گرده افشانی و میوه بندی گیلاس و آلبالو

گرده افشانی و میوه بندی گیلاس و آلبالو

تولید محصول فراوان در گیلاس و آلبالو بستگی به خاتمه ی موفق وقایع دوره ی زایشی دارد. عدم موفقیت یا نقصان هر یک از مراحل این فرآیند می تواند موجب کاهش محصول یا از بین رفتن کامل ان شود. اما اولین شرط در این مورد وجود منبع کافی از گرده های قابل رویش و سازگار است، ثانیا باید زمانی که کلاله پذیرای دانه گرده است، انتقال دانه ی گرده کلاله ی مادگی با موفقیت صورت گیرد. ثالثا لوله ی گرده باید به طرف پایین مادگی و به درون خامه رشد کند و وقتی که کیسه ی جنینی بالغ است و تخمک ها زنده هستند وارد تخمک شود، در مرحله ی اخر باید لقاح مضاعف و رشد نمو بعدی جنین و اندوسپرم صورت گیرد تا تحریک لازم برای نمو میوه تامین شود.

منبع گرده و مساله ی ناسازگاری  گیلاس و آلبالو

پدیده ی ناسازگاری موجب ممانعت از خویش آمیزی می شود و دگرآمیزی را در جمعیت های طبیعی بسیاری، از گونه های گیاهی افزایش می دهید. اما این مسااله در امر مدیریت باغ میوه مانعی بر سرا گرده افشانی کافی باغ است، زیرا در اثر آن مشکلاتی به وجود می آیند که مربوط به درختان گرده زا و ضرورت ورود عوامل گرده افشان برای انتقال دانه ی گرده می باشند. ناسازگاری در گیلاس تحت کنترل عوامل ژنتیکی است. این مساله از طریق یک ژن منفرد که دارای شکل های مختلف فراوان (آلل های چند گانه ) است و به صورت S1, S2,S3 و... نشان داده می شوند، صورت می گیرد. هر لوله ی گرده معمولا یک آلل به وجود می آورد ک با یکی از دو آلل موجود در بافت رویشی مادگی نامتناسب و لذا موجب می شود تا لقاح با شکست مواجه شود، زیرا از رشد آن به سمت پایین خامه جلوگیری به عمل می آید. پس واضح است که اگر دانه ی گرده ای از درختی مربوط به همان رقم گیلاس منتقل شود، پس زده می شود (خودناسازگاری) و همچنین گرده ی بارور کننده ای که از رقم دیگری باشد و فقط یکی از آلل های خود را در این عمل شرکت دهد، پذیرفته نمی شود (دگر ناسازگاری). باید دقت داشت که روابط ناسازگاری در گیلاس معمولا حالت متقابل دارد (یعنی اگر رقم A رقم B را تلقیح نکند، رقم B  نیز نمی تواند رقم A  را تلقیح کند).

ارام براساس روابط سازگاریشان به گروهایی طبقه بندی می شوند و آنهایی که دو آلل مشابه دارند، در یک گروه قرار داده می شوند. کلیه ی ارقامی که در یک گروه قرار می گیرند، نسبت به همدیگر با کلیه ی ارقام گروه دیگر سازگار هستند. تاکنون در مورد گیلاس در مجموع 13 گروه مشخص شده است که هر کدام از آنها، یک جفت خاص از 6 آلل مشخص شده را دارند. هر رقم که با هر یک از گروه های شناخته شده مطابقت نداشته باشد و بنابراین باید به صورت یک ترکیب جدید و ناشناخته از آلل های S باشد در گروه O قرار داده می شود و به عنوان گرده زای عمومی مشخص می شود، زیرا این ارقام با تمامی گروههای شناخته شده سازگار هستند. لذا برای تعیین آلل های خاص ارقامی که در گروه ناهمگن O قرار دارند، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

یکی از عوامل مهم برطرف کننده ی ناسازگاری در گیلاس به وسیله ی لوییس و کرو گزارش شده است. در این گزارش روش کار به این صورت بود که با استفاده از اشعه ی ایکس گرده وادار به جهش شد و آلل های S به وجود آمدند  (این آلل ها گاهی به صورت SF که به معنی خودبروری است نشان داده می شوند) که موجب از بین رفتن عکس العمل بازدارنده ی لقاح شدند و بدین وسیله به دانه گرده اجازه داده شد که روی مادگی خودش فعالیت کند همچنین درختانی که دارای این آلل های خودباروند با سایر ارقام جهش یافته به صورت گرده زاهای عمومی نیز درنظر گرفته شوند.

با بگارگیری این تیکار، ترکیب ارقام با یکدیگر از طریق اصلاح نباتات به منظور تولید ارقام جدید، نسبتا ساده تر شده است، زیرا وقتی آلل های جهش یافته S در هر یک از والدین با هم متفاوت داشته باشند،

جدول- گروههای ناسازگاری دانه ی گرده در گیلاس و آلل های S آنها

گروه 1 (S1S2)       بتفورد، بیگارو، بلک ایگل، بلک تارتارین، ارلی ریورز، راندل هرت

گروه 2 (S1S3)       بلک هرت، جیل پک، کریستین، مرتون بیگارو، ون، ونوس، واترلو، ویندسور

گروه 3 (S3S4)       بینگ، بوتنرز روت، امپرور فرانسیس، لامبرت، ناپلئون، لوهایو بیوتی، استار

گروه 4 (S2S3)       کنتیش بیگارو، لیت آمبر، مرتون پری میر، ویوا، ووگو، یلو اسپانیش

گروه 5 (S3S5)        لیت بلک بیگارو، ترکی هرت

گروه 6 (S3S6)        ارلی آمبر، التون هرت، گلد، گاور نروود، مرتون هرت، لوهایو بیوتی، ریوال

گروه 7 (S4S5)        بلک ریپابلکین، بارلت، هوکرز بلک، مورا

گروه 8 (S2S5)        بوتنرز اسپات، نوردی اشمیت، پگی ریرز، اشمیت

گروه 9 (S1S4)         بلک تارتارین، رامون لولیوا

گروه 10 (نامعلوم)      کریالز، گویجن، نایت بیگارو

گروه 11 (نامعلوم)      کریالز، گویجن، نایت بیگارو

گروه 12 (نامعلوم)      کارون، مونستروس، نوینگتون، نوبل

گروه 13 (S2S4)        اولستر

گروه عمومی (O)       بلک تارتارین، فلورنس، هدل فینگر، مرتون گلوری، ویستا

این آلل ها به نصف نتایج منتقل می شوند، اما وقتی آلل های والدین با هم مشابه باشند، این آلل ها به تمام تحقیقات نتایج انتقال می یابند. استلا (اولین رقم خودسازگار که در سال 1971 به وسیله ی ایستگاه تحقیقات کشاورزی سامرلند کانادا به وجود آمد)، در ابتدا دارای آلل های SS بود، اما آلل S4 آن در اثر جهش به S4 تبدیل شد. طی آزمایشاهای کنترل شده ای که در زمینه ی گرده افشانی صورت گرفت معلوم شد که تشکیل میوه در درختانی که کاملا خودبارورنده بسیار زیاد است، حال این گرده ها از همان رقم باشند چه از یک رقم دیگر تامین شوند. بعد از این استلا در برنامه های به نژادی مربوط به ناسازگاری استفاده شد و در نتیجه ارقام جدیدی از قبیل لاپینز، سان بارست، نیواستار، سلویا و استارک ریسمون به وجود آمدند. سایر گزینش های خود سازگار پیشرفته ای که طی برنامه های به نژاد سامرلند بریتیش کلمبیا و موسسه تحقیقاتی باغبانی اونتاریوی وینلند به وجود می آید معمولا توسط همکارانش که در اروپا، ایالات متحده ی آمریکا، استرالیا و آسیا هستند، مورد ارزیابی قرار می گیرند. ارقام خود بارور چند مزیت دارند. از جمله ی این مزایا این است که کل باغ را می توان توسط یک رقم بسیار با ارزش کشت کرد. اما علاوه بر این، عملیات باغ نیز راحت تر می شود، باردهی بهتری صورت می گیرد (حتی طی سال هایی که پرواز زنبورهای عسل به علت شرایط نامساعد آب و هوایی محدود است، به علت اینکه تشکیل میوه کاملا به وجود زنبور عسل وابسته نیست، این مساله تاثیر چندانی بر باردهی درخت نمی گذارد) و همچنین می توان از این ارقام به عنوان گرده زاهای عمومی برای ارقام خود ناسازگار نیز استفاده کرد.

در آلبالو روابط ناسازگاری کمتر مشاهده شده یا اصلا وجود نداشته است. به عنوان مثال، تعداد زیادی از ارقام آلبالو از جمله شاتن مورلو، فانال، انگلیش مورلو، ارلی ریچموند، سودا و چند رقم دیگر که طی برنامه های بهنژادی مجارستان و رومانی به وجود آمده اند، کاملا خود سازگار بوده اند. با این حال، گزارشاتی که در مونت مورنسی ارائه شده با هم متفاوت اند. این رقم معمولا به صورت یک رقم سازگار معرفی می شود، اما در بعضی آزمایشات، دگر گرده افشانی موجب تشکیل میوه ی بیشتر در این رقم شده است. طی شواهد به دست آمده معلوم شده است که گرده ی ارقام مونت مورننسی و متئور در خامه ی خودشان آهسته تر از خامه ی سایر ارقام رشد می کنند و لذا این مساله می تواند دلیلی برای خود ناسازگاری جزئی این دو رقم باشد. اما براساس تلاش های عملی که در همین زمینه صورت گرفته اند رقم مونت مورنسی در باغات تجاری که فقط به زیر کشت آن رفته است، به دلیل محصول فراوان، کامل و حتی بیش از اندازه ای که داشته است به حد کافی خود سازگار است. خودسازگاری در آلبالو برای چند رقم از قبیل اوستیم، گریسا، پاندی، تسکرنوکورکا، لیوبزکایا، پامیات، واویلوف، پلودوررودنا یا میچورینا، کوروس، اوتاوا 3911، هرمر، کنتیش رد و چیسی مورلو گزارش شده است. اما در آلبالو فقط موارد کمی از دگر ناسازگاری مشاهده شده است. اما گزارشی وجود دارد که مربوط به یک گروه میان ناسازگاری در آلبالو است و شامل ارقام مونت مورنسی، برایان، ولز و رودولز می باشد. گزارش دیگری که در رابطه با ناسازگاری وجود دارد مربوط به ارقام دو رگه اتاوا 391*کوروس، اوتاوا391*اوسیتم، تسکرنو کورکا*متئور و تسکرنو کورکا* اوسیتم می باشد. در این رابطه احتمال دارد که طبیعت تترا پلوئید آلبالو در مقایسه با دیپلوئید موجب پیچیده تر شدن توارث و بروز ناسازگاری در آن شده است.

درختان گرده زا  گیلاس و آلبالو

از آنجایی که اکثر ارقام مهم گیلاس خود ناسازگارند، بنابراین برای تشکیل میوه نیازمند دگر گرده افشانی هستند. لذا در زمان احداث باغ باید تصمیم مهمی برای این مساله گرفته شود. رقمی هم که به عنوان گرده زا انتخاب می شود، در حالی که باید بتواند نیازهای خود را تامین کند باید میوه هایی را به وجود بیاورد که ارزش اقتصادی زیادی داشته باشند. رقم گرده زا باید گرده های فراوان و قابل رویشی را که سازگار با رقم اصلی هستند تولید کند. علاوه بر این ها، زمان گلدهی دو رقم (یعنی درخت گرده زا و درخت پذیرای گرده) باید حتما همزمان باشد تا به محض این که گل باز شد، گرده وجود داشته باشد. بیشترین گرده افشانی زمانی صورت می گیرد که هر دو رقم به تعداد مساوی و به صورت یک در میان در درون ردیف ها کشت شوند، به طوری که هر درخت توسط یک درخت گرده زا که گرده هایش سازگار با آن است احاطه شود. با وجود این که بعید به نظر می رسد که هر دو رقم ارزش یکسانی داشته باشند، اما برای به دست آوردن محصولی رضایت بخش، حداکثر گرده افشانی باید صورت گیرد و لذا باید کشت درختانی که از نظر گرده افشانی اهمیت کمتری دارند، به حداقل ممکن برسد. در روش معمول به صورت سه در میان درخت گرده زا کاشته می شود. به طوری که حداقل تعداد ممکن این درختان برای تامین گرده ی مورد نیاز رقم اصلی وجود خواهند داشت. این فاصله لازم است، زیرا اصولا زنبورهای عسل از روی 2 یا نهایتا 3 درخت تغذیه می کنند و همچنین برای تغذیه به درختی مراجعه می کنند که از همه به آنها نزدیک تر است وقتی هم که درختان به صورت متراکم کشت می شوند و فاصله درون ردیف ها از فاصله ی بین ردیف ها کمتر است. توزیع درختان گرده زا در طول ردیف ها حائز اهمیت است، زیرا زنبور عسل برای تغذیه ی خود به نزدیک ترین درختی که در طول ردیف قرار دارد مراجعه می کنند.

گرده افشانی و عوامل گرده افشان  گیلاس و آلبالو

پس از این که درختان گرده زای مناسب به حد کافی در باغ کاشته شدند، مرحله ی بعدی این است که از انتقال به موقع مقدار کافی از دانه های گرده اطمینان حاصل شود. گرده افشانی ضعیف یکی از علل رایج تشکیل کمتر از حد مطلوب میوه است، مخصوصا اگر محصول مورد نظر نیازمند، دگر گرده افشانی باشد و زنبور عسل در انتقال آن تاثیر داشته باشد. با استفاده از یک روش ساده می توان فهمید که کاهش میوه بندی یک عکس العمل در مقابل گرده افشانی ضعیف است یا خیر؟ در این روش که گرده افشانی مکمل نام دارد گل هایی را که بر روی درخت قرار دارند، با دست گرده افشانی می کنند و سپس میوه بندی این گل ها با گل هایی که در شاخه های دیگر به صورت طبیعی گرده افشانی شدند مقایسه می شود. اگر میوه بندی به مقدار کافی افزایش یافت، می تواند بیانگر این مساله باشد که گرده افشانی ناکافی می تواند در کاهش تشکیل میوه ی باغ اثر گذار باشد.

ورود زنبورهای عسل به باغ برای تشکیل میوه ی ارقام خود ناسازگار لازم و ضروری است. اما حتی در گیلاس و آلبالوهای خود بارور نیز زنبورها با بهبود وضعیت توزیع گرده در میان گل های درختان، موجب افزایش یکنواختی میوه بندی درختان می شوند. زنبورها نیز باید موقعی به باغ آورده شوند که تقریبا 10% گل ها باز شده باشند. اگر قبل از باز شدن گل های گیلاس و آلبالو زنبورها به باغ آورده شوند، ممکن است این حشرات بر روی سایر گونه های گیاهی فعالیت کنند. از طرف دیگر اگر زنبورها دیرتر به باغ آورده شوند، ممکن است که دیگر بعضی از گل ها از فعالیت افتاده باشند. گیاهانی از قبیل علف های هرز و گیاهان پوششی که گل هایشان رقیب گل های درخت هستند، باید برای تمرکز فعالیت زنبورهای عسل بر روی گل های درخت، گلهایشان از بین برده شود. علاوه بر این ها باید از محلول پاشی فوری هر گونه آفت کش، قبل از فعالیت زنبورهای عسل و همچنین طی مدتی که آنها در حال تغذیه از درختان هستند، جلوگیری به عمل آید.

همچنین باغدار باید از کیفیت کندوهایی که در باغ قرار داده است نیز مطمئن شود. اما در بعضی از نقاط کشت میوه، تنظیمات نیروی کلوتی به صورتی است که حداقل استاندارد ممکنه برای اندازه ی شانه ی کندو، حضور ملکه ی فعال تخم گذار، تعداد زنبورهای بالغ، میزان تخم (تخم، لار و شفیره)، مقدار غذای کافی به صورت عسل با غذای مشابه زنبورها و بالاخره کمترین میزان بیماری وجود دارد.. اما برای گرده افشانی باغ یک مجموعه ی قوی و مناسب، شامل 20 تا 30 هزار زنبور بالغ مناسب می باشد. برای تعیین کیفیت کندو، محتویات کندو باید توسط یک فرد با تجربه با کسی که بتواند فعالیت پروازی زنبورها را از کندو مشخص کند، آزمایش شود. وقتی یک واحد گرده گرده افشانی مناسب در دمای بالاتر از 18 درجه و هوای آفتابی با سرعت باد کمتر از 16 کیلومتر در ساعت قرار گیرد، در هر دقیقه پیش از 100 زنبور عسل وارد سوراخ کندو می شوند. فعالیت نسبتا یکسان زنبورها در جلوی همه ی کندوها نشان دهنده ی نیروی یکسان مجموعه است. روش دیگری نیز که برای تعیین تعداد زنبورهای کافی برای گرده افشانی وجود دارد، این است که تعداد زنبورهایی که روی درخت فعالیت می کنند شمرده شوند. لذا برای این کار باید وقتی که وضعیت آب و هوایی برای پرواز زنیورها مناسب است، به آرامی دور درخت چرخید و تعداد زنیورهایی که روی شکوفه فعالیت می کنند را طی یک دقیقه شمرد. میانگین 25 تا 35 زنبور، برای هر درخت گیلاس یا آلبالو نشان دهنده یتعداد کافی از عوامل گرده افشان است. تعداد کندوهای لازم برای هر هکتار از 3 تا 5 کندوی مناسب متغیر است و در واقع این تعداد بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه در طول گرده افشانی دارد. در حالت ایده آل و مطلوب، کندوها باید به طور یکنواخت در اطراف باغ توزیع شوند. اما ممکن است برای کارایی بیشتر، کندوها به صورت دستجات 4 تا 6 تایی قرار داده شوند و فاصله ی بین آنها براساس میزان نیاز به گرده افشانی تنظیم شوند. استقرار کندوها به صورت گرده های بزرگتر که فاصله ی بیشتری از هم داشته باشند. توصیه نمی شود، زیرا دامنه ی تغذیه ی زنبورها در گروه های مجاور به حد کافی با همدیگر همپوشانی نمی کنند. در مناطقی که شرایط آب و هوایی متفاوتی در طول گرده افشانی دارند، مساله یمهم و تعیین کننده، وجود تعدادی زیادی زنبور است تا از انها در زمان کوتاهی که مناسب فعالیت زنبورهاست استفاده شود. زنیورها در دماهای پایین تر از 12 فعالیت کمتری از خودشان نشان می دهند، اما اگر دمای بالاتر از 20 درجه برود مشاهده می شود که پرواز و فعالیت این حشرات به سرعت افزایش می یابد. بادهایی که بیش از 25 کیلومتر در ساعت سرعت دارند پرواز زنبورها را کند می کنند یا موجب توقف آن می شوند. باران نیز موجب می شود که پرواز زنبورها غیر ممکن شود و رطوبت بلامانع باز شدن بساک ها و آزاد شدن دانه های گرده می شود. علاوه بر این ها، وقتی شدت نور کمتر از 6000 فوت کندل (1200 میکرو مول متر مربع ثانیه) شود، فعالیت این حشرات کاهش می یابد.

در صورتی که باردهی بیش از حد یک باغ موجب کوچک شدن میوه ها و کاهش رشد درخت شود، ممکن است ازتعداد مجموعه های زنبور یا مدتی که آنها در باغ وجود دارند کاسته شود تا تعداد گل های گرده افشانی شده کاهش یابد.

رابطه ی تغذیه ی گیاه با میوه بندی  گیلاس و آلبالو

حفظ آن دسته از سطوح غذایی که موجب تعادل مناسب رشد رویشی و زایشی می شوند، برای تولید فراوان سالانه ی محصول از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع هدف از مدیریت کودی، ایجاد درختانی سالم است که رشدی متعادل دارند و گل های فراوان و مناسبی تولید می کنند. تجزیه ی برگ در آخر تابستان، برای تعیین و وضعیت غذایی دوره ی رویشی درخت وسیله ی مناسب است. اما بسیاری از شواهد نشان دهنده ی این هستند که سطوح غذایی مناسب دوره ی زایشی درخت ممکن است با هم متفاوت باشد و این سطوح غذایی نیز از طریق تجزیه ی معمولی برگ مشخص نمی شوند.

بور  در گیلاس و آلبالو

ظاهرا بافت های گل مخصوصا در زمان تشکیل میوه به بور فراوان نیاز دارند. مصرف بور در چند نوع میوه از قبیل آلبالو و گیلاس، قبل از ریزش و برگ ها و به صورت محلول پاشی بر روی انها باعث افزایش غلظت بور در جوانه ی گل و نتیجه افزایش میوه بندی شد.

بوری که در درخت به کار برده می شود به همراه سایر مواد ساخته شده در برگ های درخت، در فصل پاییز از برگ ها به جوانه های مجاور (محلی که بور در آنجا ذخیره می شود تا زمان گلدهی مصرف شود) منتقل می شود. تاکنون با وجود این که نحوه ی عمل بور مشخص شده است، اما معمولا افزایش میزان بور در جوانه های گل موجب بهبود میوه بندی می شود. همچنین در درختانی که براساس استانداردهای برگی ئر اواسط تابستان ظاهرا دچار کمبود بور نمی باشند، استعمال بور ممکن است واکنشی مثبت را به دنبال داشته باشد.

نیتروژن لازم برای  گیلاس و آلبالو

پس از این که طویل شدن شاخساره ها در تابستان به پایان رسید، مصرف نیتروژن در درختان سیب موجب می شود که کیفیت گل های این درختان در بهار بعدی تحت تاثیر قرار گیرد. از نظر وضعیت ظاهری گل های حاصله قوی تر بوده و کلاله هایشان به جای 7 روز تا 13 روز پذیرای دانه ی گرده می باشند. از نظر وضعیت داخلی نیز رشد کیسه های جنینی این ارقام، بعد از توقف رشد کسه های جنینی گیاهان شاهد ادامه می یابد، طول عمر تخک هایشان تقریبا دو برابر گیاهان است و سرعت رشد تخمک های لقاح یافته و کیسه های جنینی سریع تر می باشد. طی بررسی های که براساس علائم رویشی در خت صورت گرفته بود، با وجود این که درختان انتخاب شده، از نظر نیتروژن کمبودی نداشتند، اما نیتروژن اضافی بر کیفیت و طول عمر تخمک اثر مثبت داشت.

اما لازم است که برای تعیین دقیق مقدار نیتروژن مورد نیاز و احتمالا مواد غذایی دیگری که بافت های گل برای تشکیل خوب میوه نیاز دارند، تحقیق بیشتری صورت گیرد. در این رابطه ممکن است استانداردهایی مربوط به سطوح غذایی برگ در وسط تابستان که برای تعیین رشد رویشی مطلوب به کار می روند، احتیاجات غذایی این مرحله از رشد را به طور صحیح نشان ندهند.

عدم موفقیت بعد از گرده افشانی در  گیلاس و آلبالو

با وجود این که معمولا کاهش میوه بندی را به گرده افشانی ضعیف نسبت می دهند، اما عدم موفقیت بعد از گرده افشانی که دلابل متعددی دارد، می تواند اثرات زیانباری نظیر گرده افشانی ضعیف داشته باشد مخصوصا که این عدم موفقیت نیز به خاطر نقش هر یک از وقایع تولید مثلی بعد از انتقال دانه ی گرده باشد.

پذیرش کلاله  در گیلاس و آلبالو

در طول مرحله گلدهی کامل، سطح کلاله در گیلاس و آلبالو مرطوب است و این رطوبت نتیجه ی ترشحات سلولی و وجود سلول هایی است که متورم شده اند و رنگ نسبتا سبزی دارند و پذیرای دانه ی گرده می باشند. در این قبیل سلول ها مدت زیادی دوام نمی آورد و پس از آن سطح کلاله شروع به قهوه ای شدن می کند و در نتیجه کلاله برای مدت کوتاهی پذیرای دانه ی گرده است. اما این مساله گمراه کننده است، زیرا حتی وقتی 9 تا 10 روز از شکوفایی گل ها می گذرد، مشاهده می شود که دانه های گرده جوانه می زنند و با همان سرعتی که در آغز گلدهی کامل داشتند به درون خامه رشد می کنند. لذا معمولا پذیرش کلاله و پژمردگی خامه جز عوامل محدود کننده ی تشکیل میوه در گیلاس و آلبالو به شمار نمی روند.

سرعت رشد لوله ی گرده در  گیلاس و آلبالو

تحقیقیاتی که در مورد شناخت چگونگی عدم موفقیت بعد از گرده افشانی صورت گرفته اند، روی عوامل مختلفی که بر سرعت رشد لوله ی گرده طول عمر تخمک و دوره ی گرده افشانی (EPP) موثر هستند متمرکز شده اند تاکنون مشخص شده است که این عوامل تحت تاثیر دما تغذیه و ژنتیک گیاه قرار می گیرند. به عنوان مثال به خوبی ثابت شده است که در دماهای بین 5 تا 25 درجه که رشد لوله ی گرده گل های درختان باغ در آنها صورت می گیرد، افزایش دما موجب می شود که رشد لوله ی گرده نیز افزایش یابد. لذا در آب و هوای گرم ممکن است لوله های گرده ی گیلاس یا آلبالو در طی 2 روز به کیسه ی جنینی برسند. در همین رابطه طی یک بررسی که روی گل های رقم ناپلئون صورت گرفت، مشخص شد وقتی که میانگین دمای بعد از گلدهی، 7/13 درجه باشد، لوله ی گرده در روز چهارم بعد از گرده افشانی سوراخ سفت می رسد، اما وقتی میانگین دما 6/10 درجه باشد، لوله ی گرده در روز ششم به سوراخ سفت می رسد.

در حال حاضر تفاوت سرعت رشد لوله ی گرده در ارقام مختلف و عکس العمل رشد ان نسبت به دما در بسیاری از گونه ها به خوبی مشخص شده است. وقتی رشد لوله ی گرده گیلاس های رقم بادا، رینر و کوروم در خامه ی رقم ناپلئون با هم مقایسه شدند، مشخص شد که همه ی انها در دماهای 3/12 و 4/16 درجه با سرعت یکسانی رشد می کنند، اما در دماهای پایین (9/9 و 3/7) لوله ی گرده رقم بادا که با سرعت 5/3 میلی متر رشد می کند رشد سریع تری از لوله ی گرده ی ارقام کوروم و رینر که با سرعت 4/1 میلی متر در روز رشد می کند دارد. با این حال طی این بررسی دو ساله وقتی میانگین دمای باغ، بعد از گلدهی 6/6 و 6/12 درجه بود، هر رقم به طور یکسانی مییوه ی زیادی تشکیل می دادند. و این مساله نشان داد که رشد کمتر لوله ی گرده ارقام کوروم و رینر در سال های سردتر، عامل محدود کننده ی میوه بندی به شمار نمی رود. اما برای تعیین علت بیشتر بودن سرعت رشد لوله های گرده رقم بادا در هوای خنک نیاز به تحقیقات بیشتری است.

قابلیت زنده ماندن و طول عمر تخمک در گیلاس و آلبالو

برای تشکیل میوه های فراوان نیاز به رشد تعداد زیادی از کیسه های جنینی سالم است. تاکنون هیچ کدام از بررسی هایی که روی گیلاس یا آلبالو صورت گرفته اند، نتوانسته اند دلایل کافی را مبنی بر این که میوه بندی کم مربوط به کیسه های جنینی معیوب ارثی است. فراهم کنند. به عنوان مثال در رقم مونت مورنسی با وجود این که 25 الی 40% کیسه های جنینی در زمان گلدهی کامل به صورت ناقص، غیرقابل تولید مثل یا بالغ معیوب هستند (ترجیحا بدین معنی که کارا و موثر نمی باشند، اما این مقدار دلیل کافی برای توضیح کاهش میوه بندی در بعضی سال ها نمی باشد.

طول عمر تخمک ها و کیسه های جنینی که خوب رشد کرده اند، در مقایسه با تخمک های بی اثر، عامل محدود کننده تری در میوه بندی محسوب می شوند. در این مورد نیز گزارشاتی که درباره ی مدت زمان زنده ماندن تخمک در گیلاس و آلبالو  ارائه شده اند با هم تفاوت دارند. زیرا اولا روش های متفاوتی برای تعیین قابلیت زنده ماندن تخمک وجود دارد، ثانیا در زمان گلدهی کامل و بعد از آن نیز دماهای مختلفی وجود دارند و بالاخره این که ارقامی که مورد بررسی قرار می گیرند نیز با هم متفاوتند. معمولا در تعیین طول عمر تخمک از دو روش استفاده می شود. یکی از روش ها شامل تهیه ی برش از اجزای تخمک است که بعد از باز شدن گل ها بصورت دوره ای صورت می گیرد و سپس آزمایش های میکروسکوپی بر روی کیسه ی جنینی انجام می شود. ارزیابی دقیق از این طریق کار مشکلی است. لذا به نظر می رسد که روش دیگر کامل تر باشد . در روش دیگر تخمک سالم در فواصل زمانی مشخص کالبد شکافی می شود، سپس روی اسلاید پخش می شود و روی ان با آنیلین بلو رنگ آمیزی می شود تا با یک میکروسکوپ فلورسانت مشاهده گردد. با استفاده از این ماده (آنیلین بلو) بر روی تخمک ها، آنهایی که زنده هستند یا به مقدار جزئی رنگ فلورسانت به خود می گیرند یا اصلا رنگ نمی شوند، اما در تخمک های بی اثر تراکم رنگ فلورسانت مشاهده می شود که این مساله به علت عکس العمل فرآورده های تولید مثلی تشکیل شده در سلول است که در حضور آنیلین بلو تولید می شوند. با استفاده از روش اخیر، می توان در زمان گلدهی کامل تخمک ثانویه ی درون هر تخمدان را از تخمک ثانویه ی ان تشخیص داد و همچنین در تعیین طول عمر تخمک های اولیه نیز از ان استفاده کرد. مدتی که از گلدهی کامل گذشت، تخمک ها نابارور می شوند و اگر تلقیح شوند، جنین و آندوسپرم آنها زود از بین می رود. این مساله (پیری تخمک) توسط لکه های فلورسانت دیده می شود.

اثر دما بر طول عمر تخمک نیز در بسیاری از گونه ها به خوبی مشخص شده است، به طوری که در دماهای گرم تر، پیری تسریع می شود و در دماهای خنک تر، پیری دیرتر رخ می دهد. به عنوان مثال در دمای ثابت 20 درجه، درصد زیادی از تخمک های 3 رقم گیلاس و آلبالو، 1 تا 2 روز بعد از گلدهی کامل شروع به پیر شدن کردند، اما در دمای 5 درجه تا 5 روز بعد از گلدهی کامل این مساله هنوز شروع نشده بود. طی بررسی دیگری که در همین رابطه صورت گرفت، وقتی میانگین دما بعد از باز شدن گل ها 10 درجه بود به نظر می رسید که تخمک های گسلاس رقم ناپلئون، 12 روز بعد از شکوفایی گل ها نیز زنده بودند. تفاوت های دیگری هم که در طول عمر تخمک ارقام مختلف وجود دارند، گزارش شده اند. به عنوان مثال در بین ارقام گیلاس، مخصوصا رقم اشمیت در مقایسه با ارقام بنیگ، ویندسور و هدل فینگن، کیسه ی جنینی آن طی دوره ی گلدهی کامل به سرعت توسعه می یابد و زودتر از همه نیز از بین می رود؛ به طوری که قبل از گلدهی کامل این مساله شروع می شود. این ویژگی زندگی بسیار کوتاه در رقم اشمیت، ممکن است باعث باردهی کم همیشگی در این رقم شود. در همین رابطه طی تحقیقی که روی آلبالو صورت گرفت، معلوم شد که تخمک های ارقام کروزر ویشل و کلریس 14، 4 روز بعد از گلدهی کامل شروع به پیر شدن می کنند، در حالی که در شرایط محیطی یکسان رقم شاتن مورلو 6 روز پس از گلدهی کامل فقط 8% تخمک هایش و 10 روز پس از آن پیر می شوند. در درختان آلبالوی رقم شاتن مورلو که در محیطی یکسان کشت می شوند، رابطه ای بین طول عمر تخمک و تشکیل میوه دیده می شود. این تفاوت ها ممکن است به دلیل تغذیه ی گیاه با مواد معدنی یا به خاطر ذخایر کربوهیدرات ان باشند. تفاوت سطح غذایی درختانی هم که در یک باغ وجود دارند می تواند به خاطر تفاوت ترکیب خاکی هر قسمت از خاک باغ باشد یا به علت عدم یکنواختی توزیع کود یا تفاوت جذب آن توسط درخت باشد.

دوره ی گرده افشانی موثر (EPP) در  گیلاس و آلبالو

منظور از دوره ی گرده افشانی موثر (EPP) دوره ای است که برای میوه بندی گرده افشانی باید در آن مدت انجام شود. علاوه بر این، EPP به صورت طول عمر تخمک منهای مدت زمان لازم برای رشد گرده به طرف پایین و انجام لقاحی موثر بیان می شود. EPP های طولانی تر که به صورت واحدهای روزانه ی بعد از گلدهی کامل حساب می شوند، موجب افزابش مدتی می شوند که گرده افشانی برای لقاح و میوه بندی موثر است. در عوض در یک EPP بسیار کوتاه گرده افشانی باید بعد از باز شدن گل ها فورا انجام شود. در دماهایی که برای میوه بندی مناسب هستند، سرعت رشد لوله ی گرده نیز مطلوب می باشد و تخمک ها نیز به مدتی کافی برای لقاح زنده می مانند تا شمار زیادی از آنها بارور شوند. با وجود اینکه در دماهای خنک، طول عمر تخمک ها افزایش می باید و سرعت رشد لوله ی گرده نیز کاهش می یابد، اما لزومی ندارد که این دو مورد با هم متناسب باشند. در دماهای بسیار پایین ممکن است لوله های گرده بسیار کند رشد کنند و لذا قبل از پیر شدن تخمک به آن نرسند. با این حال معمولا دماهای معتدل و خنک باعث طولانی شدن EPP می شوند، اما همیشه نیز موجب تشکیل میوه ی زیاد نمی شوند. همچنین وقتی هوا در مدت زمان بعد از گلدهی کامل بسیار گرم است، EPP بسیار کوتاه می شود، زیرا طول عمر تخمک کاهش می یابد. بنابراین در چنین شرایطی اهمیت زیادی دارد که به محض باز شدن اولین گل ها، عامل گرده افشان در باغ وجود داشته باشد تا دانه ی گرده بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن منتقل شود.

تعیین EPP در باغ از طریق مقایسه ی میزان تشکیل میوه در شرایط گرده افشانی کنترل شده که در روزهای متوالی بعد از گلدهی کامل انجام شود، صورت می گیرد. به عنوان مثال در منطقه ی پروسر ایالت واشنگتن، EPP برای گیلاس های رقم بنیگ، لامبرت و چینوک طی سال های مختلف 4 تا 7 روز بود. در کورالیس ایالت اور گون این مقدار برای رقم ناپلئون 4 تا 5 روز بود. این مدت زمان برای گیلاس هایی هم که در اشتوتگارت آلمان وجود دارند، گزارش شده است. در میشیگان مقدار EPP رقم مونت مورنسی در یک سال خنک 4 روز و در یک سال گرم 2 تا 4 روز بعد از باز شدن گل ها بود. با توجه به وجود آب و هوایی بسیار مختلف و ارقام بسیار زیادی که خارج از این مطالعات وجود دارند، ممکن است EPP برای گیلاس یا آلبالو از یک روز تا یک هفته وجود داشته باشد.

ریزش زود هنگام میوه  گیلاس و آلبالو

مقدار نهایی میوه های تشکیل شده که به میزان قابل توجهی از سالی به سال دیگر متفاوت است، بستگی به درصد گل هایی دارد که تا تبدیل به میوه هایی که بالغ روی درخت باقی می مانند. با توجه به گونه، رقم و مخصوصا فراوانی گل ها، یک محصول خوب از گیلاس یا آلبالو زمانی به دست می آید که حدود 20 الی 65% گل ها به میوه تبدیل شوند. در این درختان سه فاصله ی زمانی مشخص برای کاهش تعداد گل و میوه وجود دارد. اما زمان دقیق هر یک از این مراحل، با توجه به رقم، سال و موقعیت رشد متفاوت است. طی یک بررسی دقیق که طی سه سال در ویسکنسین بر روی پدیده ی ریزش زود هنگام میوه در ارقام خود گرده افشان آلبالوی مونت مورنسی و ارلی ریچموند صورت گرفت مشخص شد که میانگین کل ریزش برای ارقام مونت مورنسی 64% و برای رقم ارلی ریچموند 70% بود. در این بررسی اولین ریزش حدود 2 تا 5/2 هفته بعد از گلدهی کامل صورت گرفت. در واقع در تخمدان میوه هایی که اولین بار ریزش کرده بودند، لوله ی گرده وجود داشت و لذا این مساله بیانگر انجام گرده افشانی بود. در سال هایی که زنبورها فعالیت کمتری داشتند، اولین ریزش به ویژه در ارقام دگر گرده افشام، مربوط به گل هایی بود که گرده افشانی نشده بودند. تجزیه ی تخمدان نشان می دهد که در گل های ریزش یافته، هر دو تخمک پژمرده می شوند و از بین می روند، اما در گل های نمو یافته یک تخمک پژمرده می شود و تخمک دیگر بزرگ می شود و مفید و کارا می باشد. اما در اولین ریزش میوه ها، در تخمک های پژمرده ی اولیه که دارای کیسه های جنینی غیر مثمر بودند، هر دو نوع تخمک قبل از لقاح از بین رفته بودند. دومین ریزش حدودا یک هفته بعد صورت م گرفت و گاهی اوقات با ریزش اول نیز همپوشانی زمانی داشت. در این ریزش تخمک ها به سه صورت مشاهده می شدند: (1) آنهایی که جنین هایشان سقط شده بودند، (2) آنهایی که علائمی از کیسه های جنینی از بین رفته یا ناقص داشتند، (3) و بالاخره آنهایی که گرده افشانی نشده بودند. سومین ریزش که گاهی اوقات ریزش جودرو هم نامیده می شود (زیرا در دماهای ژوئن یا اوایل ژولای رخ می دهد) حدودا سه هفته بعد از ریزش دوم صورت گرفت. در این ریزش، تقریبا 90% میوه هایی که از بین می روند، دارای جنین هستند، اما کوچک تر بودن اندازه تخمک از حد مطلوب ان نشان دهنده ی عدم تداوم رشد تخمک است.

علت دقیق از بین رفتن زیاد گل ها و میوه های جوان درختان گیلاس و آلبالو مشخص نشده است. اما رقابت برای مواد غذایی یا تنش های ناشی از کمبود رطوبت، سرمای زمستانه، ویروس ها، آسیب های مکانیکی یا ریزش برگ ها می توانند از عوامل موثر در این مساله باشند. به عنوان مثال، شواهدی وجود دارد. که مساله  رقابت برای مواد غذایی را به عنوان عامل موثر در ریزش محصول تعیین می کنند. در این مورد اولا وقتی که گل ها به صورت دستی یا به علت یخبندان تنگ می شوند، درصد زیادی از گل های باقی مانده به میوه تبدیل می شوند، ثانیا درصد گل هایی که در ریزش اول از بین می روند بر درصد گل های از بین رفته در ریزش دوم اثرگذار است. زیرا یک ریزش اولیه ی سنگین موجب ریزش ثانویه ی سبک تر می شود و به همین صورت، یک ریزش اولیه ی سبک موجب ریزش ثانویه یسنگین تر می شود. علاوه بر این، ریزش سبک تر از حد معمول در ریزش های اولیه و ثانویه موجب سنگینی ریزش در سومین ریزش می شود. علاوه بر این، در گیلاس ها ریزش سوم اتفاقی دیده شده است. اما عقیده بر این است که تفاوت سالانه ی هر سه ریزش مربوط به اثر مستقیم آب و هوا بر رشد میوه با اثر غیر مستقیم آن بر رشد و نمو میوه می باشد که به دلیل تاثیر بر جذب یا انتقال مواد غذایی توسط درخت صورت می گیرد. با وجود این که معمولا موه بندی کم یک عامل محدود کننده در راندمان تولید گیلاس و آلبالو به شمار می رود، اما میوه بندی زیاد نیز می تواند مشکل ساز باشد. زیرا وقتی باردهی درختان بیش از حد باشد، اندازه و کیفیت میوه هایشان نیز به شدت کاهش می یابد. بنابراین مساله ای که باغداران باید در نظر داشته باشند این است که مدیریت باغ را به نحوی انجام دهند که حداکثر محصول بدون هیچ گونه کاهش کیفی آن استحصال شود و همچنین تولید و رشد مطلوب درختان را در سال های بعد به دنبال داشته باشد.