پیوندک گیلاس و آلبالو
تکثیر پیوندک گیلاس و آلبالو
اکثردرختان گیلاس و آلبالو از طریق کوپیوند یا چوپیوند یک رقم پیوندی مورد نظر بر یک روی پایه ی بذری یا پایه ی همگروه تشکیل می شوند که درختان پیوندی نام دارند. در بعضی از موارد، جزء سومی نیز که میان پایه یا میان ساقه است، بین پایه و پیوندک می شود.
با این حال برای موفق بودن کوپیوند یا چوپیوند باید به چند نکته دقت شود:
- پیوندک و پایه باید از نظر پیوند، با هم سازگار باشند. لذا از ترکیب پایه و پیوندک باید درختانی به وجود بیایند که دارای ترکیبی سازگار و طول عمری اقتصادی باشند.
- بافت های کامبیوم پیوندک و پایه ( و میان پایه) باید بر هم منطبق شوند تا هنگام رشد فعال کامبیوم، به هم متصل شوند.
- پیوند های تازه باید در ابتدا محکم به هم متصل گردند و در مقابل خشکی و هجوم آفات و بیماری ها مراقبت شوند.
در نیم کره ی شمالی، پایه های گیلاس و آلبالو در اوایل بهار در خزانه کاشته و سپس در ماه های ژولای یا آگوست کوپیوند می شوند و یا این که در ماه های مارس و آوریل سال بعد چوپیوند می خورند. در مناطق معتدله، جوانه ها تا بهار بعد از کوپیوند رشد نمی کنند و درختان معمولا در زمستان سال بعد به همان حالت اول از جا در آورده می شوند.
گاهی خزانه دار یا باغدار تمایل دارد که وقت کمتری برای تولید درخت صرف کند. یکی از این راه ها، جوانه زنی شاخساره های پایه قبل از جداسازی آن از بستر خوابانیدن شیاری است. اما این روش توصیه نمی شود، زیرا استفاده ی نادرست از جوانه های آلوده به ویروس ممکن است باعث آلودگی کل بستر خوابانیدن شیاری شود. علاوه بر این، هیچ تضمینی نیز برای ریشه دار شدن شاخساره ی جوانه زده وجود ندارد.
روش دیگری که گاهی اوقات توصیه می شود، انتقال درختان در زمستان اول بعد از کوپیوند به باغ است.لذا زمانی این عمل انجام می شود که جوانه ها راکد هستند. این روش می تواند مزایای زیادی را برای سرعت بخشیدن به احداث باغ در بر داشته باشد، اما در مورد پایه های پاکوتاه یا پایه هایی که رشد کمی دارند نباید از آن استفاده شود.
سومین روشی که در سرعت بخشیدن به تولید در خت مورد استفاده قرار می گیرد، انجام کوپیوند بر روی پایه در اوایل سال ( ماه ژوئن) است که این جوانه در واقع یک جوانه ی چوبی می باشد و ذخیره ی سرمایی را نیز در فصل قبل انجام داده است. بدین ترتیب با استفاده از این روش در کوپیوند، رشد پیوندک در همان سال شروع می شود، اما متاسفانه در صورتی که این درختان یک سال ( مدت زمان استاندارد) در خزانه نگهداری نشوند، کیفیت نهال نسبیت به درختان مادری بسیار کاهش می یابد.
کوپیوند ( پیوند جوانه) گیلاس و آلبالو
کوپیوند شامل وارد کردن یک جوانه ی پیوندی رویشی به داخل ساقه ی پایه است. در حالت کلی، کوپیوند راحت تر و سریع تر از چوپیوند انجام می شود و راندمان پایه نیز در آن خیلی بیشتر از راندمان پایه در چوپیوند است، زیرا تعداد پایه های مورد نیاز برای تولید درختان مساوی با درختان حاصله از چوپیوند در آن کاهش می یابد. برای موفقیت کوپیوند، پایه و پیوندک باید از نظر پیوند، باهم سازگار باشند و وضعیت فیزیولوژیکی انها نیز باید مناسب باشد، یعنی باید پوست درخت به راحتی از چوبش جدا شود و جوانه نیز باید رسیده و بالغ باشد. سپس پایه هایی که اندازه ی مناسب دارند ( ترجیحا ایه هایی مدنظر هستند که قطر ساقه آنها در محل زدن کوپیوند، 7.0 تا 9.0 میلی لیتر باشد.) قبل از کاشت در بهار سال اول، هرس فرم دهی شده و از ارتفاع حدودا 40 سانتی متری قطع می گردند. بعد از آن پایه ها به فاصله ی 30 تا 45 سانتی متر بر روی ردیف ها و حداقل یک متر در بین ردیف ها از یکدیگر قرار گرفته و سپس پایه ها با دست یا ماشین در عمق 15 سانتی متری کاشته می شوند.
پایه ها باید در خزانه هایی کاشته شوند که خاک تازه یا ضدعفونی شده دارند و تعادل عناصر غذایی آنها با پوششی از کود تامین شده باشد. با این حال کود لازم باید بر اساس نتایج حاصله از تجزیه ی مواد غذایی خاک تامین شود. برای رشد زیاد پایه ها باید آب مورد نیاز شان در طول بهار و تابستان تامین شود. قسمتی از ساقه نیز که برای کوپیوند مورد نظر است باید از جوانه زنی آن در طول بهار و تابستان جلوگیری شود.
در نیمکره ی شمالی زمان مناسب برای کوپیوند، بین ماه های ژولای و سپتامبر است. در این موقع از سال، کامبیوم رشد فعالی داشته و جریان شیره ی گیاهی نیز مناسب می باشد. در فصل پاییز، جوانه باید به خوبی با پایه پیوند بخورد. در زمستان بعد از زدن کوپیوند، شاخه های روی پایه که بالاتر از محل پیوند قرار دارند باید قطع شوند. اگر کوپیوند با جوانه های چوبی انجام شود که در فصل قبل دخیره سازی سرمایی را انجام داده امد، کوپیوند با یک زبانه ی کوچک ( کوپیوند قاشی) مانند سایر کوپیوند ها در زمان های معمول و متداول سایر پیوند ها، وقتی اثرات یکسانی را در بر خواهد داشت که این پیوند در مناطق مدیترانه ای یا نیمه گرمسیری انجام شود.
گیلاس و آلبالو را معمولا یک تا دو هفته زودتر از سیب و گلابی کوپیوند می رنند، اما زمان مناسب برای این کار در پایه های مختلف با هم فرق می کند. به عنوان مثال، پایه های مازارد در مناطق معتدله ی نیم کره ی شمالی معمولا از اواسط ژولای تا اواسط آگوست موقعیت مناسبی برای کوپیوند دارند، در حالی که پایه های مهالب معمولا یک ماه بعد از این بهتر کوپیوند می شوند. طی تحقیقی که در آلمان صورت گرفن معلوم شد گیلاس هایی که در ماه ژولای بر روی پایه ی F.12/1 کوپیوند می گردند، همیشه فرم مطلوبی به خود نمی گیرند و علت این مساله تولید بافت پینه ای اضافه و ضخیم شدن پایه است. همچنین اگر کوپیوند خیلی دیر و در اوایل ماه سپتامبر زده شود در زمستان آینده، یک لایه ی نکروزه ( سوخته) در محل پیوند بوجود می آید. این مساله در زمستان های سرد شدیدتر است و غالبا باعث از بین رفتن جوانه می شود.
جوانه ی چوبی که از شاخساره های توسعه یافته در فصل جاری گرفته می شود، فقط باید از گیاهان مادری سالم و خوش ترکیب جمع آوری گردد. برای جلوگیری از خشک شدن بیش از حد جوانه ها، تمام برگ ها و گوشواره های برگی بلافاصله بعد از گرفتن جوانه ها حذف می شوند. از آنجایی که چوب این قسمت های جوانه دار دوباره به داخل گیاه دیگری فرو برده می شود، باید با یک پوشش نسبتا خیس پوشانده شود یا انتهای آنها در یک ظرف آب قرار داده شود. این عمل باعث سهولت نگهداری اجزای پیوندی تا چند روز قبل از زدن کوپیوند می شود. در این روش جوانه هایی که نوکشان نارس یا انتهای قسمت چوبی شان ( تکیه گاه) کوچک است، کنار گذاشته می شوند و برای کوپیوند استفاده نمی گردند.
جوانه ها در فاصله ی حداقل 10 سانتی متری بالاتر از سطح زمین در داخل ساقه قرار می گیرند. در پایه های همگروه معمولا کوپیوند بالاتر از پایه های بذری زده می شود. ارتفاع زدن کوپیوند تا حدود زیادی بستگی به قطر پایه دارد. لذا بعید به نظر می رسد که کوپیوند های زده شده در قسمت بالای ساقه های نازک و دوکی شکل موفقیت آمیز موفقیت آمیز باشد. گاهی اوقات در صورتی که پایه ها سن یا اندازه ی کافی داشته باشند، انجام کوپیوند در ارتفاع بالاتر امکان پذیر است. زدن کوپیوند در 1.5 تا 2 متری بالای سطح زمین بر روی پایه هایی که مقاوم به شانکر باکتریایی بودند تا این اواخر رواج داشت، اما در حال حضر به ندرت از آن استفاده می شود. انجام کوپیوند در حدود 30 تا 50 سانتی متری بالای سطح زمین می تواند مانع رشد نوک های پیوندک شود که ارزش بسیار کمی در تربیت شاخه های درخت دارند. علاوه بر این، زدن کوپیوند در چنین ارتفاعی ممکن است عمق کاشت را در باغ بهبود بخشد و لذا این مساله می تواند به ویژه برای پایه هایی از قبیل همگروه ها و دورگه های پرونوس اینسیزا یا پرونوس کراسوس که قدرت استقرار کمی دارند مناسب باشد. اما دقیقا مشخص نیست که آیا پیوند گیلاس در ارتفاع بالا بر روی پایه های پا کوتاه، اثر پاکوتاهی پایه را بر روی پیوندک افزایش می دهد یا خیر؟ زیرا در این رابطه شواهد متفاوتی وجود دارند.
برای وارد کردن جوانه ها به ساقه ی پایه، جوانه باید در جهت باد غالب قرار داشته باشد. گاهی جوانه هایی که ظاهرا رویشی هستند، در زمان ورود به پایه مشخص می شود که زایشی هستند. در این مورد نیز با وجود اینکه معمولا از بروز آن جلوگیری به عمل می آید، اما این مساله همواره نیز مشکل ساز نمی باشد، زیرا یک جوانه ی رویشی از وسط خوشه ی گل بیرون می آید و بدین وسیله درختی سالم که قدری کوچک تر از حد میانگین است بوجود می آید.
کوپیوند T (تی) یا سپری گیلاس و آلبالو
روش کوپیوند T یا سپری توسط فردی به نام گارنر به طور کامل توضیح داده شده است، اما برای گیلاس و آلبالو و بسیاری از سایر گونه های میوه های مناطق معتدله یکسان می باشد. گیرایی خوب جوانه در این پیوند معمولا با افتادن دمبرگ مشخص می شود. اگر دمبرگ چروکیده شود و در جای خودش باقی بماند، نشانه ی گیرایی ضعیف جوانه است. پس از زدن کوپیوند در زمستان یا اوایل بهار، پایه بلافاصله از بالای محل پیوند قطع می شود. بعضی از مولفین نیز توصیه می کنند که برش پایه های گیلاس و آلبالوی پیوند شده، تا زمانی که رشد جدید گیاه شروع نشده، به تاخیر افتد. با این حال مساله ی دیگری که جای بحث دارد، این است که آیا برش زودتر پایه باعث تاخیر رشد یا حتی از بین رفتن جوانه می شود یا خیر؟ شاخساره هایی که از روی ساقه ی پایه توسعه می یابند، معمولا همین که طاهر می شوند، قطع می گردند. این کار ممکن است چند بار در طول فصل انجام شود.
مطالعات آناتومیکی نشان داده اند که در کوپیوند T، اتصال کامبیومی غالبا ضعیف است و این مساله باعث می شود وانه رزت کند و رشد پیوندک به تاخیر افتد. این مشکل از جایی ناشی می شود که در هنگام باز کردن شکاف کوپیوند T که روی ساقه ی پایه قرار دارد، مقدار زیادی از کامبیوم بر روی شکاف باقی می ماند و از آوند چوب جدا می شود. لذا فقط کامبیومی که روی آوند چوب باقی مانده است می تواند با کامبیوم جوانه ی داخل شده اتصال یابد.
یکی از اصلاحات صورت گرفته در روش کوپیوند T، کوپیوند T معکوس بر روی ساقه ی پایه است. بعضی از مولفین معتقدند که این فن به ویژه برای گیلاس های زینتی از قبیل P. sargentii و P. hillier Spire بهتر از کوپیوند T ساده است.
کوپیوند قاشی گیلاس و آلبالو
این روش که طی سال های اخیز در خزانه های بریتانیا و اروپا تا حدود زیادی جایگزین کوپیوند T شده است، روش جدیدی نمی باشد و در کتاب پیوند که سالها قبل نوشته شده، از آن یاد شده است. اما قبل از ورود ابزار های پیشرفته ی پیوند که مانع خشک شدن جوانه ها در مدت التیام می شوند، این روش معمولا موفقیت کمتری از کوپیوند T داشت. قابلیت انعطاف زمانی، یکی از مهم ترین مزایای این کوپیوند است. تنش های ناگهانی از قبیل خشکی موقت خزانه که بر رشد پیوندک ها تاثیر می گذارند، عواملی نامناسب برای کوپیوندT محسوب می شوند، در حالی که این قبیل مسایل هیچ گونه تاخیر رشدی را در کوپیوند قاشی به وجود نمی آورند. در بسیاری از آزمایشات، گیرایی جوانه در این روش بهتر از کوپیوند T بوده است.
علت عدم پیوند پایه و جوانه های پیوندی بعد از پیوند قاشی، ممکن است رشد کم پایه بعد از پیوند باشد. در بعضی از مناطق هرس ریشه یا شاخساره های پایه ممکن است مانند سایر عوامل از قبیل آسیب علف کش ها یا اثرات بازکاشت، باعث کاهش گیرایی پیوند شوند. در این قبیل موارد، نوار های پلاستیکی که نسبت به سایر نوار های پیوند در مقابل پوسیدگی عمر بیشتری دارند، گاهی ممکن است چنین مشکلاتی را برطرف کنند و بدین وسیله زمان بیشتری برای گیرایی پیوند فراهم می کنند. در این رابطه توصیه می شود از نوار هایی که فرسوده می شوند، در پایه های پ رشدی استفاده شود که در شرایط خزانه ی منماسب کشت شده اند، اما در تمامی موارد دیگر ترجیح داده می شود که برای این کار از نوار های پلاستیکی ( پلی اتیلنی) استفاده گردد.
در حال حاضر در بریتانیا و بسیاری از کشور های های دیگر، کوپیوند قاشی تابستانه به کوپیوند T ( سپری) ترجیح داده می شود.این مساله باعث تشکیل بهتر و سریع ترپیوند می شود و بدین وسیله خطر سرمازدگی کاهش می یابد و سرعت و همسانی رشد در بهار بعدی بهبود پیدا می کند. این مزایا حتی در جاهایی که تابستان های خنکی دارند و اتصال کوپیوند با پایه کندتر صورت می گیرد بیشتر می باشد. مزیت دیگری که کوپیوند قاشی بر کوپیوند T دارد این است که این پیوند را می توان در بهار و قبل از اینکه رشد کامبیوم برای انجام کوپیوند T فعال شود انجام داد. با این حال طی فعالیتی مه در ایست مالینگ صورت گرفت و در آن کوپیوند جوانه ی قاشی بهاره با چوپیوند یا کوپیوند زده شده در تابستان مورد مقایسه قرار گرفت معلوم شد که بزرگ ترین درختان گیلاس حاصله بر روی پایه ی F.12/1 شامل درختانی بود که چ.پیوند خورده ودند و کوچکترین آنها نیز درختانی بودند که کوپیوند قاشی بهاره خورده بودند.
چوپیوند یا پیوند شاخه گیلاس و آلبالو
اجرای چوپیوند در زمین اصلی و خزانه گیلاس و آلبالو
هدف تمام چوپیوند هایی که در زمین اصلی زده می شوند، اتصال محکم ، موثر و بادوام پایه با پیوندک مورد نظر است. برای موفق بودن پیوند لازم است که اتصال کامبیومی کافی بین پایه و پیوندک برقرار شود. اجرای این پیوند در خزانه که زمانی تنها روش تکثیر مورد استفاده بود، در حال حاضر کاربرد بسیار کمی دارد. گاهی اوقات پایه هایی که کوپیوند تابستانه شان با شکست مواجه می شود، در بهار بعدی چوپیوند می شوند. در صورتی که این شکست به علت ضعف فنی یا عوامل اقلیمی و خزانه ای بازدارنده ی رشد نباشد،استفاده از چوپیوند توصیه نمی شود. پیوندی که به دلیل ناسازگاری پیوندی یا آلودگی اجزای پیوند به ویروس صورت نگیرد، نیازی به تکرار مجدد ندارد.
چوپیوند همچنین زمانی استفاده می شود که پایه در محل اصلی اش کاشته شده باشد. در واقع پایه هایی که هنوز پیوند نشده اند، در باغ کاشته می شوند و وقتی این پایه ها مستقر شدند، با رقم مورد نظر چوپیوند می خورند. رشد پیوندک بعد از اجرای چنین چوپیوندی متغیر می باشد و علت احتمالی آن نیز به خاطر محیط نامناسب باغ در مقایسه با خزانه است.
علت دیگری که برای استفاده از چوپیوند وجود دارد، تولید درختان استاندارد بر روی قسمتی از ساقه ی پایه است. یکی از این موارد، ایجاد درختان بر روی پایه های مقاوم به شانکر باکتریایی است. پایه های قوی که در خارج یا در طی فصل ردیفکاری شده اند باید از نظر طول ساقه یکسان باشند. سپس پیوندک با استفاده از پیوند نیمانیم شکافدار و یا سایر چوپیوند های مشابه، به انتهای ساقه پیوند می شود.
یکی از راه های بهتر برای محافظت درختان در مقابل زوال ناشی از شانکر باکتریایی، ایجاد درختان سخت پایه است. سخت پایه ها درختانی هستند که ساقه یا تنه و چارچوبه ی اولیه شان از پایه ها یا میان پایه های مقاوم به بیماری تشکیل شده است. نظریه ای که راجع به این مساله وجود دارد این است که : آلودگی یک تنه ی حساس به بیماری معمولا منجر به مرگ درخت می شود، در حالی که آلوده بودن یک شاخه ی منفرد عوارض کمتری دارد. در حالت عادی چارچوبه ای از شاخه های یک یا دو ساله با پیوندک های رقم مورد نظر پیوند نیمانیم شکافدار می خورند. اما در روش دیگر، تنه ی اصلی تاج را پایه ی مقاوم تشکیل می دهد و چارچوبه ی تاج از انشعابات پیوندک به وجود می آید.
هرچند بدون شک چنین فنونی در جلوگیری از بدترین اثرات شانکر باکتریایی موثر می باشند، اما سخت پایه ها و درختانی که بدین وسیله تولید می شوند هزینه ی تولید زیادی دارند و در حال حاضر فقط در بعضی موارد استفاده می شوند. همچنین به دلیل تقاضا برای درختان کوچک تر با تاج بوته ای یا هرمی شکل و هزینه های زیاد تولید این پایه ها، از تولید آنها استقبال چندانی نشده است.
طی مقایساتی که در آلمان صورت گرفت معلوم شد درختان گیلاسی که روی پایه F.12/1 کوپیومند شده بودند در مقایسه با درختانی که در ارتفاع بالا چوپیوند خورده بودند، از نظر زود باردهی برتری دارند. هر چوپیوند در گیلاس یا آلبالو دارای یک یا تعداد بیشتری جوانه بر روی قسمت کوچکی از بخش های یکساله ی شاخه است. شاخساره هایی که برای چوپیوند استفاده می شوندباید در زمستان جمع آوری شوند، اما این کار نباید در طول دوره های یخبندان انجام شود. شاخساره هایی که به صورت چوبی پیوند می شوند، در داخل بسته هایی کوچک بسته بندی شده، برچسب می خورند و سپس به طول 15 تا 20 سانتی مت درون خاک، خاک اره یا پیت قرار می گیرند و سپس در دمای c°4 از آنها نگهداری شود. در روش دیگر می توان قلمه ها را با پلاستیک پوشاند و آنها را در یک پوشش ( مرطوب) محافظ از سرما نگهداری کرد. متداول ترین روش چوپیوند، پیوند نیمانیم شکافدار است.
رشد جدید پایه و پیوندک معمولا در بهار و ک تا دو ماه بعد از زدن پیوند مشخص می شود. تمام شاخساره هایی که از ساقه ی پایه بیرون می زنند، باید تا کوچک هستند حذف شوند، اما تمام پیوندک ها تا زمانی که 15 تا 20 سانتی متری نشوند از رشدشان جلوگیری نمی شود. سپس قوی ترین شاخساره ی قائم برای تشکیل شاخه ی پیشوای درخت انتخاب می شود و سایر شاخساره ها بعد از 5 یا 6 برگی سر زنی می شوند. تقریبا در همین زمان ( ماه های مه یا ژوئن در بریتانیا) نوار های پیوندی به وسیله ی یک چاقوی تیز بریده می شوند.
پیوند رومیزی گیلاس و آلبالو
زمانی که نیاز به درختان ارزان قیمت است یا پرایط خزانه برای انجام کوپیوند یا چوپیوند مناسب نمی باشد، ممکن است از پیوند رومیزی استفاده شود. برای این کار پایه هایی با کیفیت یکسان باید در طول فصل و قبل از این که چوپیوند بخورد، مستقر شوند ( ترجیحا در گلدان). قبل از چوپیوند نیز پایه باید برای مدتی کوتاه خشک نگه داشته و فقط گاهی اوقات به آن آب داده شود. پایه ها ممکن است همان طور که در گلدان قرار دارند، یا پس از جدا شدن از گلدان و به صورت ریشه لخت چوپیوند شوند. در این روش پیوندک باید دارای 4 تا 6 جوانه باشد و معمولا به صورت نیمانیم شکافدار پیوند می شود، اما گاهی اوقات پیوند های سخت پایه یا چوپیوند های مشابه نیز مورد استفاده قرار می گیرند.
این فن مشکلات زیادی دارد و برای موفقیت آن لازم است که فرد تکثیر کننده مهارت زیادی داشته باشد. علاوه بر این، کیفیت پایه ی بذری مادری معمولا نامناسب است و در مقایسه با درختانی که در مزرعه کوپیوند یا چوپیوند می شوند، تنوع بیشتری دارند. این عمل را معمولا باغدارانی انجام می دهند که می خواهند تعداد زیادی درخت ارزان تولید کنند، اما باغدارانی که نمی توانند درختان تولیدی خزانه ها را تهیه کنند نیز معمولا به این روش متوسل می شوند.
ریز چوپیوندی گیلاس و آلبالو
محققینی که برای سرعت بخشیدن به فرآیند تکثیر تلاش می کنند، فنی به نام ریز چوپیوندی را که در لوله ی آزمایش انجام می شود مورد ارزیابی قرار داده اند. در روسیه نوک ساقه ی آلبالوی لیوبزکایا با موفقیت از طریق ریز چوپیوندی، بر روی شاخساره های بدون ریشه ی آلالوی VP1 و ولادیمیرز کایا پیوند شد. سپس این شاخساره های پیوند شده بر روی محیط کشت نسبتا مقوی MS ( موراشیگ و اسکوگ) کشت شدند. اما وقتی که از شاخساره های بی ریشه برای پایه استفاده شود، IBA نیز به محیط کشت افزوده می شود. این فن زمانی موفق تر است که عمل ریز چوپیوندی بر روی پایه های ریشه دار انجام شود. در این مورد عقیده بر این است که این روش ممکن است در تکثیر همگروه ها یا ارقام پایه های موجود که با استفاده از روش های معمول بسیار سخت تکثیر می شوند، ارزشمند باشد. اما پذیرفتن این که چگونه چنین فرآیند پیچیده ای می تواند مزایای بیشتری از کوپیوند های مرسوم و متداول داشته باشد، مشکل است.
یکی از کاربرد های بهتر فن ریزچوپیوندی، استفاده از آن به عنوان وسیله ای در تسریع جوانه زنی دوباره ی گیاه بعد از تیمار گرمایی درمان کننده ی ارقام گیلاس و آلبالو است که جهت عاری کردن از ویروس ها و مایکوپلاسماها استفاده می شود. در این فن نوک شاخه های گیلاس و آلبالو که تیمار گرمایی شده اند، جمع آوری می شوند و سپس در نوک یا کنار قلمه های پایه ی عاری از ویروس که از طریق ریز ازدیادی به دست آمده اند، چوپیوند می شوند. قلمه های پیوند خورده قبل از این که برای کاشت منتقل شوند، 5 تا 6 هفته بر روی آگار کشت می شوند. ریز چوپیوندهایی که به صورت جانبی پیوند می شوند، در مرحله ی ریشه دهی ریز ازدیادی ( ته قلمه ها برای 8 تا 10 روز در تاریکی نگهداشته می شوند.) بهترین نتیجه را می دهند.
درختانی که از روی ریشه های خودشان رشد می کنند.
تعدادی از ارقام آلبالو ممکن است به راحتی از طریق قلمه های چوب نرم یا نیمه خشبی بر روی ریشه های خودشان تکثیر شوند. این فن با کاهش هزینه ها و گاهی نیز به دلیل کاهش مدت زمان تولید نهال های جوان مزایایی را به دنبال دارد. اما بیشتر ارقام معروف آلبالو و تمامی ارقام مهم گیلاس به سختی از این طریق تکثیر می شوند.
بهبود فنون ریز ازدیادی به این معنی است که در حال حاضر تکثیر گیلاس یا آلبالو بر روی ریشه های خودشان بسیار آسان تر است. ولی فرد تکثیر کننده باید قبل از شروع این مرحله از کار، مزایا و معایب تویلد درخت با استفاده از ریز ازدیادی را به دقت بستجند.
پیوندک هایی که از طریق قلمه ایجاد می شوند.
بسیار از ارقام آلبالو از طریق قلمه های چوب نرم و نیمه خشبی به راحتی ریشه دار می شوند. آلبالو در محیط مه افشان یا غبار پاش توسط قلمه های تیمار شده با IBA که روی پاگرما قرار داده شده اند، بهترین ریشه دهی را خواهد داشت. قلمه های رقم مونت مورنسی آلبالو اگر قبل از توقف رشد فعالشان تهیه شوند و قبل از ورود به بستر، سریعا ( 10 ثانیه) در محلول IBA به غلظت 2500 میلی لیتر در لیتر فرو برده شوند، به خوبی ریشه می دهند.این قلمه ها در یک بستر شنی درشت، پس از گذشت 4 تا 6 هفته ریشه دار می شوند. نتایج نشان داده اند که میزان موفقیت ریشه دهی قلمه های چوب نرم آلبالوی لیویزکایا، همبستگی منفی با مقدار چوبی بودن شاخساره ها ( شاخساره هایی که از آنها قلمه گیری شده است) دارد. در این تحقیق بهترین ریشه دهی ( 80 تا 96 %) زمانی صورت می گرفت که قلمه ها موقع رشد زیاد شاخساره ها (0.4 تا 0.8 سانتی متر در روز) و زمانی که فقط 10 تا 20 % شاخساره ها چوبی ( لیگنینی) شده بودند، تهیه می شدند. این وضعیت در روسیه طی روز های 10 تا 20 ژوئن به وجود می آید.
بسیار از ارقام آلبالوی تولید شده در روسیه، از طریق قلمه ی چوب نرم به وجود آمده اند. این قلمه ها با طول 30 الی 40 سانتی متری از شاخساره های فصل جاری تهیه می شوند و با یک هورمون ریشه زا تیمار می گردند و بعد از آن، به تعداد 300 الی 400 عدد در متر مربع در زیر یک پوشش پلاستیکی قرار داده می شوند. این قلمه ها روی پاگرما ( 26 تا c°30( قرار می گیرند و با مه افشان آبیاری می شوند. ریشه دهی در این روش معمولا 11 الی 13 روز به طول می انجامد.
ریز ازدیادی پیوندک های گیلاس و آلبالو بر روی ریشه های خودشان
فنونی که برای ریز ازدیادی ارقام آلبالو به کار می روند شباهت زیادی به فنون ریز ازدیادی دارند که قبلا در مورد پایه های گیلاس بیان شدند. در یوگسلاوی سابق که گاهی از این روش استفاده شده است، میزان موفقیت ریشه دهی 88% و میزان استقرار گیاهان ریشه دار 90 % بوده است.
طی تحقیقی که در لهستان بر روی آلبالوی معروف شاتن مورلو صورت گرفت، از محیط کشت MS (موراشیگ و اسکوگ) استفاده شد و با افزودن IBA به غلظت 2 میلی گرم در لیتر و IAA به غلظت 5 میلی گرم در لیتر به این محیط کشت، ریشه دهی انجام شد.در این تحقیق شاخساره ها قبل از انتقال به یک محیط کشت بدون اکسین، به مدت 3 روز در محیط کشت مزبور نگهداری می شدند. این تیمار باعث تولید ریشه های بیشتر و به حداقل رسیدن تولید بافت کالوس می شد. از طرف دیگر، حذف IAA و افزایش غلظت IBA، تراکم ریشه ها را کاهش و تولید بافت کالوس را افزایش داد. طی بررسی های بیشتری که در لهستان بر روی رقم مشابه صورت گرفت، معلوم شد که کشت ها می توانند از تمام جوانه هایی که رویشی هستند یا از نوک شاخساره هایی که رشد فعال دارند تهیه شوند. در هر دو مورد، شاخساره های جانبی پس از گذشت 8 هفته از شروع کشت تولید می شوند. انتقال این شاخساره ها به یک بستر جدید باعث تولید شاخساره های جانبی بیشتر در طی بیش از 4 تا 6 هفته می شود. در این رابطه مقایسه سایتوکنین ها نشان می دهد که بنزیل آدنین (BA) بهتر از زآتین، کینتین و سایر مشتقات ریبونوکلئیک ها است. ظاهرا مشخص شده است که محیط کشت نسبتا مقوی MS یا محیط کشت ریشه زایی که توسط فردی به نام درارت توصیه شده است، برای ریشه دهی رقم شاتن نمورلو بهتر از سایر محیط کشت ها هستند. در بعضی موارد، افزودن فلوروگلوکینول به محیط کشت باعث بهبود ریشه دهی می شود و ریشه دهی پس از این تیمار، حدودا 5 هفته بعد صورت می گیرد. پس از آن گیاهان حاصله به گلدان هایی که دارای مخلوطی از پیت، پوست درخت کاج و شن به نسبت 1:1:3 می باشند، منتقل می شوند.
مراقبت های بعدی از ریز افزونه های رقم شاتن مورلو، برای موفقیت این روش، مهم و تعیین کننده هتند. لذا گیاهچه هایی که در محیط کشت نسبتا مقوی MS ریشه دار شده اند و بعد از آن به گلدان های حاوی مخلوط پیت، پوست درخت کاج و شن منتقل شده اند، اگر دو ماه بعد از قرار گرفتن در گلدان، 5 هفته در دمای c°4 سرمادهی شوند، رشد بسیار بهتری در خزانه خواهند داشت. در تحقیقی که ایتالیایی ها انجام دادند، مشاهده گردید که افزودن پرولین به بستر های ریشه زایی غنی از IBA در تحریک موفقیت ریز ازدیادی چند رقم خت ریشه زای آلبالو مناسب بوده است.
طی تحقیقی که در آلمان صورت گرفت مشاهده شد که گیلاس های رقم هدل فینگر و سم و آلبالو های رقم شاتن مورلو، بوش و شوابیش واینوایشل را می توان به آسانی از طریق ریز ازدیادی تکثیر کرد. میزان پرآوری شاخساره ها در آلبالو بیشتر از ارقام گیلاس بود و این مقدار در گیلاس بسیار کمتر از میزان پرآوری پایه ی F.12/1 بود.
در تحقیقی دیگر در مرکز ولکان فلسطین اشغالی، فنون ریز ازدیادی برای 7 رقم مختلف گیلاس توسعه یافتند و در نتیجه ی این روش ها صدها گیاه به وجود آمدند. در این تحقیق ارقام متراکم از قبیل کمپکت استلا نیز بعد از ریز ازدیادی، بر روی ریشه های خودشان رشد کردند، اما نشانه های ثبات یا ایجاد همگروه های جهش یافته پس از تیمار، کای به نظر نمی رسند.
اما با وجود مزایای واقعی درباره ی گیلاس و آلبالو های کشت شده بر روی ریشه هنوز جای تردید وجود دارد که آیا می توان مزایای واقعی برای گیلاس و آلبالو هایی که روی ریشه های خودشان رشد می کنند بیان کرد یا خیر؟ به عنوان مثال در طی فعالیتی که در فرانسه صورت گرفت معلوم شد درختانی که از طریق ریز ازدیادی بر روی ریشه های خودشان به وجود آمده بودند، دیرتر به بار می نشستند و بسیار پر رشد بودند. در حالتی مشابه، محققین ایتالیایی دریافتند که درختان آلبلوی تکثیر شده از طریق ریز ازدیادی در مقایسه با درختانی که کوپیوند شده بودند، راندمان تولید بسیار پایین تری دارند.
