روش های به نژادی آلبالو و گیلاس

روش های به نژادی آلبالو و گیلاس

گزینش از بین گونه های پرونوس

بیشتر تحقیقات پیرامون پایه بر روی نتایج حاصل از تلاقی پرونوس مازارد، مهالب، آلبالو و گیلاس استپی و انتخاب همگروه های برتر از بین آنها متمرکز شده است. اگرچه مازارد ها نسبت به شانکر باکتریایی تحمل بیشتری دارند و ساده تر تکثیر می شوند، اما هیچ یک از اینها در کنترل رشد درخت یا بهبود باردهی آن موثر نمی باشند. فرم های برتر مهالب به سادگی تکثیر شده، سازگاری به چوپیوند داشته و موجب افزایش بار دهی می شوند، اما کاملا قابلیت پاکوتاه کنندگی نداشته و برای کشت در خاک های لومی و رسی مناسب نمی باشند.

از مهم ترین ارقام پا کوتاه کننده، گزینش هایی از آلبالو و گیلاس استپی هستند که به خوبی موجب تحریک زودرسی در پیوندک می شوند. به هر حال انتخاب پایه مشکلات خاص خودش را دارد. در بیشتر موارد بین همگروه های پایه ای آلبالو و گیلاس استپی با پیوندک های گیلاس معمولی ناسازگاری مشاهده می شود و این پایه ها تکیه گاهی ضعیف با پاجوش فراوان برای این پیوندک ایجاد میکنند. با این وجود چند همگروه پایه ای بسیار مناسب آلبالو توسط محققین موسسه واین استفان در مونیخ آلمان تولید شده است.

اخیرا در گونه های دیگری از زیر مجموعه پزودوکراسوس مانند پرونوس اینسینزا، پرونوس کانسینا، پرونوس داویسنسیس، پرونوس موگوس و چند گونه دیگر صفت پا کوتاهی مشاهده شده است. باوجود این که بسیاری از همگروه های گزینش شده  از این گونه ها قابلیت سازگاری خوبی با پیوندک نشان داده اند، اما کنترل رشد پیوندک و کاهش پاجوش دهی، زودرسی و افزایش باردهی پیوندک معمولا بسیار ضعیف بوده است. با این حال همگروههای گونه هایی از قبیل پرونوس کانسنس، پرونوس اینسیزا، پرونوس کوریلنسیس و پرونوس نیپونیکا مزایای قابل توجهی دارند. به عنوان مثال آنها در مقابل آفت زیانبار مگس سیاه (Myzus cerasi) مقاومند.

هرچند اصلاح و انتخاب همگروه های پایه ای از بین گونه های پرونوس هنوز ادامه دارد، اما در سال های اخیر تلاش های زیادی در زمینه ی اصلاح دو رگ های ناشی از تلاقی بین دو یا چند گونه صورت می گیرد.

اصلاح و گزینش های دو رگ های پرونوس

بیشتر فعالیت هایی که در زمینه اصلاح پایه های گیلاس صورت می گیرند بر روی تولید دو رگ های حاصل از تلاقی دو یا چند گونه گیلاس یاآلبالو متمرکز شده است. از تلاقی های انجام شده بین پرونوس آویوم و پرونوس پزودوکراسوس پایه معروف کلت به وجود آمده است و در اثر گرده افشانی طبیعی دورگ های حاصل از تلاقی پرونوس مهالب با پرونوس آویوم، دورگ های سری M×M ایجاد شدند که کد 14 آنها در فرانسه بسیار رواج پیدا کرد. اخیرا گزینش هایی که در بلژیک از بین دو رگ های پرونوس صورت گرفت به عنوان درخت یا درختچه ی زینتی کشت کی شوند  شامل ارقام اینمیل و دامیل که از گزینش های طبیعی دورگ های طبیعی پرونوس هستند می باشد.

بدون شک گسترده ترین و هماهنگ ترین تلاش های صورت گرفته در زمینه ی تولید پایه های دو رگ جدید گیلاس و آلبالو از پروژه های اصلاحی ژیسن آلمان شروع شد. این پروژه ها از سال 1965 یعنی زمانی آغاز شدند که تلاقی های اولیه بین گونه های والدینی صورت گرفتند. این گونه ها در محیط آزاد و خارج از گلخانه کشت شده بودند، لذا موفقیت کمی را در بر داشتند و فقط 45 دانهال از 2400 گل گرده افشانی شده به دست آمد. بعد از آن با انتقال والدین به گلخانه، تطابق زمان گل دهی  گونه های مختلف و آزمایش قابلیت سازگاری گرده با بافت خامه ای گل در شرایط آزمایشگاهی، موفقیت در زمینه ی اصلاح پایه ها تا حد زیادی افزایش یافت.

نخستین اقدام اصلاح گران آلمانی در این پروژه بعد از تولید چند هزار دورک مختلف در ژیسن، آزمایش قابلیت تکثیر ارقام دورگ و همچنین تولید همزمان دانهال های جدید برای آزمایشات بیشتر در زمینه های دیگر بود. برای این منظور از روش های مختلف خوابانیدن ( به وسیله­ی حلقه برداری شاخساره های یکساله باسیم جهت تحریک ریشه زایی (مارکوتینگ) استفاده شد. ارقام دو رگه ای که در ابتدا راحت تر از سایر ارقام تکثیر شدند ارقام دو رگ حاصل از تلاقی پرونوس کراسوس با پرونوس فرایتکوزا و پرونوس ودای بودند. در تمام این ارقام ریشه های هوایی از انتهای شاخه ی یکساله رشد و توسعه یافتند (مانند تشکیل ریشه های دو رقم کلت). همگروه های دو رگ تتراپلویید معمولا حتی بعد از تیمار حلقه برداری ریشه زایی بسیار ضعیفی داشتند. در بعضی موارد از روش های قلمه ی ریشه یا قلمه های چوب نرم در محیط مه افشان برای تکثیر مطلوب این ارقام استفاده می شد.

تلاش هایی که در راستای گزینش اولیه ی همگروه های پر رشد بر اساس برآورد نسبت ریشه به پوست رقم مورد نظر صورت گرفت کاملا موفقیت آمیز نبوده است. همچنین فعالیت های صورت گرفته در آلمان نشان دادند که رابطه ی ضعیفی بین رشد پایه و پیوندک های گیلاس وجود دارد. با این حال رشد طولی شاخساره های یکساله همبستگی منطقی با زمان توقف رشد شاخساره و همبستگی نسبی با پایه ی پیوند خورده با آن را داشت. در این زمینه معتبرترین و طولانی ترین روش ارزیابی  اثرات پایه بر رشد و باردهی پیوندک، اجرای کوپیوند و آزمایش در سطح باغ است و محققین آلمانی در این زمینه فعالیت های زیادی را در سطح باغ و بر روی همگروه های پایه ای جدید انجام دادند.

در طی این آزمایشات به سرعت معلوم گردید درختانی که بر روی بسیاری از همگروه های پایه ای پاکوتاه کوپیوند شده بودند دچار پیری زودهنگام برگ ها در پاییز، کاهش طول شاخساره و مرگ سیخک های گل دهنده ی موجود بر روی شاخه های قدیمی تر می شوند. پر بار دهی این ارقام نیز با گذشت زمان کاهش یافت. این مساله نشان داد که برای موفق بودن پیوند گیلاس های کشت شده بر روی پایه های پاکوتاه در سطح تجاری باید درختان به صورت منظم و دقیق هرس شوند تا تولید چوب جدید تحریک شود.

بسیاری از ارقام دو رگ پرونوس به استثنای ارقامی که تا کنون در مناطق متعددی آزمایش شده اند به عنوان قسمتی از پروژه ی اصلاحی در ژیسن ارزیابی شده اند. پرونوس کراسوس × پرونوس کونسینا، پرونوس کراسوس × پرونوس اینسیزا و پرونوس کراسوس × پرونوس سابیرتلا هنگامی که به عنوان پایه استفاده شدند، رشد درخت را 40 تا 50% کاهش دادند، اما پرونوس فراتیکوزا × پرونوس اینسیزا موجب کاهش رشد ارقام پیوندی تا بیش از 50 % شد. هرچند عملکرد درختان روی این پایه های دو رگ متوسط بود و تمامی آنها پاجوش زدند. لذا ارزیابی بیشتری بر روی این ارقام دو رگ صورت نگرفت. سایر ارقام دو رگ که برای قابلیت پایه بودن بررسی شدند شامل دورگ های پرونوس پاندورا × پرونوس نیپونیکا که 40% رشد پیوندک را کاهش می داد و پرونوس نیپونیکا × پرونوس اینسیزا و پرونوس اسپشیوزا بودند که درختان پا کوتاه تری را ایجاد می کردند. اما زودرسی و باردهی بسیار ضعیف بود و اندازه ی میوه ی پیوندک بر روی این پایه ها کوچک بود. همگروه های پرونوس پزودوکراسوس × (پرونوس اینسیزا × اسپشیوزا)، پرونوس هیلری، پرونوس اینسیزا یا پرونوس اینسیزا × اسپشیوزا و همچنین ارقام دورگ حاصل از تلاقی بین دو رقم اخیر و پرونوس سابیرتلا یا پرونوس کونیکا موجب پاکوتاهی ارقام پیوندی شدهاند، اما زود گلدهی و کیفیت جوانه ی گل بسیار ضعیف بود. سایر تلاقی های بین پایه های مجموعه ی پزودوکراسوس شامل پرونوس تاندورا، پرونوس پزودوکراسوس، پرونوس اینسیزا، پرونوس کانسینا، پرونوس نیپونیکا، پرونوس سابیرتلا و پرونوس هیلری بود که درختان بسیا رپا کوتاه اما با طول عمر کوتاه تولید می کردند. دورگ هایی که پرونوس فراتیکوزا یکی از والدین آنها بود همگروه هایی تولید می کردند که معمولا هنگام آزمایش به عنوان پایه پاجوش های زیادی تولید می کردند.

در مجموع نتیجه گرفته می شود که با وجود اینکه بسیاری از ارقام دورگ پرونوس در صورتی که به عنوان پایه استفاده شوند، بخوبی موجب ایجاد درختان پاکوتاه گیلاس و آلبالو می شوند. اما بسیاری از آنها دارای معایب مهمی هستند. در مورد پایه های دو رگ گیلاس و آلبالو، تحریک زود گلدهی و میوه بندی مطلوب همبستگی مثبت زیادی با پاکوتاهی درخت ( ویژگی که در پایه های پاکوتاه سیب معمولا مشاهده می شود.) ندارد. برای این که درخت به حد کافی عمر کند و اندازه میوه هایش در حد مناسبی باقی بماند، لازم است به هنگام استفاده از پایه ی پا کوتاه گیلاس یا آلبالو مدیریت درختان با دقت انجام شود.