انتخاب اجزای تشکیل دهنده ی باغ گیلاس و آلبالو

انتخاب اجزای تشکیل دهنده ی باغ گیلاس و آلبالو

پایه گیلاس و آلبالو

 معمولا پایه ها فقط برای تکثیر پیوندک هایی که از طریق تکثیر رویشی ( در اینجا منظور تکثیر پیوندک بر روی ریشه ی خودش است.) به سختی تکثیر می شوند، مورد استفاده قرار می گیرند. امروزه استفاده از یک پایه ی مناسب می تواند مزایایی بیش از این را برای خزانه دار و باغ دار داشته باشد. اما انتخاب پایه نوعی توافق بین عرضه و تقاضا از طرف خزانه دار و باغ دار است و در این رابطه ویژگی های مهمی که مد نظر باغبان است با ویژگی هایی که خزانه دار در نظر دارد بسیار متفاوتند. خزانه دار پایه هایی را در نظر می گیرد که به راحتی تکثیر شوند، در هنگام کوپیوند بخوبی با جوانه جوش بخورند و در حالت طبیعی درختانی بزرگ و پر شاخ و برگ تولید کنند، اما باغدار علاوه بر ویژگی های فوق برای تاثیری که پایه بر احداث باغ می گذارد نیز اهمیت قایل است. اثرات پایه ها بر رشد درخت، باردهی، اندازه ی میوه و مقاومت در برابر شرایط نامناسب خاکی، آفات یا بیماری ها برای باغدار اهمیت بسیار بیشتری از خزانه دار دارد.

اکثر درختان گیلاس و آلبالو بر روی پایه های مازارد ( پرونوس آویوم لینه) یا مهالب ( پرونوس مهالب) کشت می شوند. پایه های مازارد برای خاک های عمیق لومی و پایه های مهالب برای خاک های شنی که زهکش خوبی  دارند مناسب می باشند. در مناطقی که خاک های سنگین رسی با زهکش ضعیف دارند گیلاس را معمولا روی آلبالو (پرونوس کراسوس) پیوند می زنند. این پایه در بعضی موارد برای پیوندک های ارقام آلبالو نیز مناسب می باشد.

معمولا تمام پایه های گیلاس بذری هستند.اما گاهی اوقات از پاجوش هایی که از پایین درختان بارده به وجود می آیند نیز به عنوان یک منبع ثانویه برای تهیه پایه استفاده می شود. خزانه دار در صورتی که مختار باشد، معمولا ترجیح می دهد پایه های مهالب را بیشتر از پایه های مازارد تولید کند، زیرا پایه های مهالب در مقایسه با پایه های مازارد راحت تر جوانه می زنند، نسبت به بیماری لکه برگی حساسیت کمتری دارند و در برابر خسارات ناشی از سرمای زمستان و خشکی، بیشتر مقاومت می کنند. متاسفانه درختانی که روی پایه های مهالب پیوند شد اند، اگر در خاک نامناسب کاشته شوند ممکن است عمر کوتاهی داشته باشند و به همین دلیل در حال حاضر تعداد این پایه ها نسبت به گذشته کمتر است.

حدودا 50 تا 70 سال است که پایه های همگروه مازارد، مهالب و آلبالو که از طریق رویشی تکثیر شده اند، انتخاب گردیده اند و در این میان، چند نمونه از این پایه ها از قبیل f.12/1 و اس تی لوییس 64 (SL64) نیز شهرت بسیار زیادی یافته اند. در همین مورد هر چند پایه های همگروه مازارد به راحتی تکثیر نمی شوند، اما بسیاری از تولید کنندگان در جستجوی یافتن راهی برای جلوگیری از این  مشکل هستند و لذا پیشنهاد می شود که تا زمان ییافتن این راه حل، فقط از پایه های بذری استفاده شود. در فرانسه استفاده از پایه های مهالب از قبیل SL64 توسعه یافته است و این پایه ها نیز براحتی از طریق قلمه ی چوب نرم تابستانه تکثیر می شوند. بسیاری از پایه های همگروه آلبالو از طریق قلمه ی چوب نرم براحتی تکثیر می شوند و لذا این روش برای ایجاد پایه های همگروه این گونه ها ترجیح داده می شود.

علاوه بر اینها، دو گونه ی دیگر از جنس پرونوس نیز به نام های پرونوس فراتیکوزا و پرونوس کانسنس، به عنوان پایه برای گیلاس و آلبالو توصیه می شوند. هنگامی که از گونه ی اولی ( پرونوس فراتیکوزا) به عنوان پایه استفاده می شوند، درختان گیلاس بسیار کوتاه می شوند و پاجوش زیادی تولید میکنند. اما از آنجایی که این رقم به سختی از طریق قلمه تکثیر می شود، بخوبی می توان آن را از طریق خوابانیدن به راحتی تکثیر کرد. پرونوس کانسنس پایه ای است که درختان با قامت متوسط تولید می کند و در عین حال قلمه های چوب نرم آن نیز به راحتی ریشه دار می شوند.

اخیرا چند رقم دو رگه ی پرونوس نیز شناسایی شده اند که برای پایه ی گیلاس مناسب هستند. رقم کلت ( پرونوس آویوم  × پرونوس پزودوکراسوس ) که یکی از همین ارقام دورگه است، با هر یک از روش های نام برده به راحتی تکثیر می شود. درختان روی پایه ی کلت در خزانه به راحتی استقرار می باند و شاخه های گسترده ی فراوانی به وجود می آورند. سایر پایه های دو رگه ای که در آلمان و بلژیک انتخاب و تکثیر شده اند، ممکن است از نظر کنترل رشد درخت، برای باغدار محدودیت به وجود بیاورند. بسیاری از این ارقام دو رگه ی جدید، از طریق فنون قلمه ی چوب نرم یا ریز ازدیادی تکثیر می شوند.

میان پایه

به غیر از گیلاس و آلبالو، در تکثیر سایر گونه های میوه های مناطق معتدله از میان پایه ها به طور گستره ای استفاده می شود. میان پایه ها برای غلبه بر مشکل ناسازگاری موجود بین پیوندک های گلابی با پایه های به (Cydonia oblanga) یا بعنوان وسیله ای جهت پا کوتاه کردن درختان سیب کاربرد دارند. میان پایه ها به ویژه زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که خود میان پایه به سختی از طریق رویشی تکثیر شود یا در صورت استفاده به عنوان پایه، استقرار ضعیفی داشته باشد.

میان ساقه ها نیز به دلیل پیوند حد واسط بودن از پیوندک های دیگر، با میان پایه ها فذق دارند و در بعضی موارد مفید واقع می شوند. به عنوان مثال، یک میان ساقه که از ک رقم مقاوم به سرمای زمستانه گرفته شده باشد می تواند تحمل سرمایی خوبی را برای تنه ی بعضی از ارقام حساس درختان سیب به وجود بیاورد، اما گزارش شده است که علاوه بر این، میان ساقه باعث زودباردهی محصول پیوندک های سیب هم شده است. در رابطه با درختان گیلاس و آلبالو نیز با وجود این که تولید محصول با استفاده از میان پایه و میان ساقه مورد ارزیابی قرار گرفته است، اما نتایج حاصله ثابت نبوده اند و در نتیجه از میان پایه و میان ساقه در تولید درختان گیلاس و آلبالو زیاد استفاده نمی شود. متاسفانه در چند آزمایشی که بر روی میان پایه های گیلاس صورت گرفت از وسایل عاری از ویروس استفاده نشد و لذا تشخیص این که علایم موجود مستقیما به دلیل استفاده از میان پایه بود یا ارتباط غیر مستقیم با سلامت میان پایه داشت، کار مشکلی بود. بسیاری از محققین، ارقام همگروه آلبالو یا مهالب را برای میان پایه ی کوتاه کننده ی گیلاس مورد آزمایش قرار دادند. بر اساس بعضی گزارش ها رشد پیوندک تحت تاثیر میان پایه قرار می گیرد، اما در بعضی گزارش های دیگر با استفاده از میان پایه، باردهی درخت افزایش یافته است. اما برای اثبات این موارد، به تحقیقات بیشتری نیاز می باشد.

احتمالا در مناطقی که معمولا به صورت سنتی درختان بلند قامت کشت می شود و بیماری شانکر باکتریایی    (Pseudomonas mors prunorum  و P. syringae ) به عنوان یک بیماری مهم در آن مناطق شیوع دارد، استفاده از یک پایه ی همگروه مقاوم که به عنوان ساقه ی درخت باشد. ( ساختار درخت ترکیبی از پیوندک های حساس بر روی شاخه های مقاوم واهد بود.) مزیتی مهم به شمار می رود. از آنجایی که این ساختار ساقه ای به سختی بر روی ریشه ی خودش تکثیر می شود، بنابر این باید به صورت میان پایه مورد استفاده قرار گیرد.

استفاده از میان پایه بدون در نظر گرفتن روش هایی که در کوپیوند یا سایر پیوند ها به کار می روند، باعث افزایش هزینه های تولید درخت می شود. در این رابطه، معروف ترین  ارزان ترین روش ممکن، پیوند پیوندک به میان پایه و سپس پیوند این دو روی پایه می باشد که در این روش در یک لحظه دو پیوند با هم انجام می ود. اما در این روش نیز طول میان پایه محدود می شود تا بتوان از آن استفاده کرد و درختانی که از این طریق تولید می شوند برای این که با موفقیت مستقر شوند و بصورت همسان رشد کنند، نیازمند مراتب دقیق هستند. معمولا این نوع پیوند دوگانه را در پایه هایی مورد استفاده قرار می دهند که در خزانه به صورت ردیفی قرار گرفته اند، اما گاهی ممکن است که تمام کار به صورت رومیزی و با استفاده از پایه های ریشه لخت انجام شود. روش طولانی تر دیگر، زدن کوپیوند پیوندک با میان پایه در تابستان بعدی است. هرچند این روش هزینه بر تر است، اما معمولا مطمئن تر است  و احتمالا موجب زود باردهی درخت می شود.

پیوندک

انتخاب یک رقم پیوندی توسط باغدار ممکن است بر اساس نتایج آزمایشات انجام شده بر روی ارقام جدید یا بر طبق تجربه های حاصله از موفقیت های قبلی یک رقم خاص باشد. این انتخاب ممکن است بسیار اختصاصی باشد، یعنی بعضی باغداران یک همگروه خاص از یک رقم خاص را انتخاب کنند. اما همگروه های بسیار خوب گیلاس و آلبالو که باعث بهبود باردهی، اندازه ی میوه، رنگ و مرغوبیت آن شده اند، در چندین کشور جهان انتخاب گردیده اند و در هر جایی که مورد نظر باشد مورد استفاده قرار می گیرند.

سرمایه گذاری خزانه دار در هنگام انتخاب رقم، بر اساس وضعیت سلامت اجزای پیوندک و قابلیت استفاده از آن در کوپیوند و سایر پیوند ها می باشد. درختی که از نظر سلامتی تایید شود، به عنوان گیاه مادری برای تهیه ی قلمه، کوپیوند و سایر پیوند ها مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر این، درخت باید از نظر تناسب اندازه و سلامت وضعیت فیزیولوژیکی برای موفقیت در عمل تکثیر، مورد آزمایش قرار گیرد. در رابطه با این مساله در بخش های پایانی همین فصل توضیحات بیشتری داده می شود.

کیفیت و سلامت مواد گیاهی

تمام پایه ها، میان پایه ها و پیوندک هایی که در تکثیر آلبالو و گیلاس استفاده می شوند، باید از نظر سلامتی تایید شوند. پایه ها نباید به بیماری های خاکزاد از قبیل گال طوقه (Agrobacterium tumiefaciens) و آفاتی از قبیل نماتد ها مبتلا باشند. علاوه بر این، پیوندک و پایه نیز آلوده به آفات و بیماری های باکتریایی، قارچی و همچنین کلیه ی بیماری های ویروسی و مایکوپلاسمایی شناخته شده باشند.

بسیاری از بیماری های ویروسی گیلاس، توسط زنبور عسل یا حشرات دیگری که دانه های گرده به بدنشان می چسبد، از گیاه بیمار به گیاه سالم منتقل می شوند. لذا درختان سالمی که به عنوان پایه ی مادری در تهیه ی پیوندک و پایه های بذری تولید می شوند باید با فاصله از سایر درختان جنس پرونوس کشت شوند، زیرا که این ویروس ها توسط حشراتی که به دانه های گرده آغشته شده اند، قابل انتقال به گیاه سالمند. درختان مادری پیوندک معمولا به شدت هرس می شوند تا  تولید شاخه ی جوانه دار در آنها تحزیک شود و همچنین گلدهی و قابلیت انتشار ویروس در آنها به کمترین حد خود برسد. در این رابطه فهرست منظمی از درختان مادری مبتلا به ویروس، باعث می شود که تشخیص و حذف درختان آلوده راحت تر شود. اما از آنجایی که عمر مفید درختان مادری محدود است، بنابر این باید هر 10 تا 15 سال یکبار با درختان عاری از ویروس جایگرین شوند.

خزانه ی درخت میوه

محل خزانه

محل مناسب برای خزانه ی درخت میوه مکانی است که به جای داشتن پستی و بلندی، هموار وصاف باشد تا بدین ترتیب استفاده از ماشین های قلمه زنی و برداشت کننده ی نهال ها از خزانه آسان تر شود. در مناطقی که سرمای بهاره دارند، معمولا یک شیب ملایم رو به جنوب در نظر گرفته می شود تا در طول سال خاک زود تر گرم شود و شکوفایی و رشد جوانه ها سریع تر صورت گیرد. خزانه باید در برابر بادهای شدید حفظ شود زیرا نه تنها این کار موجب حفاظت از نهال های جوان می شود، بلکه باعث می شود جوانه های پیوندک که تازه به وجود آمده اند، در اثر وزش باد بریزند. در احداث بادشکن ها معمولا از درختانی از قبیل توسکا، سپیدار و بید استفاده می شود تا جلوی بادهای شدید گرفته شود و بدین وسیله اثرات مثبت بادشکن ها تا فاصله ای معادل 10 برابر ارتفاعشان وجود خواهد داشت ( یعنی به عنوان مثال، اگر ارتفاع بادشکن 10 متر باشد، نهال ها تا شعاع 100 متری بادشکن، از باد حفظمی شوند.). انتخاب باد شکن باید دقیق باشد، چون بسیاری از بادشکن ها میزبان ثانویه ی بیماری های خسارتزا از قبیل بیماری برگ نقره ای نام انگلیسی ناخوانا بود تصویر شماره 139 می باشند. در مناطقی که یخ زدگی تابشی طی فصل بهار مشکل ساز است باید جاهایی که در نقاط گود واقع شده اند از سرمازدگی حفظ شوند، زیرا امکان دارد که صدمات قابل توجهی به شاخساره های جوان وارد شود. بادشکن های متراکم نیز که ب صورت یک خط در سراسر نقاط شیب دار امتداد دارند با ممانعت از جریان یافتن طبیعی هوای سرد، مشکلات مشابهی را به وجود می آورند.

خاک خزانه

مناسب ترین خام برای خزانه ی درختان میوه خاکی است که عمیق، حاصلخیز، دارای زهکشی مناسب و بافت متوسط،حاوی مقار کافی از مواد آلی و دارای مقادیر متعادل از مواد غذایی باشد. خاک های عمیق و دارای بافت سبک ب سرعت رطوبت و مواد غذایی خود را از دست می دهند و با وجود اینکه کشت بر روی این گونه خاک ها، در شرایط آب و هوایی بسیار راحت است، اما نیازمند مدیریت دقیق و آبیاری مناسب نیز هستند تا بتوان از آنها درختان خوبی به عمل آورد. خاک های سنگین رسی زمانی که مرطوب باشند، برای کشت و کار مشکل سازند و علاوه بر این، در فصل بهار نیز دیر گرم می شوند. خاک خزانه نیز باید دارای مقادیر قابل توجهی از عناصر غذایی تامپون ( متعادل کننده ی pH خاک) باشد و نباید بعد از بارش سنگین باران به صورت کپه ای در آید یا فرسایش یابد.

در اواخر پاییز یا زمستان خاک خزانه را شخم می زنند و بعد از آن سله شکنی می کنند تا زمین مناسب کشت ایجاد شو. زمانی که خاک خیس باشد یا احتمال برود که بافت خاک دچار تغییرات مضر می شود، هرگز نباید سله شکنی را انجام داد. خاک هایی که لایه ی سخت زیرین دارند مانع جدی برای جلوگیری از زهکشی و رشد ریشه به بخش های پایینی ان به شمار می روند. با این وجود در جاهایی که امکان انجام هیچ کاری دیگری وجود ندارد، لایه ی سخت را باید با کمک تجهیزات مناسب خاک ورزی از بین برد.

در جاهایی که قبلا گیلاس یا سایر درختان هسته ار کشت شده اند، ممکن است شماری از امراض و بیماری های ناشی از بازکاشت، اثراتی از خود نشان دهند. این عارضه را می توان با یک تناوب کشت مناسب و یا یک پوشش علفی که عمر طولانی دارد، به میزان زیادی کاهش داد. بقولات نیز که تامین کننده ی ازت خاک هستند، باعث کاهش بعضی از عوارض و مشکلات بازکاشت در چنین زمین هایی می شوند و حاصل خیزی خاک برای احداث خزانه را نیز بهبود می بخشند. در جاهایی که خاک علائمی از کشت قبلی دارد و در ضمن وقت کافی برای تناوب وجود ندارد، تنها راه موجود ضدعفونی کردن خاک می باشد. در این رابطه انتخاب یک ماده ی شیمایی ضدعفونی کننده، بر اساس عوارض بازکاشت و محدودیت های قانونی که در استفاده از مواد شیمیایی وجود دارند، صورت می گیرد. در جاهایی که احتمال خسارت از نماتد وجود دارد، ترکیبی از دی کلرو پروپان-دی کلرو پروپن ( دی دی) می تواند به عنوان بهترین راه حل توصیه شود. اما باغدارانی که بیشتر تمایل دارند برای رفع این مشکل از روش های بیولوژیکی استفاده کنند ممکن است ترجیح دهند قبل از استفاده از زمین جهت خزانه، برای کاهش جمعیت نماتد ها، از کشت گل همیشه بهار استفاده کنند. در جاهایی که قارچ ها عامل بازدارنده ی بازکاشت بوده اند، مواد شیمیایی از قبیل متیل بروماید، فرمالین یا کلروپیکرین موثر واقع شده اند. هیچ یک از مواد شیمیایی نام برده از نظر بهداشتی برای استفاده مناسب نیستند و لذا فشار های زیست محیطی منطقه ای می توانند مانع استفاده از این مواد در خزانه های نزدیک شهرها شوند. خاک هایی نیز که آلوده به عامل بیماری زای گال طوقه (Agrobacterium tumiefaciense) هستند را نیز نباید در احداث خزانه به کار برد.

نوع گیاهی که قبلا در زمین خزانه کشت می شده است، در تعیین وضعیت مواد غذایی و pH خاک اهمیت دارد. کمبود کلیه ی عناصر غذایی اصلی و عناصر کم مصرف را می توان با یک کود دهی برطرف کرد. در جاهایی که امکان استفاده از کود های دامی وجود دارد، ترکیبی از کود های کاملا پوسیده می تواند علاوه بر بهبود ساختمان خاک ازت خاک را نیز تامین کند. pH پایین خاک (کمتر از 0/5 ) می تواند عورض فیزیولوژیکی شدیدی از قبیل سرخی را به وجود آورد که در واقع مربوط به مسمومیت ناشی از منگنز است. در مناطقی که pH خاک خیلی زیاد است ( بیشتر از 0/8 ) ممکن است مشکلاتی اط قبیل کمبود آهن و کلروز برگ ها به وجود آیند. دادن آهک به خاک باعث افزایش pH خاک می شود و استفاده ی مداوم از کود های اسیدی، pH خاک را کاهش می دهد.