گرده افشانی در گیلاس و آلبالو
تولید محصول فراوان در گیلاس و آلبالو بستگی به خاتمه ی موفق وقایع دوره ی زایشی دارد. عدم موفقیت یا نقصان هر یک از مراحل این فرآیند می تواند موجب کاهش محصول یا از بین رفتن کامل ان شود. اما اولین شرط در این مورد وجود منبع کافی از گرده های قابل رویش و سازگار است، ثانیا باید زمانی که کلاله پذیرای دانه گرده است، انتقال دانه ی گرده کلاله ی مادگی با موفقیت صورت گیرد. ثالثا لوله ی گرده باید به طرف پایین مادگی و به درون خامه رشد کند و وقتی که کیسه ی جنینی بالغ است و تخمک ها زنده هستند وارد تخمک شود، در مرحله ی اخر باید لقاح مضاعف و رشد نمو بعدی جنین و اندوسپرم صورت گیرد تا تحریک لازم برای نمو میوه تامین شود.
منبع گرده و مساله ی ناسازگاری گیلاس و آلبالو
پدیده ی ناسازگاری موجب ممانعت از خویش آمیزی می شود و دگرآمیزی را در جمعیت های طبیعی بسیاری، از گونه های گیاهی افزایش می دهید. اما این مسااله در امر مدیریت باغ میوه مانعی بر سرا گرده افشانی کافی باغ است، زیرا در اثر آن مشکلاتی به وجود می آیند که مربوط به درختان گرده زا و ضرورت ورود عوامل گرده افشان برای انتقال دانه ی گرده می باشند. ناسازگاری در گیلاس تحت کنترل عوامل ژنتیکی است. این مساله از طریق یک ژن منفرد که دارای شکل های مختلف فراوان (آلل های چند گانه ) است و به صورت S1, S2,S3 و... نشان داده می شوند، صورت می گیرد. هر لوله ی گرده معمولا یک آلل به وجود می آورد ک با یکی از دو آلل موجود در بافت رویشی مادگی نامتناسب و لذا موجب می شود تا لقاح با شکست مواجه شود، زیرا از رشد آن به سمت پایین خامه جلوگیری به عمل می آید. پس واضح است که اگر دانه ی گرده ای از درختی مربوط به همان رقم گیلاس منتقل شود، پس زده می شود (خودناسازگاری) و همچنین گرده ی بارور کننده ای که از رقم دیگری باشد و فقط یکی از آلل های خود را در این عمل شرکت دهد، پذیرفته نمی شود (دگر ناسازگاری). باید دقت داشت که روابط ناسازگاری در گیلاس معمولا حالت متقابل دارد (یعنی اگر رقم A رقم B را تلقیح نکند، رقم B نیز نمی تواند رقم A را تلقیح کند).
ارام براساس روابط سازگاریشان به گروهایی طبقه بندی می شوند و آنهایی که دو آلل مشابه دارند، در یک گروه قرار داده می شوند. کلیه ی ارقامی که در یک گروه قرار می گیرند، نسبت به همدیگر با کلیه ی ارقام گروه دیگر سازگار هستند. تاکنون در مورد گیلاس در مجموع 13 گروه مشخص شده است که هر کدام از آنها، یک جفت خاص از 6 آلل مشخص شده را دارند. هر رقم که با هر یک از گروه های شناخته شده مطابقت نداشته باشد و بنابراین باید به صورت یک ترکیب جدید و ناشناخته از آلل های S باشد در گروه O قرار داده می شود و به عنوان گرده زای عمومی مشخص می شود، زیرا این ارقام با تمامی گروههای شناخته شده سازگار هستند. لذا برای تعیین آلل های خاص ارقامی که در گروه ناهمگن O قرار دارند، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
یکی از عوامل مهم برطرف کننده ی ناسازگاری در گیلاس به وسیله ی لوییس و کرو گزارش شده است. در این گزارش روش کار به این صورت بود که با استفاده از اشعه ی ایکس گرده وادار به جهش شد و آلل های S به وجود آمدند (این آلل ها گاهی به صورت SF که به معنی خودبروری است نشان داده می شوند) که موجب از بین رفتن عکس العمل بازدارنده ی لقاح شدند و بدین وسیله به دانه گرده اجازه داده شد که روی مادگی خودش فعالیت کند همچنین درختانی که دارای این آلل های خودباروند با سایر ارقام جهش یافته به صورت گرده زاهای عمومی نیز درنظر گرفته شوند.
با بگارگیری این تیکار، ترکیب ارقام با یکدیگر از طریق اصلاح نباتات به منظور تولید ارقام جدید، نسبتا ساده تر شده است، زیرا وقتی آلل های جهش یافته S در هر یک از والدین با هم متفاوت داشته باشند،
جدول- گروههای ناسازگاری دانه ی گرده در گیلاس و آلل های S آنها
گروه 1 (S1S2) بتفورد، بیگارو، بلک ایگل، بلک تارتارین، ارلی ریورز، راندل هرت
گروه 2 (S1S3) بلک هرت، جیل پک، کریستین، مرتون بیگارو، ون، ونوس، واترلو، ویندسور
گروه 3 (S3S4) بینگ، بوتنرز روت، امپرور فرانسیس، لامبرت، ناپلئون، لوهایو بیوتی، استار
گروه 4 (S2S3) کنتیش بیگارو، لیت آمبر، مرتون پری میر، ویوا، ووگو، یلو اسپانیش
گروه 5 (S3S5) لیت بلک بیگارو، ترکی هرت
گروه 6 (S3S6) ارلی آمبر، التون هرت، گلد، گاور نروود، مرتون هرت، لوهایو بیوتی، ریوال
گروه 7 (S4S5) بلک ریپابلکین، بارلت، هوکرز بلک، مورا
گروه 8 (S2S5) بوتنرز اسپات، نوردی اشمیت، پگی ریرز، اشمیت
گروه 9 (S1S4) بلک تارتارین، رامون لولیوا
گروه 10 (نامعلوم) کریالز، گویجن، نایت بیگارو
گروه 11 (نامعلوم) کریالز، گویجن، نایت بیگارو
گروه 12 (نامعلوم) کارون، مونستروس، نوینگتون، نوبل
گروه 13 (S2S4) اولستر
گروه عمومی (O) بلک تارتارین، فلورنس، هدل فینگر، مرتون گلوری، ویستا
این آلل ها به نصف نتایج منتقل می شوند، اما وقتی آلل های والدین با هم مشابه باشند، این آلل ها به تمام تحقیقات نتایج انتقال می یابند. استلا (اولین رقم خودسازگار که در سال 1971 به وسیله ی ایستگاه تحقیقات کشاورزی سامرلند کانادا به وجود آمد)، در ابتدا دارای آلل های SS بود، اما آلل S4 آن در اثر جهش به S4 تبدیل شد. طی آزمایشاهای کنترل شده ای که در زمینه ی گرده افشانی صورت گرفت معلوم شد که تشکیل میوه در درختانی که کاملا خودبارورنده بسیار زیاد است، حال این گرده ها از همان رقم باشند چه از یک رقم دیگر تامین شوند. بعد از این استلا در برنامه های به نژادی مربوط به ناسازگاری استفاده شد و در نتیجه ارقام جدیدی از قبیل لاپینز، سان بارست، نیواستار، سلویا و استارک ریسمون به وجود آمدند. سایر گزینش های خود سازگار پیشرفته ای که طی برنامه های به نژاد سامرلند بریتیش کلمبیا و موسسه تحقیقاتی باغبانی اونتاریوی وینلند به وجود می آید معمولا توسط همکارانش که در اروپا، ایالات متحده ی آمریکا، استرالیا و آسیا هستند، مورد ارزیابی قرار می گیرند. ارقام خود بارور چند مزیت دارند. از جمله ی این مزایا این است که کل باغ را می توان توسط یک رقم بسیار با ارزش کشت کرد. اما علاوه بر این، عملیات باغ نیز راحت تر می شود، باردهی بهتری صورت می گیرد (حتی طی سال هایی که پرواز زنبورهای عسل به علت شرایط نامساعد آب و هوایی محدود است، به علت اینکه تشکیل میوه کاملا به وجود زنبور عسل وابسته نیست، این مساله تاثیر چندانی بر باردهی درخت نمی گذارد) و همچنین می توان از این ارقام به عنوان گرده زاهای عمومی برای ارقام خود ناسازگار نیز استفاده کرد.
در آلبالو روابط ناسازگاری کمتر مشاهده شده یا اصلا وجود نداشته است. به عنوان مثال، تعداد زیادی از ارقام آلبالو از جمله شاتن مورلو، فانال، انگلیش مورلو، ارلی ریچموند، سودا و چند رقم دیگر که طی برنامه های بهنژادی مجارستان و رومانی به وجود آمده اند، کاملا خود سازگار بوده اند. با این حال، گزارشاتی که در مونت مورنسی ارائه شده با هم متفاوت اند. این رقم معمولا به صورت یک رقم سازگار معرفی می شود، اما در بعضی آزمایشات، دگر گرده افشانی موجب تشکیل میوه ی بیشتر در این رقم شده است. طی شواهد به دست آمده معلوم شده است که گرده ی ارقام مونت مورننسی و متئور در خامه ی خودشان آهسته تر از خامه ی سایر ارقام رشد می کنند و لذا این مساله می تواند دلیلی برای خود ناسازگاری جزئی این دو رقم باشد. اما براساس تلاش های عملی که در همین زمینه صورت گرفته اند رقم مونت مورنسی در باغات تجاری که فقط به زیر کشت آن رفته است، به دلیل محصول فراوان، کامل و حتی بیش از اندازه ای که داشته است به حد کافی خود سازگار است. خودسازگاری در آلبالو برای چند رقم از قبیل اوستیم، گریسا، پاندی، تسکرنوکورکا، لیوبزکایا، پامیات، واویلوف، پلودوررودنا یا میچورینا، کوروس، اوتاوا 3911، هرمر، کنتیش رد و چیسی مورلو گزارش شده است. اما در آلبالو فقط موارد کمی از دگر ناسازگاری مشاهده شده است. اما گزارشی وجود دارد که مربوط به یک گروه میان ناسازگاری در آلبالو است و شامل ارقام مونت مورنسی، برایان، ولز و رودولز می باشد. گزارش دیگری که در رابطه با ناسازگاری وجود دارد مربوط به ارقام دو رگه اتاوا 391*کوروس، اوتاوا391*اوسیتم، تسکرنو کورکا*متئور و تسکرنو کورکا* اوسیتم می باشد. در این رابطه احتمال دارد که طبیعت تترا پلوئید آلبالو در مقایسه با دیپلوئید موجب پیچیده تر شدن توارث و بروز ناسازگاری در آن شده است.
درختان گرده زا گیلاس و آلبالو
از آنجایی که اکثر ارقام مهم گیلاس خود ناسازگارند، بنابراین برای تشکیل میوه نیازمند دگر گرده افشانی هستند. لذا در زمان احداث باغ باید تصمیم مهمی برای این مساله گرفته شود. رقمی هم که به عنوان گرده زا انتخاب می شود، در حالی که باید بتواند نیازهای خود را تامین کند باید میوه هایی را به وجود بیاورد که ارزش اقتصادی زیادی داشته باشند. رقم گرده زا باید گرده های فراوان و قابل رویشی را که سازگار با رقم اصلی هستند تولید کند. علاوه بر این ها، زمان گلدهی دو رقم (یعنی درخت گرده زا و درخت پذیرای گرده) باید حتما همزمان باشد تا به محض این که گل باز شد، گرده وجود داشته باشد. بیشترین گرده افشانی زمانی صورت می گیرد که هر دو رقم به تعداد مساوی و به صورت یک در میان در درون ردیف ها کشت شوند، به طوری که هر درخت توسط یک درخت گرده زا که گرده هایش سازگار با آن است احاطه شود. با وجود این که بعید به نظر می رسد که هر دو رقم ارزش یکسانی داشته باشند، اما برای به دست آوردن محصولی رضایت بخش، حداکثر گرده افشانی باید صورت گیرد و لذا باید کشت درختانی که از نظر گرده افشانی اهمیت کمتری دارند، به حداقل ممکن برسد. در روش معمول به صورت سه در میان درخت گرده زا کاشته می شود. به طوری که حداقل تعداد ممکن این درختان برای تامین گرده ی مورد نیاز رقم اصلی وجود خواهند داشت. این فاصله لازم است، زیرا اصولا زنبورهای عسل از روی 2 یا نهایتا 3 درخت تغذیه می کنند و همچنین برای تغذیه به درختی مراجعه می کنند که از همه به آنها نزدیک تر است وقتی هم که درختان به صورت متراکم کشت می شوند و فاصله درون ردیف ها از فاصله ی بین ردیف ها کمتر است. توزیع درختان گرده زا در طول ردیف ها حائز اهمیت است، زیرا زنبور عسل برای تغذیه ی خود به نزدیک ترین درختی که در طول ردیف قرار دارد مراجعه می کنند.
گرده افشانی و عوامل گرده افشان در گیلاس و آلبالو
پس از این که درختان گرده زای مناسب به حد کافی در باغ کاشته شدند، مرحله ی بعدی این است که از انتقال به موقع مقدار کافی از دانه های گرده اطمینان حاصل شود. گرده افشانی ضعیف یکی از علل رایج تشکیل کمتر از حد مطلوب میوه است، مخصوصا اگر محصول مورد نظر نیازمند، دگر گرده افشانی باشد و زنبور عسل در انتقال آن تاثیر داشته باشد. با استفاده از یک روش ساده می توان فهمید که کاهش میوه بندی یک عکس العمل در مقابل گرده افشانی ضعیف است یا خیر؟ در این روش که گرده افشانی مکمل نام دارد گل هایی را که بر روی درخت قرار دارند، با دست گرده افشانی می کنند و سپس میوه بندی این گل ها با گل هایی که در شاخه های دیگر به صورت طبیعی گرده افشانی شدند مقایسه می شود. اگر میوه بندی به مقدار کافی افزایش یافت، می تواند بیانگر این مساله باشد که گرده افشانی ناکافی می تواند در کاهش تشکیل میوه ی باغ اثر گذار باشد.
ورود زنبورهای عسل به باغ برای تشکیل میوه ی ارقام خود ناسازگار لازم و ضروری است. اما حتی در گیلاس و آلبالوهای خود بارور نیز زنبورها با بهبود وضعیت توزیع گرده در میان گل های درختان، موجب افزایش یکنواختی میوه بندی درختان می شوند. زنبورها نیز باید موقعی به باغ آورده شوند که تقریبا 10% گل ها باز شده باشند. اگر قبل از باز شدن گل های گیلاس و آلبالو زنبورها به باغ آورده شوند، ممکن است این حشرات بر روی سایر گونه های گیاهی فعالیت کنند. از طرف دیگر اگر زنبورها دیرتر به باغ آورده شوند، ممکن است که دیگر بعضی از گل ها از فعالیت افتاده باشند. گیاهانی از قبیل علف های هرز و گیاهان پوششی که گل هایشان رقیب گل های درخت هستند، باید برای تمرکز فعالیت زنبورهای عسل بر روی گل های درخت، گلهایشان از بین برده شود. علاوه بر این ها باید از محلول پاشی فوری هر گونه آفت کش، قبل از فعالیت زنبورهای عسل و همچنین طی مدتی که آنها در حال تغذیه از درختان هستند، جلوگیری به عمل آید.
همچنین باغدار باید از کیفیت کندوهایی که در باغ قرار داده است نیز مطمئن شود. اما در بعضی از نقاط کشت میوه، تنظیمات نیروی کلوتی به صورتی است که حداقل استاندارد ممکنه برای اندازه ی شانه ی کندو، حضور ملکه ی فعال تخم گذار، تعداد زنبورهای بالغ، میزان تخم (تخم، لار و شفیره)، مقدار غذای کافی به صورت عسل با غذای مشابه زنبورها و بالاخره کمترین میزان بیماری وجود دارد.. اما برای گرده افشانی باغ یک مجموعه ی قوی و مناسب، شامل 20 تا 30 هزار زنبور بالغ مناسب می باشد. برای تعیین کیفیت کندو، محتویات کندو باید توسط یک فرد با تجربه با کسی که بتواند فعالیت پروازی زنبورها را از کندو مشخص کند، آزمایش شود. وقتی یک واحد گرده گرده افشانی مناسب در دمای بالاتر از 18 درجه و هوای آفتابی با سرعت باد کمتر از 16 کیلومتر در ساعت قرار گیرد، در هر دقیقه پیش از 100 زنبور عسل وارد سوراخ کندو می شوند. فعالیت نسبتا یکسان زنبورها در جلوی همه ی کندوها نشان دهنده ی نیروی یکسان مجموعه است. روش دیگری نیز که برای تعیین تعداد زنبورهای کافی برای گرده افشانی وجود دارد، این است که تعداد زنبورهایی که روی درخت فعالیت می کنند شمرده شوند. لذا برای این کار باید وقتی که وضعیت آب و هوایی برای پرواز زنیورها مناسب است، به آرامی دور درخت چرخید و تعداد زنیورهایی که روی شکوفه فعالیت می کنند را طی یک دقیقه شمرد. میانگین 25 تا 35 زنبور، برای هر درخت گیلاس یا آلبالو نشان دهنده یتعداد کافی از عوامل گرده افشان است. تعداد کندوهای لازم برای هر هکتار از 3 تا 5 کندوی مناسب متغیر است و در واقع این تعداد بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه در طول گرده افشانی دارد. در حالت ایده آل و مطلوب، کندوها باید به طور یکنواخت در اطراف باغ توزیع شوند. اما ممکن است برای کارایی بیشتر، کندوها به صورت دستجات 4 تا 6 تایی قرار داده شوند و فاصله ی بین آنها براساس میزان نیاز به گرده افشانی تنظیم شوند. استقرار کندوها به صورت گرده های بزرگتر که فاصله ی بیشتری از هم داشته باشند. توصیه نمی شود، زیرا دامنه ی تغذیه ی زنبورها در گروه های مجاور به حد کافی با همدیگر همپوشانی نمی کنند. در مناطقی که شرایط آب و هوایی متفاوتی در طول گرده افشانی دارند، مساله یمهم و تعیین کننده، وجود تعدادی زیادی زنبور است تا از انها در زمان کوتاهی که مناسب فعالیت زنبورهاست استفاده شود. زنیورها در دماهای پایین تر از 12 فعالیت کمتری از خودشان نشان می دهند، اما اگر دمای بالاتر از 20 درجه برود مشاهده می شود که پرواز و فعالیت این حشرات به سرعت افزایش می یابد. بادهایی که بیش از 25 کیلومتر در ساعت سرعت دارند پرواز زنبورها را کند می کنند یا موجب توقف آن می شوند. باران نیز موجب می شود که پرواز زنبورها غیر ممکن شود و رطوبت بلامانع باز شدن بساک ها و آزاد شدن دانه های گرده می شود. علاوه بر این ها، وقتی شدت نور کمتر از 6000 فوت کندل (1200 میکرو مول متر مربع ثانیه) شود، فعالیت این حشرات کاهش می یابد.
در صورتی که باردهی بیش از حد یک باغ موجب کوچک شدن میوه ها و کاهش رشد درخت شود، ممکن است ازتعداد مجموعه های زنبور یا مدتی که آنها در باغ وجود دارند کاسته شود تا تعداد گل های گرده افشانی شده کاهش یابد.
