احتیاجات غذایی و روابط آبی در گیلاس و آلبالو
مقدمه
با وجود اینکه که گیلاس و آلبالو دارای چند گونه ی مستقل از نظر تولید میوه هستند، اما در مقایسه با بسیاری از میوه های دیگر مناطق معتدله، دامنه ی کشت کمتری دارند. لذا در روش های متداول تولید گیلاس و آلبالو، از اطلاعات و تجربیات به دست آمده از محصولات دیگر نظیر سیب استفاده می شود. دانش محدود ما از احتیاجات آبی و غذایی گیلاس و آلبالو این مساله را ثابت می کند. در تابستان گیلاس و آلبالو اولین درختان خزان کننده هستند که میوه هایشان می رسند و لذا زمان گلدهی تا رسیدن میوه ی این گیاهان فقط دو ماه به طول انجامید. در این درختان کلیه ی مراحل رشد میوه، رشد شاخساره و آغازش جوانه های گل تقریبا به طور همزمان صورت می گیرند و لذا معمولا برای استفاده از بستر درخت با هم رقابت می کنند. در نتیجه، بعد برداشت محصول، باقیمانده ی فصل رشد، بدون میوه برای درخت سپری می شود. میوه های گیلاس و آلبالو در مقایسه با بیشتر میوه های دیگر، بسیار کوچکند و بنابراین لازم است تا برای به دست آوردن یک محصول با صرفه ی تجاری، تعداد زیادی جوانه یگل تشکیل شود. سپس این گل ها به میوه تبدیل شوند و در نهایت به مرحله ی بلوغ و برداشت برسند. برای فروش سودآور گیلاس نیز لازم است تا میوه بزرگ باشند و این مساله از راه تنگ دستی یا شیمیایی غیر ممکن است. بنابراین برای این که میوه ها به حداکثر اندازه خود برسند، باید آب و مواد غذاییکافی برای درخت فراهم شود. ویژگی هایی از این قبیل باعث می شوند تا نیاز بیشتری به مطالعه در زمینه تغذیه و آبیاری گیلاس و آلبالو وجود داشته باشند. بنابراین در مبحث روابط آبی و احتیاجات غذایی گیلاس و آلبالو که در این فصل آمده است، شما موارد مشترک این دو گونه را مطالعه می کنید، زیرا در مورد ویژگی های خاص هر یک از آنها اطلاعات علمی کمی در دست می باشد.
مواد غذایی معدنی موردنیاز گیلاس و آلبالو
احتیاجات غذایی گیلاس و آلبالو
متاسفانه برنامه ی کود دهی گیلاس و آلبالو بر حسب منطقه متغیر است و لذا اقلیم محلی و شرایط خاکی در تعیین این برنامه نقش زیادی دارند تاکنون بعضی از جزئیات مربوط به احتیاجات غذایی این درختان بررسی و به خوبی درک شده اند. اما سایر احتیاجا غذایی به قدر کافی بررسی نشده اند و لذا درک ما نیز از نیاز درخت به این عناصر ناقص است. اصولا واکنش درخت در برابر استفاده از یک ماده ی غذایی خاص بستگی به وضعیت تغذیه ای درخت در زمان مصرف ماده ی غذایی، وضعیت سلامتی و قابلیت جذب درخت دارد. اما احتمالا اساسی ترین مبنای ارزیابی وضعیت غذایی درخت، تجزیه بافت های آن است که معمولا از طریق تجزیه ی برگ صورت می گیرد. غلظت مواد غذایی در برگ های گیلاس و آلبالو شاخص خوبی در تعیین مشائلی از قبیل این که آیا عامل محدود کننده ی رشد و نمو درخت، مواد غذایی یا عوامل دیگر هستند و این که آیا درخت به استفاده از مواد غذایی واکنش نشان می دهد یا خیر، می باشد. علاوه بر این، تجزیه ی بافت باعث می شود تا قبل از این که مواد غذایی اثر بدی از خود بجا بگذارد، باغدار بتواند آن را پیش بینی کند. مقادیر کافی مواد غذایی که معمولا مورد توافق همه هستند و به صورت درصدی از وزن خشک یا قسمت در میلیون(PPM) وزن خشک بافت برگ بیان می شوند.
آزمایش خاک نیز اطلاعاتی را فراهم می کند که در تکمیل اطلاعات برای برنامه ریزی های کودی مفید می باشند. در این مورد به دلیل اینکه Ph خاک بر وجود اکثر مواد غذایی خاک اثرگذار است، باید با انجام آزمایش، Ph خاک نیز تعیین شود. اما تعیین مقدار مواد غذایی خاک معمولا شاخص کاملی از وضعیت مواد غذایی درختان باغ نیست. کمبود یا بیش از حد بودن بعضی از مواد غذایی باعث توسعه ی علائم ویژه ای می شوند که معیارهای مشخصی برای باغداران به شمار می روند. اما این علائم به راحتی باعث اشتباه در تشخیص می شوند و لذا معمولا فقط نشان دهنده ی توسعه نسبی یک عارضه است که تاثیر منفی بر تولید محصول دارد. با توجه به این دلایل لازم است که باغداران به جای اتکای صرف به شناخت علائم کمبود یا سمیت (بیش از حد بودن) یک عنصر، فقط با بعضی از مهم ترین نشانه های مربوط به مشکلات متداول تغذیه ای آشنا شوند.
جدول- مقدار استاندارد عناصر غذایی در برگ های گیلاس و آلبالو
عنصر غذایی کمبود میزان مطلوب میزان اضافه
نیتروژن (%) 2/3- 2/4 بیشتر از 4/3
فسفر (%) کمتر از 80/0 4/0-16/0 بیشتر از 4/0
پتاسیم (%) کمتر از 0/1 0/3-0/1 بیشتر از 0/3
کلسیم (% 0/3-7/0
منیزیم (%) کمتر از 24/0 9/0-4/0 بیشتر از 9/0
گوگرد (%) 8/0-13/0
بور (%) کمتر از 20 60-45 بیشتر از 80
مس (%) 40-5
آهن (%) 250-20
منگنز (%) کمتر از 20 200-20
روی (%) کمتر از 10 70-15
در این فصل راجع به هر یک از عناصر غذایی جداگانه بحث می شود. در ابتدا راجع به اطلاعات معمول و متداول آثاری که کمبود و سمیت هر یک از عناصر غذایی برای درخت به وجود می آورند بحث می شود و سپس اطلاعاتی در زمینه ی میزان مطلوب مواد غذایی بافت و روش های رایج کوددهی بیان می شود
نیتروژن لازم برای گیلاس و آلبالو
معمولا خاک باغات نیتروژن کافی را برای تامین احتیاجات درختان گیلاس و آلبالو فراهم نمی کنند. بنابراین بیشتر باغات برای رشد و باردهی مناسب درختان، نیازمند کوددهی سالانه ی نتروژن می باشند، زیرا کمبود نیتروژن درختان معمولا باعث کاهش رشد و باردهی آنها می شود. هنگامی که طویل شدن شاخه ها کاهش می یابد، تعداد زیادی سیخک و جوانه ی گل تولید می شود. همچنین برگ های درختانی که دچار کمبود این عنصر هستند، سبز کمرنگمی شوند و ممکن است بعدا در طی فصل، به قرمز کمرنگ نیز تبدیل شوند. اولین و حادترین علائم در برگ های مسن تر و پایین تر درخت به خوبی مشاهده می شوند، اما گاهی ممکن است در درختانی که به شدت دچار کمبود هستند، تمامی برگ ها تحت تاثیر قرار گیرند. علاوه بر این، برگ هایی که تحت تاثیر کمبود نیتروژن هستند، اندازه ی کوچک تری دارند و احتمالا زودتر از موعد هم می ریزند، اما میوه ها نیز ممکن است کوچک تر شوند و زودتر برسند.
با وجود اینکه مصرف زیاد نیتروژن به ندرت موجب مسمومیت گیاه می شود، اما مقادیر اضافه ی آن ممکن است از طریق افزایش رشد و به تاخیر انداختن فصل رشد گیاه، موجب آسیب دیدگی زمستانه گیاه شود. علاوه بر این در درختانی که به آنها مقادیر زیادی کود نیتروزنه داده شود، دبلوغ به تاخیر می افتد. نیتروژن اضافی باعث کاهش یا افزایش سفتی میوه های گیلاس و آلبالو می شود، اما کودهای نیتروزنه نیز ممکن است از طریق افزایش اندازه ی گیلاس یا آلبالو یا به تاخیر انداختن رسیدن میوه، به طور غیر مستقیم بر سفتی میوه تاثیر بگذارند. در مورد سطوح نیتروژنه ی برگ های گیلاس و آلبالو که مربوط به مقادیر کمبود، مطلوب و اضافه ی نیتروزن می باشند تا حدی اختلاف نظر وجود دارد. اما به طور کلی باید مقدار نیتروژن برگ های جوان گیلاس و آلبالو بین 2/2 تا 4/3% حفظ شود. هر چند در این رابطه ممکن است گاهی برای نهال های جوان، مقادیر بیشتری نیتروژن توصیه شود تا بدین وسیله رشد سریع گیاه تحریک شود و درختان زودتر مستقر شوند. در درختان بالغ نیز به دلیل این که تداوم رشد درخت (رشد بیشتر درخت) مد نظر نمی باشد، ممکن است مقادیر کمی از سطوح پایین نیتروژن برگی برای آنها مناسب باشد. مقادیر مورد نیاز سالانه ی کود نیتروژن که برای حفظ میزان بهینه ی نیتروژن برگ لازم می باشد، تحت تاثیر چند عامل قرار دارد. در حالت مطلوب، یک باغ بالغ گیلاس یا آلبلو سالانه 50 تا 130 کیلوگرم در هکتار نیتروزن دریافت می کنند. بیشترین مقادیر نیتروژن مورد نیاز مربوط به خاک های شنی است که بافت سبکی داشته و در مناطق مرطوب قرار دارند. زیرا در این مناطق به دلیل آبشویی، شدت از دست رفتن نیتروزن بسیار بالا است. در خاک های سنگینی که دارای مواد آلی فراوان هستند، حداکثر مقدار نیتروژن طبیعی وجود دارد و لذا به کود کمتری نیاز می باشد.
علاوه بر این ها، عملیات مدیریتی سطح باغ نیز بر وجود نیتروژن و نیاز درختان گیلاس و آلبالو به آن تاثیر گذارند. به عنوان مثال اگر از چمن های انبوه در سطح باغ نگهداری شود، چمن ها برای کسب نیتروژن با درختان رقابت خواهند کرد و لذا ممکن است برای تامین نیتروژن کافی برای درختان، نیاز بیشتری به نیتروژن باشد. در مقابل، در باغاتی که در سطح آنها چیزی کشت نمی شود، درختان برای به دست آوردن همان مقدار نیتروژن، به نیتروژن کمتری نیاز دارند. در این رابطه کودهای معدنی استاندارد نیتروژنه، بدون توجه به نوعشان، همگی به عنوان یک منبع نیتروژنه اثرات یکسانی را برای گیلاس و آلبالو داشته اند. بهتر است که کودهای نیتروژنه در بهار و قبل از شروع رشد درختان، روی خاک پخش شوند. اما ممکن است مصرف پاییزه ی کود یا ترکیبی از مصرف پاییزه و بهاره اثر مشابه داشته باشند. معمولا در گیلاس و آلبالو از محلول پاشی نیتروژن مایع بر روی برگ ها استفاده نمی شود، اما در شماری از بررسی ها مشخص شده است که کحلول پاشی اوره بر روی برگ ها ممکن است باردهی را افزایش دهد، اما تاکنون گزارشی راجع به مزایای این روش منتشر نشده است. به احتمال زیاد ممکن است درختانی به این محلول پاشی عکس العمل نشان دهند که نیتروژن بسیار کمی دارند. علاوه بر این، گیلاس و آلبالو به راحتی از بورت (نوعی فرآورده ی شیمیایی حاوی نیتروژن ) آسیب می بینند و لذا در محلول پاشی هایی که مقدار زیادی بورت در آنها وجود داشته باشد، ممکن است برگ های گیلاس یا آلبالو مسموم شوند. گیلاس و آلبالو می توانند به خوبی از طریق تزریق نیتروژن به سیستم های آبیاری قطره ای تغذیه شوند (آبیاری کودی). این روش باعث بهبود کارایی مصرف کود می شود، زیرا فقط با نصف مقدار نیتروژنی که برای کود پاشی سطح خاک لازم است می توان مقدار نیتروژن برگی و بازدهی مشابه را به دست آورد. با استفاده از این روش احتمالا راندمان کاری نیز بهتر می شود، زیرا تزریق کود به باغداران این امکان را می دهد که زمان و مقدار کوددهی را کنترل کنند و نیتروژن را مستقیما در اختیار ریشه قرار دهند، در حالی که هدر رفتن کود از طریق آبشویی که در دو روش پخش کود معمول می باشد نیز کاهش می یابد. برای تزریق موثر کود به سیستم های آبیاری قطره ای به طراحی دقیقی نیاز می باشد. سیستم آبیاری باید برای سراسر باغ مقدار یکسانی آب فراهم کند، زیرا سیتم های ناهمگن موجب مصرف کم و زیاد نیتروژن می شوند. برای وارد کردن محلول کود به خطوط آبیاری نیز چند نوع تزریق وجود دارد. معمولا برای تزریق از نیترات کلسیم، نیترات آمونیوم و اوره که محلول در آب هستند به عنوان منبع نیتروژن استفاده می شود. نیاز سالانه به کود معمولا سه مرتبه یا بیشتر می باشد که اولین آن در زمان گلدهی و آخرینشان 4 تا 8 هفته بعد صورت می گیرد.
فسفر لازم برای گیلاس و آلبالو
در شرایط مزرعه، درختان گیلاس و آلبالو کمتر نسبت به مصرف واکنش نشان می دهند، لذا کمبود فسفر متداول نمی باشد و علائم کمبود آن در گیلاس و آلبالو قابل تشخیص نیست. فقط علائم کلی آن بر روی درختان بارده دیگر به صورت رشد ضعیف شاخساره ها و باریک شدن آنها و سبز تیره تا ارغوانی شدن رنگ برگ ها می باشد. معمولا به هنگام کمبود فسفر، رشد ریشه ها به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. در حالت مطلوب غلظت فسفر برگ در اواسط تابستان بین 16/0 تا 40/0% می باشد. غلظت فسفر در طول فصل کاهش می یابد، به طوری که در نمونه های گرفته شده در اول فصل، مقدار زیادی فسفر وجود دارد، اما نمونه هایی که در آخر فصل گرفته می شوند، فسفر کتری دارند. میزان فسفری که به وسیله ی آن بتوان کمبود فسفر را در برگ تعیین کرد دقیقا مشخص نشده است، اما احتمال می رود که نزدیک 80/0% و کمتر از آن باشد. بعضی شواهد موجود نشان می دهند که نهال های جدید کاشته شده در خاک های کم فسفر، در مقابل مصرف فسفر واکنش نشان نمی دهند، زیرا این عمل موجب می شود که سرعت رشد اولیه بیشتر شود. اما معمولا عقیده بر این است که مصرف فسفر در باغ ارزش کمی دارد، زیرا فسفر خاک برای حفظ گونه های سطح باغ کافی می باشد.
پتاسیم لازم برای گیلاس و آلبالو
در اکثر نقاط جهان که در آنها گیلاس و آلبالو کشت می شود، کمبود پتاسیم طی فواصل زمانی خاصی بروز می کند. اولین علامت کمبود پتاسیم، پیچ خوردگی جزئی لبه ی برگ ها به سمت بالا می باشد. سپس نقاط پایین تر از لبه ی برگ ها شروع به برنزه شدن می کند و در نهایت لبه ی برگ ها نکروزه می شوند یا می سوزند و از بین می روند. معمولا پیچیدگی و سوختگی برگ های پایینی شاخساره های فصل جاری از همه شدید تر است. اما ممکن است این علائم در برگ های انتهایی نیز ظاهر شوند کمبود پتاسیم باعث می شود که رشد شاخساره ها و اندازه ی برگ ها کاهش یابد. علائم کمبود در درختانی که محصول زیادی می دهند از همه شدیدتر است، زیرا میوه نسبت به سایر بخش های درخت مقدار بیشتری پتاسیم را در خود جمع آوری می کند. در درختانی که شدیدا تحت تاثیر کمبود پتاسیم قرار دارند ممکن است برگ ها زودتر از موعد ریزش کنند.
تجزیه ی برگ به خوبی وضعیت پتاسیم را نشان می دهد و احتمالا موجب می شود تا مصرف پتاسیم به خوبی مفید واقع شود. غلظت مناسب پتاسیم در برگ ها بین 1 تا 3% می باشد و لذا درختانی که برگ هایشان کمتر از 1% پتاسیم دارند معمولا دچار کمبود هستند. مقدار پتاسیم برگ نیز تحت تاثیر زمان نمونه گیری و مقدار باردهی درخت است. بیشترین مقادیر مربوط به برگ هایی است که در اوایل فصل جمع آوری شده اند یا از درختانی گرفته شده اند که باردهی کمی دارند. کمبود پتاسیم را می توان به راحتی از طریق مصرف پتاسیم در خاک باغ برطرف کرد. معمولا برای برطرف کردن این مشکل مقدار 100 تا 200 کیلوگرم در هکتار اکسید پتاسیم کافی می باشد. مصرف مناسب پتاسیم موجب افزایش پتاسیم برگ می شود و تا یک سال علائم کمبود را بهبود می بخشد. در میوه های هسته دار که در خاک های حاوی مقدار ثابت فراوان پتاسیم کشت شده اند،محلول پاشی پتاسیم بر روی برگ هایشان ممکن است تا حدودی ارزشمند باشد. در این رابطه افشاندن نیترات پتاسیم بعد از گلدهی بیشترین اثر را از خود نشان می دهد. از مصرف بیش از حد پتاسیم نیز باید جلوگیری به عمل می آید. مقدار زیاد پتاسیم خاک می تواند مانع جذب کافی منیزیم یا کلسیم شود و لذا ممکن است باعث کمبود این عناصر در گیاه شود.
کلسیم لازم برای گیلاس و آلبالو
تاکنون کمبود کلسیم در باغات گیلاس و آلبالو گزارش نشده است. براساس تجربه، علائمی که در این رابطه در نهال های جوان به وجود می آیند شامل علائم قهوه ای رنگ کمرنگی هستند که روی برگ ها ظاهر می شوند. برگ ها از طریق سوراخ های زیادی که روی آنها به وجود می آید ممکن است پاره شوند و رشد شاخساره ها نیز امکان دارد که به حداقل خود برسد. در حالت مطلوب، برگ های گیلاس و آلبالو حاوی 7/0 تا 3% کلسیم هستند. میوه های گیلاس و آلبالو در هر 100 گرم از وزن تر گوشتشان، حدود 12 میلی گرم کلسیم دارند. مقدار کلسیم میوه در تعیین میزان حساسیت میوه به ترک خوردگی ناشی از باران که در زمان برداشت رخ می دهد و همچنین در تعیین قابلیت نگهداری میوه در بعد برداشت نقش دارد. باردهی زیاد و افشاندن اسید جیبرلیک مایع که برای بهبود تشکیل میوه و یا سفتی آن به کار می رود، ممکن است مقدار کلسیم را در میوه کاهش دهد، اما محلول پاشی بازدارنده های رشد که رشد شاخساره ها و ساخته شدن جیبرلین را در گیاه کاهش می دهد، ممکن است کلسیم میوه را افزایش دهد. در بعضی از مناطق تولیدی گیلاس و آلبالو برای کاهش ترک خوردگی ناشی از باران، 10 روز قبل از شروع برداشت از محلول پاشی کلسیم استفاده می شود. متاسفانه نتایج این محلول پاشی بسیار بی ثباتند.
منیزیم لازم برای گیلاس و آلبالو
با وجود این که تاکنون در مورد کمبود منیزیم مطلبی به ثبت نرسیده است، اما گاهی اوقات کمبود منیزیم به عنوان یک مشکل در باغات گیلاس بریتانیا مطرح می باشد. علائم کمبود شامل قهوه ای و تکروزه شدن بین رگبرگ ها می باشند که ابتدا از برگ های پایینی (مسن تر) درخت شروع می شوند. قهوه ای شدن ممکن است از وسط برگ ها یا از کناره ی برگ ها شروع شود و به داخل برگ ها توسعه یابد. در حالت مطلوب ابتدا برگ ها قرمز روشن یا زرد رنگ می شوند و ممکن است خطوط نکروزه نیز در آنها ظاهر شود و در موارد حاد و شدید، برگ هایی که تحت تاثیر کمبود قرار دارند ممکن است پیش از موعد خزان کنند. برگ های سالم گیلاس و آلبالو در حالت مطلوب 4/0 تا 9/0 منیزیم دارند. مقادیر کمتر از 24/0% منیزیم در برگ موجب ایجاد علائم کمبود در نهال های جوان و در حال رشد گیلاس و آلبالو می شوند. کمبود منیزیم غالبا در خاک هایی به وجود می آید که مقدار زیادی پتاسیم دارند و لذا این مساله برای گیلاس هایی مشکل ساز است که در بستری از پیت و ماسه و عاری از لوم کشت شده اند. در این رابطه اکثرا موارد علائم کمبود منیزیم در درختانی که روی پایه های مازارد قرار دارند بسیار شدیدتر از علائم کمبود درختانی است که روی پایه ی کلت می باشند.
گوگرد (سولفور) لازم برای گیلاس و آلبالو
کمبود گوگرد در گیلاس و آلبالو (به طور کلی در درختان میوه)، متداول نیست. اما در باغات ایالات واشنگتن آمریکا کمبود این عنصر دیده شده است. علائم کمبود این عنصر بسیار شبیه کمبود نیتروژن است و شامل زرد کم رنگ و کوچک شدن برگ ها و ضعیف شدن شاخساره ها می باشد. در درختانی که به شدت دچار کمبود این عنصر هستند، ممکن است حاشیه برگ ها نیز نکروزه شود. اما کمبود این عنصر را می توان با مصرف گچ یا سولفات آمونیوم یا با استفاده از آب آبیاری که حاوی بیش از PPM 7/0 گوگرد باشد برطرف کرد.
بور لازم برای گیلاس و آلبالو
در بسیاری از باغات گیلاس و آلبالو ممکن است قابلیت ایجاد کمبود یا مسمومیت ناشی از بور وجود داشته باشد. در درختانی که که دچار کمبود این عنصر هستند، رشد شاخساره ها تا حدودی کاهش می یابد. در این درختان ممکن است بعضی از جوانه ها در بهار باز نشوند، اما جوانه های دیگر ممکن است باز شوند و بعد از آن پژمرده شوند و از بین بروند. شاخساره ها نیز ممکن است برای مدتی رشد کنند و بعد از آن، رشد نوکشان متوقف شود و از بین بروند. کمبود عنصر موجب بدشکل شدن برگ ها و نامنظم شدن دندانه هایشان می شود. علاوه بر این، برگ ها ممکن است فنجانی شکل شوند یا به طرف پایین پیچیده شوند و موقع لمس کردنشان، ضخیم و چرم مانند باشند. این علائم که فقط مربوط به قسمت های رویشی درخت می باشند در صورتی که غلظت بور کمتر از 20PPM باشد به خوبی توسعه می یابند. مصرف بور ممکن است باعث تشکیل میوه و باردهی درختان آلبالو شود که بیش از 30PPM بور دارند و بنابراین هیچ نشانه ای از کمبود در آنها مشاهده نشود. این مساله ممکن است تا حدودی از طریق تاثیر خوبی که بور بر جوانه زنی دانه ی گرده و رشد آن به طرف پاییین خامه دارد توجیه شود. در این مورد اگر هدف تشکیل موثر میوه باشد دستجات گل در طول گلدهی به مقدار زیادی بور نیاز خواهند داشت.
طی گزارشی ترک خوردگی گیلاس ها در ایالت اورگون با مصرف بور در زمین کاهش یافت. این درختان امکان دارد به طور جانبی دچار کمبود بور شده بودند، زیرا علاوه بر این موارد مصرف بور باعث شد تا رنگ برگ های آنها بهبود یابد. اما مقدار بور در برگ ها مشخص نشد، زیرا تثبیت وضعیت بور درخت غیرممکن بود. معمولا گیلاس زمانی ترک می خورد که بارش باران در قبل از برداشت صورت گیرد ، اما به طور کلی این ویژگی مستقل از وضعیت بور درخت می باشد. با این حال هنوز مشخص نشده است که ترک خوردگی گیلاس یا آلبالو تحت تاثیر کمبود بور قرار دارد یا خیر؟
گیلاس و آلبالو تا حدی به مقادیر اضافه ی بور حساسند. علائم ناشی از سمیت بور شامل خشکیدگی شاخه چه هاو صمغ دادن آنها می باشد. مسمومیت شدید ممکن است باعث صمغ زدگی شاخه های اصلی درخت و تنه ی آن شود. در این قبیل موارد شکل و اندازه ی برگ ها معمولی است، اما ممکن است نقاط نکروزه در طول رگبرگ های اصلی توسعه یابند. علاوه براین، جوانه های گل نیز ممکن است باز نشوند و امکان دارد تعداد کمی میوه تشکیل شود. مقادیر بیش از 100PPM بور در برگ حالت متداول نیست و مقدار آن زیاد است و وقتی که این مقادیر به PPM 140 یا بیشتر می رسد می توان انتظار داشت که گیاه دچار مسمومیت شود. برای برطرف کردن کمبود بور می توان از محلول پاشی بور بر روی برگ ها یا مصرف کودهای حاوی بور در زمین استفاده کرد. کود بورات به صورت گرانوله می باشد و برای اختلاط با خاک و مصرف در زمین مناسب می باشد. سالیوبور (بور محلول) نیز منبع مناسبی از بور است که روی برگ ها یا زمین پاشیده می شود. مقادیر 1 تا 2 کیلوگرم بور در هکتار کمبود بور در هکتار کمبود بور را برطرف خواهد کرد. در مناطقی هم که با کمبود بور مواجهند، مصرف سالانه ی نیم تا یک کیلو گرم بور در هکتار یک برنامه ی تیمار کننده ی موثر می باشد.
مس لازم برای گیلاس و آلبالو
جزئیات مربوط به احتیاجات مس درختان گیلاس و آلبالو تاکنون بررسی نشده اند. برگ های گیلاس و آلبالو در حالت مطلوب 5 تا 15 PMM مس دارند. برای علائم کمبود مس در گیلاس و آلبالو که به صورت طبیعی یا القایی (مصنوعی یا آزمایشی) تجزیه شده باشد، تجربه شده باشد، هیچ گونه توضیحی ارائه نشده است. کمبود مس در درختان سیب و گلابی باعث توسعه ی خشکی سرشاخه ها می شود. زیرا سر برگ های انتهایی درخت شروع به زرد شدن می کنند و در نهایت خشک می شوند و می ریزند. علاوه بر این نوک شاخه ها نیز ممکن است از بین برود.
براساس فعالیتی که اخیرا در تاسمانیای استرالیا صورت گرفت، عقیده بر این است که ممکن است کمبود مس در تعیین میزان حساسیت میوه در تعادل ترک خوردگی ناشی از باران نقش داشته باشد. علاوه بر این، طی تحقیقی که قبلا در سال 1950 صورت گرفته بود، مشاهده شده بود که افشاندن سولفات مس به میزان 01/0 تا 01/0 در اول فصل باعث کاهش ترک خوردگی میوه ها در زمان برداشت می شود. اما تاکنون مشخص نشده است که این مساله اثر مستقیمی بر روی حساسیت میوه دارد یا با تاثیر بر اندازه و رسیدن میوه به طور غیر مستقیم بر آن تاثیر می گذارد.
آهن لازم برای گیلاس و آلبالو
کمبود آهن در کلیه ی مناطق تولید کننده ی گیلاس و آلبالو در فواصل زمانی معین رخ می دهد، اما این مساله پیش از همه در مناطق خشک شایع است. بین و گرگ برگ های انتهایی درختانی که دچار کمبود این عنصر هستند، رنگ پریده و زرد کمرنگ می شود. رگبرگ های این برگ ها به صورت سبز باقی می مانند و در مقابل باقیمانده ی برگ نمایان می شوند. با وجود این که در ابتدا فقط برگ های انتهایی تحت تاثیر قرار می گیرند، اما ممکن است علائم به طرف پایین درخت نیز توسعه یابند و برگ های مسن تر را نیز در بر می گیرند. علاوه بر این، امکان دارد بافت هایی که در مجاورت برگ های شدیدا مریض قرار دارند از بین بروند. به علت این که مقدار مشخصی برای کمبود آهن معین نشده است، نمی توان از طریق شدت علائم، غلظت آهن برگ را دقیقا تصحیح نمود. برگ های درختان سالم ممکن است 20 تا 250PMM آهن داشته باشد. کمبود آهن در خاک های آهکی (PH>7) معمول می باشد و ممکن است در خاک هایی که زهکشی ضعیفی دارند یا جاهایی که به علت وجود افق های متراکم خاک، رشد ریشه و زهکش محدود شده اند، شدیدتر باشد. اما از آنجایی که رنگ پریدگی ناشی از آهن لزوما در خاک هایی اتفاق می افتد که PH بالایی دارند، بنابراین موثرترین روش اصلاح در این شرایط، کاهش PH خاک می باشد. زمانی که زهکش کافی وجود ندارد، اصلاح زهکش خاک به تنهایی در اغلب موارد موجب برطرف شدن رنگ پریدگی ناشی از کمبود آهن می شود. زمانی هم که چند دفعه از کلات های آهن به صورت برگ مصرف استفاده می شود تا حدودی موثر و کارساز می باشد، اما معمولا این قبیل روش ها گران تمام می شوند، متاسفانه استفاده از کودهای حاوی آهن به قدری کافی در تقویت خاک موثر نمی باشد.
منگنز لازم برای گیلاس و آلبالو
کمبود منگنز از چندین منطقه ی تولید گیلاس و آلبالو گزارش شده است. علائم کمبود شامل رنگ پریدگی بین رگبرگ هاست و شبیه علائم کمبود روی می باشد. رنگ پریدگی از حاشیه ی برگ ها شروع می شود و به داخل برگ و بین رگبرگ های اصلی توسعه می یابد. در حالت معمول، برگ ها کوچک تر می شوند و با توجه به شدت علائم برگ، رشد شاخساره ها متوقف می شود. در نمونه های معمول ممکن است اگر علائم، روی برگ های میخک ظاهر شوندف اما در مواردی که کمبود شدیدتر می باشد، هم برگ های میخک ها و هم برگ های شاخساره ها تحت تاثیر قرار می گیرند. علاوه بر این ها، تولید میوه و کیفیت آن نیز ممکن است به شدت کاهش یابند، زیرا میوه های درختان مریض کوچک تر می شوند و آّ خود را از دست می دهند، اما رنگ و سفتی شان مناسب می باشد. کمبود منکنز پیش از همه در جاهایی وجود دارد که PH خاک نسبتا بالا است (بیشتر از 0/7)، زیرا قابلیت دسترسی منگنز برای گیاه در خاک های قلیایی محدود است. کمبود منگنز ممکن است با کمبود آهن یا روی اشتباه گرفته شود، زیرا بعضی از علائم کمبود این مواد غذایی شبیه علائم کمبود منگنز است و همچنین این علائم نیز غالبا در مناطقی که خاک های قلیایی دارند دیده می شوند. احتمالا زمانی علائم کمبود توسعه می یابند که مقدار منگنز برگ کمتر از 20PPM باشد. مقدار منگنز کافی در برگ های این درختان بین 20 تا PPM 300 می باشد.
کمبود منگنز ممکن است با محلول پاشی برگی سولفات منگنز، منگنز دارای قارچ کش یا تولیدات کلاله ی دیگر که به صورت تجاری وجود دارند برطرف شود. استفاده از محلول پاشی بعد از ریزش گلبرگ ها و درباره چند هفته بعد از آن بیشترین تاثیر را در این رابطه خواهد داشت. تجربه نشان داده است که تزریق مستقیم محلول منگنز به تنه یا سایر شاخه های بزرگ و تنومند درخت نیز باعث بهبود کمبود می شود، اما احتمالا این اقدامات در مقاصد تجاری نیاز به نیروی کاری فراوانی دارند. در صورتی که حضور منگنز به علت PH بالای خاک محدود شده باشد، مصرف کودهای منگنز در خاک ممکن نیست موثر واقع شود.
روی لازم برای گیلاس و آلبالو
گاهی درختان گیلاس و آلبالو دچار کمبود روی می شوند. کمبود روی باعث کاهش اندازه ی برگ ها و ایجاد نقاط و خطوط رنگ پریده در آنها و حتی ریزش زود هنگام برگ ها می شود. در حالت واضح این کمبود، رشد طولی شاخساره ها به خوبی صورت نمی گیرد. کاهش فاصله ی میان گره های بین برگ ها نیز باعث می شود تا برگ ها در نوک شاخساره ها به صورت دسته م یا زرت درآیند. علاوه بر این، کمبود ممکن است به بخش خاصی از درخت و به یک سری از اندام ها یابه سراسر آن انتقال یابد. همچنین ممکن است جوانه هایی که در سال قبل به وجود آمده اند باز شوند و در نتیجه، طول شاخه بدون برگ بماند. علاوه بر این ها، کمبود روی باعث می شود که اندازه ی میوه و مقدار مواد جامد محلول آن نیز به شدت کاهش یابند. کمبود روی غالبا در مناطقی وجود دارد که PH خاک نسبتا بالا می باشد، در خاک هایی که تا حدودی اسیدی هستند نیز کمبود این عنصر گزارش شده است. در حالت مطلوب، غلظت روی در برگ بین 15 تا PPM می باشد. طی بعضی از فعالیت ها که در همین زیمنه صورت گرفته، عقیده بر این است درختانی که غلظت روی در برگ هایش PPM 19 است، ممکن است به صورت جانبی دچار کمبود شوند در واقع احتمالا کمبود زمانی اتفاق م افتد که غلظت روی در برگ کمتر از PPM10 باشد. معمولا این کمبود از طریق محلول پاشی روی یا مصرف آن در خاک برطرف می شود. در این رابطه معمولا سولفات روی یا ترکیبات کلاته ی آن موثر می باشند. ظاهرا محلول پاشی سولفات روی در دوره یرکود در مقایسه با مصرف آن در فصل رشد تاثیر بیشتری داشته است، در حالی که ترجیح داده می شود مواد کلاته ی روی در خاک استفاده شوند. عموما در جاهایی که دچار کمبود روی هستند لازم است که هر سال یا هر چند سال یک بار از کودهای حاوی روی یا محلول پاشی روی استفاده شود.
