اثرات خشکی بر رشد و باردهی درخت گیلاس و آلبالو
طی آزمایشی که در مرکز ایالت واشنگتن آمریکا دنبال می شد، عکس العمل درختان گیلاس و آلبالو به خشکی شدید، که ممکن بود به علت موفق نبودن آبیاری اتفاق بیافتد، مورد بررسی قرار گرفت. مقدار بارش سالانه ی این منطقه کمتر از 200 میلی متر در سال می باشد که فقط 50 میلی متر آن در فصل رشد صورت می گیرد. در این منطقه درختانی که به روش قطره ای آبیاری می شوند، در تمام فصل، آب کمی در اختیار دارند و رطوبت خاک، به غیر از نقاطی که نزدیک پخش کننده های آب قرار دارند و در تمامی تابستان تا حد ظرفیت مزرعه آب دارند، تا حد % پژمردگی دائم کاهش می یابد. در واقع حجم خاک خیس شده متناسب با مقدار آبیاری می باشد. در این بررسی موقع ظهر که تبخیر 100% بوده است، میانگین پتانسیل آبی برگ نیز 4/1- مگا پاسکال بوده است، اما وقتی که تبخیر به 50% رسید، این مقدار 6/1- مگا پاسکال شد و زمانی که این مقدار 15% شد، میانگین پتانسیل آبی برگ به 2/2- مگا پاسکال رسید. درختانی که در تبخیر 50% به صورت قطره ای آبیاری شده بودند، در طول یک فصل آبیاری که از اول ژوئن تا اول سپتامبر می باشد، فقط 45 سانتی متر در هکتار آب دریافت کردند. این درختان در سالی که خشکسالی وجود داشت و همچنین طی سال های بعد از آن باردهی مناسبی داشتند و اندازه ی میوه هایشان نیز کاهش نیافت.
بار شدید خشکی (15% تبخیر) از سوم آگوست سال قبل شروع شد. از اوایل سپتامبر ریزش ریزترین برگ های سیخک ها که در اواسط سپتامبر و اواخر اکتبر مشاهده شد و در نتیجه ی آن، برگ های کمی روی درخت باقی ماند. این برگ ها به رنگ سبز بر روی درخت باقی ماندند و در نهایت به خاطر سرما از بین رفتند. درختانی که حالت عادی و مناسبی تا اواخر اکتبر باقی می مانند و پس از آن در اواسط نوامبر تمامی برگ هایشان خزان می کنند و می ریزند. با بارش بسیار کمی که در این منطقه وجود دارند، خاک در تمام زمستان به صورت خشک باقی می ماند. درختانی که تحت تنش خشکی قرار دارند، یک تا دو روز دیرتر گل می دهند و گل هایشان کمی کوچک تر از درختانی است که به طور مناسب آبیاری می شوند. دوره ی رشد رویشی کوتاه و اندازه ی برگ هایشان ریز بوده و خود نیز در اوایل ژوئن به صورت پژمرده در آمدند. وقتی که این درختان در رژیم تبخیری15% قرار گرفتند، در تمامی طول تابستان به حالت پژمرده باقی ماندند و هر هفته نیز تعداد کمی از برگ هایشان خزان می کرد. در اواخر ژولای شاخه های کوچک شروع به خشک شدن کردند و این مساله در سراسر تابستان ادامه یافت، در ماه سپتامبر ریزش کند برگ ها متوقف شد برگ های باقی مانده به صورت سبز باقی ماندند و در مقایسه با درخنتانی که به خوبی آبیاری شده بودند، چند روز دیرتر خران کردند. وقتی سال بعد آبیاری دورباره شروع شد گلدهی بصور مطلوبی صورت گرفت، اما خشک شدن شاخه چه ها همچنان ادامه یافت و پژمردگی موقتی نیز در ماه ژوئن مشاهده شد. علاوه بر این، بین رگبرگ ها نرم و ملایم شد و مشاهده شد گردید که حاشیه یبرگ ها رنگ پریده شده است، اما این مورد تبدیل به یک مشاله ی مهم شد. بهترین از سرگیری رشد مربوط به بخش های داخلی درخت بود. شاخساره هایی که روی شاخه های خارجی درخت قرار داشتند، به مقدار بسیار کمی رشد کردند و بسیاری از آنها ضعیف ماندند و از بین رفتند. بعد از برداشت، تعداد محسوسی از ترک ها رشد خود را از سر گرفتند و طولشان 10 تا 20 سانتی متر شد در این قبیل موارد بعد از حذف اجزای مرده و عیف درخت، ظاهر درخت به صورت معمول در می آید، اما سایبان برگی آن کوچک تر می شود. در این درختان آن قسمت از شاخه های اصلی که به طرف جنوب قرار داشتند در اثر سوزش آفتاب از بین رفتند 10 سال بعد این درختان به غیر از قسمتی از آنها که در اثر سوزش آفتاب از بین رفته بود سایر قسمت هایشان ضرورتا به صورت معمول و مناسب درآمدند. در سالی که خشکسالی به بار آمد، میوه ها ریزتر شدند و در سال بعد از آن باردهی تا حدود 20% کاهش یافت. بعد از سال سوم تولید درختان دوباره به حالت معمول و متداول خود در آمد.
با خشک شدن بخشی از منطقه ی ریشه، حتی اگر سایر بخش های ریشه در منطقه ای قرار داشتند که آب آنها در حد ظرفیت مزرعه بود، این درختان با حجم موثری از ریشه که مقدار آن کاهش یافته بود رشد می کردند.
