت گرفت، معلوم شد که درختان گیلاس، پیوندی سازگار بر روی این گونه دارند و رشدشان شبیه درختان پیوند شده روی رقم کلت است، اما در مقایسه با درختان پیوندی روی رقم کلت، میوه های کوچک تری دارند. تحقیق هم که در آلمان صورت گرفت نشان دهنده ی آن بود که همگروه های پرونوس کانسنس و بسیاری از دورگه هایی که این گونه یکی از والدین آنها بود، به شرایط غیر هوازی و عوامل بیماری زایی نظیر Phytophthora که مربوط به شرایط خاک های مرطوب هستند، بسیار حساسند. محققین بلژیکی یک همگروه بسیار خوب از پرونوس کانسنس را انتخاب کردند و آن را کامیل نامیدند.
دورگه ی پرونوس داویکنسیس
این دورگه، یک همگروه از این گونه است که احتمالا بهتر است بعنوان یک دورگه ی طبیعی که از تلایق پرونوس کانسنس با پرونوس داسیانا ایجاد شده است، طبقه بندی شود. پرونوس داویکنسیس در بلژیک انتخاب شد و دامیل نام گرفت، اما ژرم پلاسم این گونه که در باغ گیاه شناسی بریتانیا نگهداری می شود، با همگروه بلژیکی دامیل کاملا متفاوت است.
پرونوس اینسیزا
یک گزینش از این گونه که در ایست مالینگ مورد آزمایش قرار گرفت، در مقایسه با درختانی که روی رقم کلت پیوند شده بودند، درختانی را بوجود آورد که ارتفاعشان نصف آنها بود. طی آزمایش هایی نیز که در ژیسین آلمان صورت گرفت، چند همگروه از این گونه که در واگینگن هلند به وجود آمده بوند، درختان بسیار پاکوتاهی را به وجود می آوردند که غالبا از اکثر گزینش های ژیسین (ژیسلا) پاکوتاه تر بودند. در آزمایش های دیگری نیز که در ژیسین بر روی این گونه صورت گرفت معلوم شد زودرسی و اندازه ی میوهی این گونه بسیار ضعیف می باشد. متاسفانه استقرار درختانی که روی پرونوس کانسنس پیوند می شوند بسیار ضعیف است.
پرونوس کانیکا
آزمایش هایی که در آلمان بر روی این گونه صورت گرفت نشان دادند که این پایه ممکن است باعث پا کوتاهی پیوندک های گیلاس تا حدود 40% شود. تاثیری که این گونه بر رو ی محصول و طول دوره ی سازگاری گیلاس های پیوندی میگذارد، هنوز در حال بررسی می باشد. معمولا همگروه های این گونه تحمل کمی در برابر سرمای زمستان دارند.
پرونوس سرولاتا
محققینی که در ژمبلاکس بلژیک بودند دریافتند که بیش از 20 رقم این گونه چنانچه بعنوان پایه استفاده شوندف سازگاری بسیار کمی با پیوندک دارند. اما رقمی به نام دایکوکا تحت عنوان GM156 در ژمبلاکس مورد آزمایش قرار گرفت، طی آزمایش های مقدماتی معلوم شد که کاملا پا کوتاه است.
پرونوس ساییرتلا
همگروه های این پایه که در آلمان آزمایش شدند، به میزان زیادی باعث پا کوتاهی پیوندک های گیلاس می شوند، اما زود باردهی محصول، تولید و اندازه ی میوه آن ضعیف است. چند همگروه از این گونه که مروط به رقم پندولا اوتومنایس هستند، اخیرا در بریتانیا مورد آزمایش قرار گرفته اند.
پرونوس موگوز
در ایست مالینگ، ارقام گیلاسی که روی همگروهی از پرونوس موگوز کشت شده بودند، درختان بسیار کوچکی را بوجود آورده بودند که در مقایسه با درختان پیوندی روی کلت، 50% کوچک تر بودند. متاسفانه تکثیر این همگروه از طریق رویشی، بسیار مشکل است و این مساله باعث محدودیت استفاده گسترده از آن شده است. در آزمایش هایی که در آلمان نیز انجام شد، این همگروه مقاومت کمی در برابر سرمای زمستان از خود نشان داد.
پایه های دورگه ی پونوس که به عنوان پایه برای گیلاس و آلبالو استفاده می شوند
کلت
کلت یک دورگه است که در سال 1958 در ایست مالینگ، از تلاقی بین پرونوس آویوم و پرونس پزودوکراسوس به وجود آمد و طی دهه ی 1970، تولید آن در خزانه داری ها آغاز شد. این رقم با تمام روش های پیوندی که در تکثیر رویشی از آنها استفاده می شود، به راحتی تکثیر می شود و این مساله باعث شده است که کلت پایه ای بسیار معروف، بویژه در بین خزانه داران باشد. هنگامی که این رقم در شرایط خزانه ای مطلوب کشت شود، هرس پرچینی سنگین باعث می شود شاخساره های یکساله ی گسترده تری تولید شوند که هنگام چیدنشان در اوایل زمستان، ریشه های قابل مشاهده ای در انتهای آنها مشاهده میشود. معمولا قابلیت سازگاری ارقامی که روی رقم کلت پیوند می شوند بسیار خوب است، اما گاهی اوقات ارقام سم و ون با این پایه به مشکل بر می خورند. گرفتن پیوند جوانه مخصوصا بر روی رقم کلت بخوبی صورت می گیرد و با رشد درختان حاصله، شاخه های فراوانی تولید می شوند که زوایای بازی نسبت به یکدیگر دارند (شاخه های جانبی).
رشد درختانی که بر روی رقم کلت پیوند می شوند، ثابت نیست و علت این مساله، رقم پیوندی انتخاب شده و محل اجرای پیوند است. به عنوان مثال معمولا ارقام ون، مرتون گلوری و بسیری از ارقام جدید تر بریتانیایی که در موسسه ی جان اینز به وجود آمده اند، در شرایط رشدی که در بریتانیا وجود دارد، درختانی را روی پایه ی کلت به وجود می آورند که اندازه شان حدود دو سوم درختان پیوندی مشابه بر روی F.12/1 است. اما ممکن است بسیاری از ارقام تجاری، کاهش رشد چندانی روی این پایه نداشته باشند.
درختانی که روی رقم کلت پیوند می شوند، زود بارده بوده و در محل مناسب، محصول بسیار زایدی تولید می کنند. میوه های درختانی که بر روی رقم کلت پیوند می شوند، غالبا درشت تر از میوه های درختان مشابه هستند که روی F.12/1 پیوند شده اند. آلبالوی مونت مورنسی نیز وقتی روی رقم کلت رشد می کند باردهی فوق العاده ای دارد.
در مناطقی که زمستان های سردی دارند، یکی از مشکلات رقم کلت، آسیب دیدگی از سرمای زمستان است. رقم کلت معمولا هنگامی که در خزانه کوپیوند نمی خورد یا این کار با تاخیر صورت می گیرد، آسیب می بیند. سرمای زمستان، درختان نیمه بالغ و بالغ کلت را کمتر آسیب می رساند. آزمایش اخیری که در اسپانیا صورت گرفت نشان داد که رقم کلت برای داشتن وضعیت مناسب، نیازمند خاک هایی است که زهکشی مناسبی داشته باشد و به میزان کافی آبیاری شده باشد. درختانی که در خاک های خشک و بسیار آهکی به صورت سطحی کشت شده بودند، علایم کلروز را از خود نشان دادند.
ارقام جهش یافتهی کلت
رقم کلت یک رقم تریپلویید و عقیم است و به همین دلیل است که استفاده از آن معمولا فقط محدود به یک پایه ی اصلاح شده می شود. طی تحقیق اخیری که در ایست مالینگ و با استفاده از روش کشت بافت صورت گرفت، محققین متوجه شدند که تعداد کروموزوم های رقم کلت را دو برابر کنند و همگروه های هگزاپلویید این رقم را به وجود آورند. هرچند محققین ابتدا ارقام هگزاپلویید را برای اهداف به نژادی مورد آزمایش قرار دادند و نتایج اولیه نشان دادند که این پایه ممکن است اندکی پا کوتاه تر از رقم تریپلویید کلت باشد.
ایست مالینگ در تحقیق دیگری، در پی این بود که با استفاده از پرتوتابی در محیط کشت، جهشی را در رقم کلت به وجود آورد. در نتیجه ی این تحقیق، چند همگروه به وجود آمدند که تا حدودی خصوصیات پایه های پا کوتاه را نشان می دادند.
مجموعهی M×M
این مجموعه پایه ها توسط یک خزانه دار اورگونی از ایالات متحده ی آمریکا و از بین 3000 نهال بذری پرونوس مهالب که به صورت طبیعی گرده افشانی شده بودند، انتخاب شدند. به نظر می رسد که این مجموه با توجه به عادت رشد و صوصیت اندازه ی برگ، از دورگ گیری با پرونوس آویوم به وجود آمده باشد. در طی آزمایش هایی که با کاشت پایه های گیلاس در چند منطقه ی ایالا ت متحده ی آمریکا صورت گرفت، 6 پایه از این مجموعه بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفتند. تمام این پایه ها زمانی که در ایالات متحده ی آمریکا کاشته شدند، پاجوش زیادی تولید کردند، اما در بعضی آزمایش هایی که در فرانسه صورت گرفت، پاجوش دهی این پایه ها به حداقل رسید. همگروه های 14، 39، 60 و 97 نسبت به ارقام مازارد یا کلت، مقاومت بیشتری به سرمای زمستان و شانکر دارند.
طی آزمایش هایی که در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفت معلوم شد که درختان پیوند شده بر روی آن مجموعه در مقایسه با درختانی که روی رقم کلت پیوند شده بودند، معمولا زود باردهی کمتری دارند.
M×M14 (برکفورست یا ماکزیما دلبارد)
بدون شک این همگروه پاکوتاه ترین همگروه این مجموعه است که در فرانسه، نسبت به مبدا آن که ایالات متحده ی آمریکا است، از شهرت بیشتری برخوردار است. با وجود این که در طی آزمایش هایی که در میشیگان صورت گرفت، ارقام گیلاس و آلبالوی مونت مورنسی که روی پایه ی M×M1 پیوند شده بودند کاهش رشد و افزایش تولید محصول داشتند، اما میوه ها، بویژه در رقم مونت مورنسی کوچک تر شدند. برگ دهی بی موقع درختان پیوند شده بر روی پایه ی M×M14 که به وسیله ی تنش های اواسط تابستان صورت می گیرد، ممکن است بیانگر ناسازگاری دیر هنگام در چنین شرایطی باشد. طی آزمایش هایی نیز که در فرانسه، در مورد درختان پیوند شده روی پایهی ماکسیما دلبارد (M×M14) صورت گرفت، معلوم شد که این درختان مقاومت خوبی به کلروز ناشی از آهک دارند و وزن میوه هایشان نیز مشابه درختان پیوندی بر روی پایه های دیگر بود. درختانی که روی این پایه پیوند می شوند، دو سال زودتر از درختان پیوندی روی SL.64 میوه می دهند. پایه ی M×M14 رشد متوسطی دارد و درختان حاصل از آن، 60-40% درختانی اند که روی F.12/1 پیوند شده اند یا می توان گفت که اندازه شان 80-60% اندازه ی درختانی است که روی SL.64 قرار دارند. طی آزمایش هایی که در والنس فرانسه صورت گرفت، اندازه ی گیلاس های بارلتی که روی پایه های کلت و پایه ی M×M14 پیوند شده بودند، مشابه یکدیگر بود، اما در آزمایش های انجام شده در میشیگان، رقم مونت مورنسی که روی M×M14 پیوند شده بود، پاکوتاه تر از آلبالوی مونت مورنسی پیوند شده روی پایه ی کلت بود. نکته ای که در مورد این پایه جالب توجه است، پاجوش دهی درختان پیوند شده روی پایه ی M×M14 بسیار کم است و به نظر می رسد که به دو گونه ی phytophthora نیز مقاوم باشد. علاوه بر این تحمل بیشتری از گیلاس در برابر شانکر دارد.
M×M97 (بروک گرو یا ماکسیما دلبارد97)
معمولا چنین به نظر می رسد که M×M97 ، یک همگروه نیمه پا کوتاه باشد و لذا زمانی که در ایالت اورگون آمریکا، رقم ناپلئون را بر روی آن پیوند زدند، اثر ا کوتاه کنندگی آن افزایش یافت و در نتیجه، اندازهی درختان حاصله، فقط یک سوم درختان پیوندی روی پایه ی کلت بود. طی آزمایش هایی نیز که در میشیگان انجام شدند، معلوم گردید که رقم مونت مورنسی زمانی که روی M×M97 پیوند می شود، در مقایسه با زمانی که روی پایه ی کلت قرار دارد، پا کوتاه تر می شود. متاسفانه در اکثر موارد، با پبوند ارقام گیلاس بر روی این پایه در کشور های فرانسه و بریتانیا ناسازگاری دیر هنگام مشاهده می شود. با وجود این که زود باردهی محصول بر روی M×M97 خوب است، اما تولید محصول پایین است. برخلاف بسیاری پایه های مهالب، این همگروه در مقابل P.cambivora و P.megasperma تا حدودی مقاوم است. M×M97 پایه ای بسیار متغیر است و بر اساس شواهد موجود، در بسیاری از خاک های لومی یا رسی توصیه نمی شود.
M×M60 و سایر همگروه های مجموعه ی M×M
مهم ترین مزایای M×M60 عبارتند از: مقاومت به Phytophthora cambivora و P. megasperma، قابلیت سازگاری مناسب با پیوندک و باردهی بسیار خوب درخت در زمان بلوغ. اما درختانی که بر روی M×M60 کشت می شوند، رشد فوق العاده ای دارند و زود باردهی محصول در آنها ضعیف است. علاوه بر این، در آزمایش های دیگری که اکثرا در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفتند، دو همگروه دیگر از این مجموعه با شماره های 2 و 39 مورد آزمایش قرار گرفتند. در این آزمایش ها، همگروه 2 رشد زیادی داشت، درحالی که در بعضی مناطق همگروه 39 از بقیه همگروه های این مجموعه بیشتر رشد میکرد. اما در طی آزمایشهایی که در ایست مالینگ صورت گرفت، معلوم شد که درختان پیوندی روی M×M39، ناسازگاری دیرهنگام دارند.
مجموعهی ژیسلا (ژیسین)
در اصلاح پایه های گیلاس که در سال 1965 از ژیسین آلمان شروع شد، چند پایه کوتاه مناسب که مزایای بیشتری داشتند، به وجود آمدند. در بررسی هایی که محققین بر روی قابلیت سازگاری و رشد دانه های گرده در لوله ی آزمایش انجام دادند، با یکسانی زمان گلدهی ارقام والدینی با یکدیگر در شرایط گلخانه ای، قادر به تولید بسیاری از دورگه های جالب توجه پرونوس شدند. این ارقام سپس از لحاظ قابلیت تکثیر به طریقه ی خوابانیدن، قلمه ی چوب سخت یا قلمهی ریشه، از یکدیگر تفکیک شدند. به موازات این آزمایش ها همگروه های شاخص هر یک از دورگ گیری های موفق این مجموعه، بر روی ارقام هدل فینگن و بوتنرزروت نورپل، پیوند جوانه خوردند و لذا تفکیک مقدماتی این ارقام (ارقام دورگه) بر اساس میزان رشد و محصول دهی انجام شد. پس از بررسی های گسترده ای که در ژیسین صورت گرفت، سه همگروه این مجموعه برای آزمایش های بیشتر در باغات سایر مناطق اروپا و ایالات متحده ی آمریکا آزاد شدند، اما در حال حاضر فرم های گزینش شده ی بیشتری از این رقم برای آزمایش معرفی شده اند.
اکثر فرم های گزینش شده ی برتر این مجموعه به دلیل دوره های سازگاری، کاهش رشد پیوندک و باردهی خوب مشخص شده است. که منشا آنها، تلاقی پرونوس فراتیکوزا با پرونوس کراسوس، پرونوس فراتیکوزا با پرونوس آویوم، پرونوس کراسوس با پرونوس کانسنس و پرونوس کانسنس با پرونوس کراسوس می باشد. بیشترین کاهش رشدی که توسط این مجموعه مشاهده شده است، به میزان 50-30% رقم F.12/1 بوده است. در حال حاضر فقط 3 فرم گزینش شده ی مقدماتی ژیسلای 1، ژیسلای 5 و ژیسلای 10 نامیده شده اند که ظاهرا ژیسلای 5 نسبت به سایرین ترجیح داده می شود.
جدول- پایه های همگروهی برتر اصلاح شده در برنامه های به نژادی ژیسن آلمان
|
شماره همگروه |
نام رقم دو رگ |
میزان رشد |
|
1/107 |
پرونوس کراسوس × پرونوس آویوم |
متوسط تا زیاد |
|
1/148 |
پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس |
متوسط تا زیاد |
|
2/148 |
پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس |
نیمه پاکوتاه |
|
8/148 |
پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس |
پاکوتاه با تاج گسترده |
|
9/148 |
پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس |
پاکوتاه با تاج گسترده |
|
13/148 |
پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس |
متوسط تا زیاد |
|
4/154 |
پرونوس کراسوس × پرونوس فراتیکوزا |
نسبتا پر رشد |
|
5/154 |
پرونوس کراسوس × پرونوس فراتیکوزا |
پا کوتاه |
|
7/154 |
پرونوس کراسوس × پرونوس فراتیکوزا |
نسبتا پر رشد |
|
15/169 |
پرونوس کراسوس × پرونوس آویوم |
نسبتا پر رشد |
|
7/172 |
پرونوس فراتیکوزا × پرونوس آویوم |
پا کوتاه |
|
9/172 |
پرونوس فراتیکوزا × پرونوس آویوم |
پاکوتاه |
|
9/173 |
پرونوس فراتیکوزا × پرونوس کراسوس |
پاکوتاه |
|
1/195 |
پرونوس کانسنس × پرونوس کراسوس |
نسبتا پر رشد |
|
2/195 |
پرونوس کانسنس × پرونوس کراسوس |
نسبتا پر رشد |
|
4/195 |
پرونوس کانسنس × پرونوس کراسوس |
نسبتا پر رشد |
|
20/195 |
پرونوس کانسنس × پرونوس کراسوس |
نسبتا پر رشد |
|
4/196 |
پرونوس کانسنس × پرونوس آویوم |
نسبتا پر رشد |
|
8/497 |
پرونوس کراسوس × پرونوس آویوم |
نسبتا پر رشد |
ژیسلای 1 (9/172)
این دورگهی پرونوس فراتیکوزا × پرونوس آویوم به دلیل بیشترین پاکوتاهی که در بین اولین مجموعهی فرم های گزینش شده ی ژیسین داشت اهمیت دارد. طی آزمایشی که در آلمان انجام شد، بعد از گذشت 5 سال، اندازه ی درختان پیوندی روی این پایه فقط 17 % درختان پیوند شده روی F.12/1 بود و در آزمایش دیگری که در ایست مالینگ صورت گرفت، عدم آبیاری کافی این درختان باعث ضعف شدید در رشد آنها گردید. درختان دیگری از همین پایه که در نروژ کاشته شده بودند به دلیل ناسازگاری دیر هنگام از بین رفتند. در صورتی که این پایه در خاک بسیار حاصلخیز با آبیاری کافی کاشته نشود، بدون شک بسیار ضعیف می شود. این همگروه به شرایط خاک های مرطوب و غیر هوازی و خسارات ناشی از گونه های Phytophthora تا حدودی مقاوم است، اما به عفونت های ویروسی که توسط ویروس PNRSV و PDV به وجود می آیند، بسیار حساس است. با این حال ظاهرا این همگروه مورد پسند باغبان ها واقع نشده است.
ژیسلای 5 (2/142)
با وجود این که این پایه جزء پایه های نیمه پاکوتاه است، اما گزارش شده که طی آزمایش های صورت گرفته در آلمان، این دو رگه ی پرونوس کراسوس × پرونوس کانسنس درختان گیلاسی را بوجود می آورد که بعد از 5 سال حجم این درختان فقط نصف درختان پیوندی روی F.12/1 می باشد. آزمایش انجام شده در آلمان نشان داد که این پایه ممکن است برای شرایط بی هوازی خاک های رسی مناسب نباشد، زیرا علاوه بر شرایط غیر هوازی ، امکان آسیب دیدگی از ناحیهی قارچ های Phytophthora نیز وجود دارد، این رقم معروف ترین همگروه پاکوتاه این مجموعه است که مزایای بسیار زیادی را در طی آزمایش های گسترده از خود نشان داده است.
ژیسلای 10 (9/173)
این همگروه که از تلاقی پرونوس فراتیکوزا با پرونوس کراسوس بوجود آمده است، نیمه پا کوتاه بوده و تقریبا 5 سال بعد از احداث باغ، درختانی را به وجود می آورد که حجم تاجشان 80-60% حجم تاج درختان پیوندی روی F.12/1 است. بر اساس نتایج حاصله از آزمایش هایی که در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفت، عقیده بر این است که این پایه، بسیار کوتاه تر از آن است که آلمانی ها بیان کرده اند. این همگروه از نظر مقاومت به سرمای زمستان، مانند والدینش است، اما به عفونت های ویروس های PNRSV و PDV بسیار حساس می باشد. این همگروه نیز به شرایط مرطوب و بی هوازی خاک و آسیب ناشی از Phytophthora تا حدودی مقاومت از خود نشان می دهد و علاوه بر این نیز ممکن است تا حدودی به گال طوقه نیز مقاوم باشد. با وجود این که در بعضی آزمایش های صورت گرفته در ایالات متحده ی آمریکا، درختانی که روی ژیسلای 10 پیوند شده بودند، راندمان محصول خوبی داشتند و در آزمایش های دیگری که در نروژ انجام شده بودند، اندازه ی میوه ی این درختان کاملا خوب بود، اما در بسیاری از مناطق خلاف این نتایج مشاهده می شد.
سایر پایه های ژیسین
با وجود اینکه هیچ پایه ی پا کوتاهی در این مجموعه وجود ندارد، اما همگروه 1/148 ( یکی از دورگه های پرونوس کراسوس و پرونوس کانسنس) طی آزمایش هایی که در بریتانیا و ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفت، علایم پا کوتاهی خوبی را از خود نشان داد. درختان گیلاسی که روی این پایه قرار دارند، زود باردهی و تولید فوق العاده ای داشته و در اکثر مناطق از رشدی متوسط برخوردارند. دورگه های دیگری نیز که در زیر مجموعه ی 148 قرار دارند، زود باردهی و تولید فوق العاده ای داشته و در اکثر مناطق، از رشدی متوسط برخوردارند. طی آزمایش هایی که در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفتند، پایه ی 9/148 که قابلیت پا کوتاه کنندگی بیشتری از 1/148 داشت، علایمی را از خود بروز داد که محققین تا آن زمان به آن پی نبرده بودند ولذا در مورد پایه های 9/148 ( پاکوتاه) و 13/148 ( دارای رشد متوسط)، از این سری به آزمایش های بیشتری نیاز است. علاوه بر این، طی آزمایش هایی که در چندین کشور جهان بر روی این پایه ها صورت گرفت، چند دورگه ی حاصله از تلاقی پرونوس کانسنس با پرونوس کراسوس ( دارای 195 زیر مجموعه)، مزایایی را از خود نشان دادند. این پایه ها رشد متوسطی داشتند و موجب باردهی خوب پیوندک هایی می شدند که رویشان پیوند شده بودند.
در بیشتر آزمایش هایی که اخیرا در آلمان انجام شده اند، عقیده بر این است که دو رگه های دیگری که در ژیسین، آرنسبرگ و وایزن هاوس انتخاب شده اند ( شماره های 1/107، 1/173، 1/209، 17/318، 10/473 و 8/497)، برای این که به عنوان پایه های پا کوتاه یا نیمه پا کوتاه برای درختان استفاده شوند، به آزمایش های بیشتری برای کسب مجوز نیاز دارند.
مجموعه ی ژمبلاکس
طی تحقیقی که از سال 1963 در ژمبلاکس بلژیک آغاز شد، بیش از 220 گونه و دورگه ی گیلاس زینتی جمع آوری و تولید شدند که مبدا بیشتر آنها ژاپن بود. این همگروهها از راه تکثیر آسان به طریقه ی رویشی، قابلیت سازگاری با ارقام گیلاس یا آلبالو، تاثیر بر رشد و باردهی پیوندک، مقاومت به شانکر باکتریایی و بیماری های دیگر، میزان پاجوش دهی و قابلیت انطباق با شرایط مختلف خاکی و اقلیمی، مورد ارزیابی قرار می گیرند. بعد از سال ها آزمایش، 4 همگروه (GM79, GM61/1, GM9, GM8) برای اکثر نقاط اروپا و آمریکا انتخاب شدند. با وجود این که همگروه های دیگر ژمبلاکس نیز از قبیل GM1، GM19 و GM26 ( رقم اتومنایس پرونوس سابیرتلا)، GM54 ( پرونوس یدونسیس مویر) و GM60 نیز رشد پیوندک را کنترل می کنند، اما قابلیت های سازگری متفاوتی با پیوندک های گیلاس دارند و همین عامل باعث شده است که توسعه پیدا نکنند.
تمام همگروه های GM با کد های 9، 1/61 و 79 را می توان با قلمه ی چوب نرم تکثیر کرد. بهترین زمان تکثیر GM79 نیز اوایل ژوئن است، اما دو همگروه دیگر را می توان در طول فصل رشد، کمی دیرتر تکثیر کرد.
GM9 (اینمیل)
اینمیل یک فرم گزینش شده از دورگه ی پرونوس اینسیزا × پرونس سرولا است که وقتی به عنوان پایه ی گیلاس استفاده می شود، پا کوتاه ترین پایه ی بلژیکی است. اندازه ی درخت بر روی این پایه ممکن است که به دو سوم تا سه چهارم کاهش یابد که بستگی به شرایط محل و رقم پیوندک دارد. دانشمندان بلژیکی توصیه می کنند در صورتی که درختان گیلاس بر روی این پایه پیوند شوند، بیش از 740 درخت در هکتار می توان کشت کرد. رقم مونت مورنسی وقت روی اینمیل پیوند شد، رشدی متفاوت از خود نشان داد که تقریبا دو سوم تا سه چهارم اندازه ی درختان پیوندی وی F.12/1 است و هنگامی که این درختان در خاک های حاصل خیز عمیق کشت می شوند، فقط 30% اندازه ی درختانی می شوند که در خاک های ضعیف کاشته شده اند.
یکی از مشکلات اصلی درختانی که روی اینمیل پیوند می شوند، زاویه ی بسته ی انشعابات شاخه ها و عادت رشد قائم و راست شاخه ها می باشد.
معمولا قابلیت سازگاری با همگروه عاری از ویروس اینمیل خوب است، اما طی آزمایش های اولیه ای که در بلژیک صورت گرفت، معلوم شد که اینمیل با رقم ارلی ریورز قابلیت سازگاری کمی دارد و آزمایش هایی نیز که برای پیوند رقم هدل فینگن فوشمول بر روی اینمیل صورت گرفت با شکست مواجه شدند.
با وجود این که نتایج آزمایش هایی که در بلژیک صورت گرفت بیانگر زود باردهی و تولید متوسط محصول است، اما آزمایش هایی که در ایالات متحده ی آمریکا انجام شدند نشان داد که درختان پیوند شده روی اینمیل، در مقایسه با درختانی که روی بسیاری از پایه های دیگر پیوند می شود، دیرتر به بار می نشینند.
درختانی که روی اینمیل قرار دارند، به کلروز ناشی از آهک حساسیت متوسط داشته و در مقایسه با درختانی که روی پایه های دامیل و کامیل قرار دارند، سرما را کمتر تحمل می کنند. اینمیل در خاک های مرطوب خوب رشد نمی کند و به آسیب ناشی از Phytophthora نیز حساس است. درختانی که بر روی اینمیل پیوند می شوند، احتیاج به قیم دارند و برای اینکه شاخه های جدیدیشان به حد کافی رشد کنند، لازم است که مرتب هرس شوند.
GM61/1 (دامیل)
دامیل یک فرم گزینش شده از دورگه ی پرونوس داویکنسیس است که در صورتی که به عنوان پایه استفاده شود، درختانی با رشد متوسط به وجود می آورد که قطر تنه هایشان، یک سوم تا دو سوم درختان پیوندی روی پایه ی F.12/1 است، اما تاج این درختان، یک سوم تا دو سوم درختان پیوندی روی F.12/1 بود. برای درختانی که روی دامیل پیوند می شوند، تراکم 370 تا 570 درخت در هکتار توصه می شود. دامیل از طریق قلمه های چوب نرم که زیر سیستم مه افشان قرار دارند، به راحتی تکثیر می شود. نتایج فرانسوی ها بیانگر زود باردهی خوب درختانی است که روی آن پیوند می شوند و از این نظر شبیه درختانی هستند که روی SL.64 پیوند می شوند. با این وجود طی آزمایش های دیگری که در ایالات متحده ی آمریکا و چند کشور دیگر انجام شدند، معلوم گردید که در مقایسه با همگروه های دیگر پایه های پا کوتاه، درختانی که بر روی دامیل رشد می کنند، از زود باردهی و تولید محصول نسبی ضعیفی برخوردارند.
درختانی که بر روی دامیل پیوند می شوند، استقرار خوبی دارند، اما ممکن است که در سال های اول بعد از کاشتشان نیازمند قیم باشند. این پایه پا جوش کمی تولید کرده و به خاک هایی که pH بالایی دارند، حساسیت متوسط دارد، اما به دو گونه ی خسارت زای Phytophthora نیمه مقاوم است. آزمایش هایی که در نیویورک صورت گرفت نشان دهنده ی این بود که دامیل در خاک های شنی، به گال طوقه فوق العاده حساس است. علاوه بر این، دامیل سرمای زمستان را نیز بخوبی تحمل می کند.
GM79 (کامیل)
این همگروه از یک جمعیت پرنوس کانسنس انتخاب شده است که به صورت غیر متراکم رشد می کند. طی آزمایش هایی که در بلژیک صورت گرفت، مشاهده شد درختانی که روی کامیل پیوند شده بودند، قطر تنه هایشان یک سوم تا یک دوم و حجم تاجشان یک دوم تا دو سوم حجم تاج درختان مشابهی بود که روی F.12/1 پیوند شده بودند، به 6 تا 8 دفعه هرس کمتر نیاز داشتند. آزمایش هایی که در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفت نشان دادند که ارقام گیلاسی که روی کامیل پیوند شده بودند، بعد از کذشت 10 تا 12 سال از کشت آنها، 70 درصد اندازه ی درختان می شدند که روی F.12/1 پیوند شده بودند. محققین بلژیکی معتقدند که تراکم این پایه در هکتار باید 300 تا 450 درخت باشد.
با وجود اینکه گزارش شده است در فرانسه بین کامیل و رقم کانادایی سامیت ناسازگاری وجود دارد، اما معمولا این پایه سازگاری خوبی با پیوندک های گیلاس دارد. پیوند روی این پایه زود باردهی و تولید محصول بسیار خوبی را باعث می شود، اما متاسفانه کامیل به خاک های مرطوب حساس است و با عفونتی که توسط گونه های Phytophthora ایجاد می شود، آسیب دیده و از بین می رود. کامیل در برابر سرمای زمستان تحمل خوبی را از خود نشان داده است، اما پاجوش دهی آن یک عیب محسوب می شود و از این نظر شبیه درختانی است که روی F.12/1 پیوند شده اند. بر خلاف دو گزینش دیگر بلژیکی، درختانی که بر روی کامیل پیوند می شوند، نیازی به قیم ندارند.
GM8
این فرم گزینش شده بلژیکی که دورگه ی پرونوس سابیرتلا با پرونوس یدونسیس× پرونوس سابیرتلا است، طی آزمایش های صورت گرفته نتایج متفاوتی را نشان داده است و لذا نام گذاری نشده و توسط موسسه ی ژمبلاکس معرفی نگردید. این فرم گزینش شده با راقام پیوندی گیلاس رقابت سازگاری متفاوتی دارد و غالبا استقرار ضعیفی دارد. درختانی که روی GM8 قرار دارند، رشدی متوسط داشته و در اکثر موارد شبیه درختانی هستند که روی رقم کلت پیوند شده اند. این درختان زود بار دهی خوبی داشته و پاجوش کمی نیز می دهند. متاسفانه GM8 به خاک های خیلی آهکی و همچنین سرمای زمستان، بسیار حساس است.
دورگه هایی که در درسدن-پیلنیتز آلمان ایجاد شده اند.
در یک برنامه ریزی اصلاحی گسترده و بلند مدت که در درسدن پیلنیتز آلمان صورت گرفت، تعدادی ارقام دورگه به وجود آمدند که بعنوان پایه، مزایایی را در بر داشتند. در اوایل کار، گونه ها و گزینش های دو رگه ای که شامل پرونوس اینسیزا، پرونوس نیپونیکا کوریلنیس، پرونوس کانسنس، پرونوس تومنتوزا و پرونوس آویوم بودند، مورد توجه قرار نگرفتند. سپس با تلاقی هایی که بین پرونوس کراسوس، پرونوس پزودوکراسوس و ارقام دو رگه ی اوکام (پرونوس کامپانولا× پرونوس اینسیزا) ، کورسار (پرونوس کامپانولاتا × پرونوس نیپونیکا کوریلنسیس) و ایونسی صورت گرفت و با معفی این ارقام دورگه قابلیت سازگاری پایه ها بهبود یافت.
Pi-Ku4.20 دو رگه ای ات که از تلاقی پرونوس آویوم با پرونوس کانسنس× پرونوس تومنتوزا به وجود آمد و یکی از فرم های گزینش شده است که رشدی متوسط داشته و ارقام کاسینز، ون و هدل فینگن که روی آن پیوند می شوند، محصول پرباری دارد. اما زمانی که این پایه در خاک های شنی سبک کشت شود، باید تا حدودی نگران کاهش طول عمر درخت بود. همگروه خواهری دیگر این دورگه که دارای مزایایی نسبت به Pi-Ku4.20 می باشد، Pi-Ku4.17 نام دارد که در واقع کمی پا کوتاه تر از Pi-Ku4.20 است. سه همگروه دیگری نیز که از تلاقی پرونوس آویوم با رقم دورگه ی حاصله از تلاقی پرونوس کانسنس با پرونوس کوریلنسیس به وجود آمدند و کد آنها 4.11، 4.3 و 4.15 می باشد نیز مزایایی را از خود نشان داده اند و در مقایسه با مجموعه هایی که قبلا ذکر شدند، کمی پا کوتاه ترند. Pi-Ku4.83 نیز یک دو رگه ی حاصل از تلاقی پرونوس پزودوکراسوس با ( پرونوس کانسنس × پرونوس اینسیزا) است و درختان حاصله بر روی این پایه، رشد متوسطی دارند و از این نظر مانند درختان پیوندی روی پایه ی کلت می باشند و علاوه بر این، محصول خوبی نیز می دهند.
سایر دورگه های پرونوس که برای پایه استفاده می شوند
چند همگروه که در هولووسی چکسلواکی انتخاب شدند ( مجموعه ی P-HL )، به عنوان پایه ی گیلاس، مزایایی را از خود نشان دادند. یکی از این موارد P-HL-6 است که در مقایسه با پایه ی F.12/1 درختانی کوچک تر و پر بار تر را به وجود می آورند و می توان آن ها را به راحتی از طریق قلمه ی چوب نرم تکثیر کرد. چند فرم گزینشی کد گذاری شده ی دیگر نیز از P-HL وجود دارند که به صورت 4، 6، 50 و 84 فهرست بندی شده اند و از بین اینها، فقط کد 84 است که مصرف تجاری دارد. اما با آزمایش هایی که در لهستان صورت گرفت معلوم شد که رقم بارلت، سازگاری کمی روی این پایه دارد. ظاهرا این همگروه ها، دو رگه هایی طبیعی هستند که از تلاقی پرونوس آویوم با پرونوس کراسوس به وجود آمدهاند.
دو رگه ی دیگری که در مجارستان انتخاب شد، پروب می باشد که یک نهال بذری پر رشد است که از داخل یک بستر بذری پرونوس فراتیکوزا انتخاب گردید. ظاهرا پروب دورگه ی پرونوس فراتیکوزا با پرونوس مهالب است . ظاهرا قابلیت سازگاری چوپیوند بین پیوندک های گیلاس و پایه ی پروب مناسب است و در مقایسه با درختانی که بر روی پایه های بذری مهالب قرار دارند، حدودا 50% کاهش رشد دارند. پروب چه به عنوان پایه استفاده شود و چه برای میان پایه به کار برده شود، باعث زود رسی محصول شده و از طریق قلمه ی چوب نرم نیز به راحتی تکثیر می شود.
محققین رومانیایی دور گه ی (آلبالوی موکانستی × یک همگروه پرونوس آویوم) را انتخاب کرده اند که آن را IP-C1 نامیده اند. این قلمه به وسیله ی چوب نرم، ریز ازدیادی یا خوابانیدن تکثیر می شود. رشد درختانی که روی IP-C1 قرار دارند، مشابه یا اندکی کمتر از درختانی است که روی رقم کلت پیوند شده اند. پایه ی IP-C1 خاک های مرطوب را از F.12/1 بهتر تحمل می کند، پاجوش کمتری می دهد و باعث زود بار دهی بهتر محصول می شود.
