مدیریت پوشش درختی و محیط باغ گیلاس و آلبالو
اصول و روش های هرس و تربیت
هرس، تربیت، شکل دهی، درخت و فضاسازی باغ، همگی شامل مجموعه ای از طرح های مدیریتی هستندکه باغبان ها به علت تاثیر این موارد بر زودرسی محصول، تولید و کیفیت میوه، انها را کنترل میکنند. اخیرا توجه به سمت کشت درختانی که بعد از کاشت، سریع به مرحله ی تولید و باردهی می رسندو دارای محصول فراوان و باثبات هستند، به دلیل بازگشت سریع سرمایه باغبان ها را تشویق به کشت متراکم تر(تعداد درخت بیشتر در هکتار) درختان گیلاس و آلبالوکرده است. از آنجایی که معمولآ در سطح تجاری هیج پایه پاکوتاهی برای گیلاس و آلبالو وجود ندارد، بنابراین مدیرباغ باید برای اطمینان ازتعادل بین رشد رویشی و زایشی از راه های دیگری نظیرهرس، تربیت، خم کردن شاخه ها و تنظیم باردهی استفاده کند. اهداف مدیریت کارآمد و مفید تاج درخت، رشد کامل تاج در همان سال های اولیه عمردرخت، خط تولید میوه در سراسر طول عمر برنامه ریزی شده ی باغ، تولید میوه های مرغوب و سهولت استفاده از تجهیزات و کارگر هستند.
در این رابطه آگاه بودن از اصول عادت میوه دهی درخت، فنون هرس و تربیت و همچنین آگاهی از اهمیت جذب نور و تاثیر سایه ی درخت می توانند مبنای انتخاب اندازه، شکل و فضای مورد نیاز درخت و همچنین مبنای انتخاب زمان و مقدار هرس و نوع سیستم تربیت باشند تا از این طریق بتوان به یک محصول مطلوب و کارآمد دست پیدا کرد. ما در این فصل در پی این اصول و نحوه استفاده از آنها در سیستم های کشت کنونی یا بعدی برای اداره ی تاج درختان باغات گیلاس و آلبالو هستیم.
عادت میوه دهی و رشد رویشی درختان گیلاس و آلبالو
گیلاس ها و آلبالو ها جوانه هایی ساده (جوانه ای که جوانه ی برگ یا جوانه ی گل است) دارند و در هر گره نیز دارای یک جوانه هستند اما هر یک از این جوانه ها ممکن است تا 5 گل نیز داشته باشند. میوه ها به صورت جانبی روی شاخه های یکشاله یا سیخک هایی که روی شاخساره های دو ساله یا مسن تر به وجود آمده اند، تشکیل می شوند. درصد میوه هایی که روی سیخک ها و شاخساره ها به وجود می آیند با توجه به سن درخت (مقدار زیادی از میوه هایی که روی سیخک ها تشکیل می شود در درختان مسن تر وجود دارند، یعنی در وواقع در درختان مسن تر بیشتر میوه ها بر روی سیخک ها تشکیل می شوند و هر چه درخت مسن تر شود این نسبت افزایش می یابد). و رقم متغیر است. به عنوان مثال آلبالوی مونت مورنسی در مقایسه با آلبالوی متئور سیخک کمتری دارد. سیخک های گیلاس نیز در صورتی که سطوح مطلوب نور برای درخت حفظ شود، تا بیش از 10 سال بار می دهند. اما عمر باردهی سیخک های آلبالو معمولا کوتاه تر است.
طی آزمایشاتی که در همین رابطه در بریتانیا انجام شد مشاد گردید که معمولا جوانه های روی سیخک ها بسیار بهتر از جوانه های روی شاخساره های یکساله میوه می دهند. علاوه بر این، مشخص شد که معمولا دوره ی گرده افشانی موثر این جوانه های جانبی کوتاه تر از جوانه های روی سیخک ها است. اما اگر یک جوانه ی جانبی گل بدهد نمی تواند رشد رویشی داشته باشد و لذا بعد از آن به یک جوانه ی کور تبدیل می شود. در این مورد بعضی از ارقام از قبیل شاتن مورلو در مقایسه با سایر ارقام تمایل بیشتری به تولید شاخه های کور دارند. در رقم مونت مورنسی تشکیل گل رابطه ی معکوسی با رشد درخت دارد و اگر رشد درخت بسیار کم باشد (میانگین طول شاخساره های تازه توسعه یافته در آن کمتر از 15 سانتی متر در سال باشد) تمام شاخساره های جانبی گل می دهند و باعث کور شدن همه ی شاخه به غیر از قسمتی می شوند که مربوط به جوانه یانتهایی سال بعد است. این اثر کوری شاخه که در ارقام آلبالو شایع است نباید با قسمت طویلی از شاخه های گیلاس که در زیر جوانه های انتهایی پر رشد قرار دارد و در آن هیچ گونه رشدی مشاهده نمی شود اشتباه گرفته شود زیرا در این قبیل موارد، غالبیت انتهایی آن قدر زیاد است که جوانه ی انتهایی مانع رشد جوانه های زیرینش بر روی شاخساره می شود. برای برطرف کرده این نوع رکود جوانه های جانبی می توان سرزنی شاخساره ها، خم کردن آنها به حالت افقی تر با مواد شیمیایی تنظیم کننده ی رشد استفاده کرد.
غالبیت انتهایی در گیلاس و آلبالو با یکدیگر متفاوتند، شاخه دهی در گیلاس ها غالبا در قسمت های بالایی درخت صورت می گیرد (لذا غالبیت انتهایی دارند)، اما جوانه های انتهایی درختان آلبالو ضعیف ترند و غالبت کمتری دارند. در مورد این ویژگی مخصوصا در آلبالو، بین ارقام مختلف تفاوت های زیادی وجود دارد. غالبت انتهایی زیاد گیلاس را می توان از طریق رشد قائم زیاد آن و ممانعت از رشد جوانه های جانبی که زیر جوانه ی انتهایی قرار دارند تشخیص داد. آلبالو چنین غالبیت انتهایی شدیدی ندارد. در واقع در آلبالو شاخساره های جانبی که مستقیما در زیر شاخساره ی انتهایی قرار می گیرند، فوق العاده پر رشد هستند و می توانند بیشتر از شاخساره ی جانبی غالبیت انتهایی داشته باشد.
بررسی روش های مختلف هرس و تاثیر آنها بر رشد و باردهی درخت گیلاس و آلبالو
در طی آزمایشاتی که در اوایل قرن بیستم صورت گرفت معلوم شد که هرس باعث تاخیر میوه دهی، کاهش باردهی و اندازه ی درخت می شود، اما رشد شاخساره ها را نیز به طور موضعی افزایش می دهد. این امر باعث ایجاد یک نظریه ی کلی شد که در آن، هرس یک فرآیند پا کوتاه کننده است که باردهی را کاهش می دهد، میوه دهی را به تاخیر می اندازد و علاوه بر این ها، فقط باید زمانی صورت گیرد که درخت در سال های اولیه ی عمرش قرار دارد و بعد از آن نیز باید فقط به یک هرس محدود پیرایشی اکتفا شود. طی بررسی هایی که اخیرا صورت گرفته اند مشاهده شده است که این نکات بسیار ساده و کلی هستند و عکس العمل های خاص درختان به هرس بستگی به زمان و شدت هرس، درخت، محل باغ و سیستم تربیتی مورد استفاده دارد.
در این جا برای تفهیم اهداف این مبحث، دوره های هرس به صورت زیر تعریف شده اند:
هرس تابستانه گیلاس و آلبالو : حذف انتخابی شاخساره ها در طول فصل
هرس رکود گیلاس و آلبالو: مشابه هرس تابستانه است، با این تفاوت که برش ها در طی فصل رکود و قبل از این که رشد فعال درخت از سر گرفته شود صورت می گیرد.
نوک برداری تابستانه یا جوانه گیری گیلاس و آلبالو: حذف جوانه ی انتهایی شاخساره ها یا سیخک ها در طول فصل رشد.
پرچین سازی گیلاس و آلبالو: حذف غیر انتخابی کلیه ی شاخه ها در تابستان یا زمستان براساس یک طرح از پیش تعیین شده.
برش سوزنی گیلاس و آلبالو: برشی که در زیر جوانه ی انتهایی زده می شود، اما تمامی شاخساره ها در آن حذف نمی شود.
برش تک کردنی گیلاس و آلبالو: حذف تمامی شاخساره ها یا شاخه ها از نقطه ی ورودشان به درون یک شاخه ی بزرگ تر از شاخه ی اصلی
هرس تابستانه یا فصل رکود (زمستانه) و شدت هر یک از آنها در گیلاس و آلبالو
در بسیاری از نقاط کشت گیلاس در جهان، این درختان ممکن است از شانکر باکتریایی (P. syringne , mors prunorum Pseudomonas) و بیماری برگ نقره ای (Chondrostereum purpureum) به شدت آسیب ببینند. مشاهده شده است زمانی که هرس در اواخر پاییز، زمستان و اوایل بهار انجام می شود، خطر آلوده شدن شاخساره ها به این موجودات بیماریزا افزایش می یابد. طی تحقیقی که در آلمان صورت گرفت مشاهده شد وقتی گیلاس ها در اواخر بهار هرس می شوند، یک جریان شیره ای شاخساره هایشان وجود دارد که در طی 10 روز موجب بسته شدن آوندهای آسیب دیده و بقیه ی سلول های چوبی از طریق صمغ و مواد فنلی می شود. گرمای مناسب هوا بعد از این مرحله موجب فعالیت لایه ی فلوژن و رشد کالوس چوب پنبه ای در سراسر زخم طی 4 تا 5 هفته می شود. شاخساره هایی که در زمستان هرس می شوند تا اواخر بهار بعدی التیام نمی یابند و همان طور طخمی باقی می مانند و لذا دچار بیماری می شوند. بنابراین به علت وجود چنین خطرهایی، بسیاری از گیلاسکاران اروپایی هرس درختان را تا بعد از گلدهی به تاخیر می اندازند. اگر امکان چشم پوشی از هرس زمستانه وجود نداشته باشد، با مالش فوری یک ماده ی جیوه ای به محل زخم ها ممکن اسن بتوان خطرات آلودگی به بیماری را بعد از هرس کاهش داد. متاسفانه بساری از صاحبنظران صنایع شیمیایی اروپا در این اواخر، ساخت بسیاری از این مواد را کنار گذاشته اند و لذا امروزه این مواد برای استفاده یباغداران وجود ندارند.
هرس تابستانه اثر پاکوتاه پاکنندگی بیشتری از هرس فصل رکود (زمستانه) دارد و هر چه این عمل در طی فصل زودتر انجام شود، اثر پاکوتاه کنندگی آن بر کل درخت بیشتر است؛ اما این هرس از لحاظ دیگر نیز مفید می باشد، زیرا رشد شاخساره را مستقیما بعد از برش به طور موضعی تحریک می کند. کاهش کلی رشد و تحریک رشد شاخساره ی انتهایی رابطه ی معکوس با شدت هرس دارد (هرچه هرس شدیدتر باشد، رشد کلی درخت بیشتر کاهش می یابد، اما رشد شاخساره ی انتهایی کمتر می شود).
کرین طی چهار سال آزمایش بر روی نهال های جوان گیلاس و آلبالو تاثیر زمان و شدت انتخاب شده بود که از نظر شدت (هرس سبک یا فقط پیرایشی، متوسط و سنگین) و زمان {فصل رکود (زمستان)، در دو زمان متفاوت از تابستان و ترکیبی از این دو هرس (هرس زمستانه و تابستانه} با یکدیگر تفاوت داشتند. در این آزمایش درختانی که در فصل رکود یا تابستان هرس شده بودند بیشترین گل را می دادند (در زمان گلدهی) و وقتی شدت هرس در فصل رکود کاهش می یافت، میزان گلدهی نیز کاهش می یافت. هرس تابستانه گلدهی را کاهش داد و این اثر مستقل از زمان هرس بود (به زمان هرس در تابستان بستگی نداشت). درختانی که در فصل رکود یا تابستان هرس سنگین شده بودند در مجموع گلدهی کمتری از سایرین داشتند. در این آزمایش مقدار باردهی نیز شبیه گلدهی بود و درختانی که در فصل رکود هرس سبک شده بودند بیشترین باردهی را داشتند . باردهی با شدت هرس کاهش می یابد و هرس زود هنگام یا دیر هنگام نیز باعث کاهش باردهی می شوند، در تمامی موارد، هرس سبک در مقایسه با هرس سنگین رشد را بیشتر افزایش می دهد. علاوه بر این ارقام نیز تفاوت های زیادی از این نظر مشاهده می شود به عنوان مثال وقتی رقم مونت مورنسی و رقم اشمیت در تابستان و به طور همزمان و با یک شدت هرس شدند، رقم مونت مورنسی رشد بسیار کمتری از رقم اشمیت داشت.
اثر واضح و مشخص هرس تابستانه بر کاهش رشد درخت احتمالا به خاطر حذف مقدار زیادی از سطح برگ درخت و همین طور از بین رفتن قابلیت تولید مواد فتوسنتزی برای دوره ی استراحت درخت می باشد در صورتی که این کار (هرس تابستانه) در طی فصل خیلی دیر انجام شود (به عنوان مثال ذبعد از برداشت محصول)، شاخاره می تواند به رشد بیشتر تحریک شود و ممکن است درخت به آب و هوای سرد عادت نکند و لذا یخ زدگی بافت ها در اوایل پاییز آسیب بیشتری ببینند. علاوه براین ، هرس زود هنگام فصل رکود به محل برش اجازه نمی دهد که بعد از بهار التیام یابد و لذا معمولا باعث آسیب زمستانه ی بیشتری از هرس دیر هنگام بهاره می شود. در هلو نیز مشاهده شده است که هرس تابستانه، آسیب ناشی از سرما را افزایش داده است و همچنین این هرس هیچ اثری بر آسیب دیدگی ناشی از سرما نداشته است. اما هیچ بررسی مشابهی در این زمینه بر روی گیلاس یا آلبالو صورت نگرفته است. رابرت نشان داد در درختانی که شاخساره هایشان حداقل رشد را دارند در مقایسه با درختانی که رشد شاخساره هایشان بیشتر است، جوانه های بیشتری از سرما آسیب می بینند. از این مساله می توان نتیجه گرفت که هرس نباید به حدی انجام شود که رشد درخت را کاهش دهد. از طرف دیگر هرسی که به منظور افزایش نور داخل تاج درخت انجام می شود می تواند اثر مثبتی بر مقاوم سازی زمستانه ی شاخساره ها داشته باشد.
نوک برداری تابستانه یا جوانه گیری گیلاس و آلبالو
نوک برداری تابستانه یا جوانه گری روشی است که برای کنترل رشد، تحریک شکوفایی جوانه ها و تاثیر بر آغازش جوانه های گل استفاده می شود. در حالت تئوری این کار باید بدون حذف اضافه ی برگ انجام شود و کاهش مواد فتوسنتزی حاصل از این برگ ها تامین شود. به این ترتیب با نوک برداری تابستانه پاکوتاهی بسیار کاهش می یابد و میزان کاهش اندازه ی درخت نیز در مقایسه با هرس تابستانه کمتر می شود، مخصوصا اگر این عمل در سال های اولیه ی رشد صورت گیرد. طی آزمایشاتی که وبستر و شفرد بر روی گیلاس (ارقام ون و مرتون گلوری) انجام دادند فهمیدند که نوک برداری میانگین طولی رشد شاخساره و اندازه ی درخت را کاهش می دهد. زمان نوک برداری نیز اثر جزیی بر مقدار کاهش اندازه ی درخت دارد. اما نوک برداری دیرتر در طی فصل در مقایسه با نوک برداری اول فصل باعث تحریک شاخساره های جدید بیشتری می شود. با این عمل تشکیل میوه در شاخساره های یکشاله افزایش می یابد، اما اثر آن بر سیخک ها جزئی است. در صورتی که نوک برداری دقیقا قبل از برداشت انجام شود، مواد جامد محلو موجود در میوه و گاهی اندازه ی میوه افزایش می یابد. در این مورد نیز همواره دو رقم طی یکسال واکنش یکسانی ندارند. لونی نشان داد که سرزنی مرتب شاخساره های سال جاری در ماه های ژوئن و ژولای اثر کمی بر باردهی و کیفیت میوه دارد. اما این کار باعث شد که میوه دهی در سال سوم کاهش یابد. لذا وی نتیجه گرفت کهمهم ترین اثر هرس تابستانه، کنترل انداره ای درخت است.
پرچین سازی یا حاشیه زنی تابستانه گیلاس و آلبالو
اگر پرچین سازی تابستانه به همراه هرس اصلی فصل رکود انجام نشود، بیشتر درختان پاسخ مثبتی به انجام مکرر آن نخواهد داد. این مساله به خاطر رشد اضافه ای است که در راس درخت و اطراف آن تحریک می شود. ظاهرا وقتی آلبالوی مونت مورنسی در ظرایط میشیگان آمریکا کشت می شود، این عکس العمل مشاهده می شود. در پاسخ به توجه باغداران در متراکم سازی کاشت و افزابش تولید زود هنگام، کستر وهمکارانش بررسی هایی را انجام دادند. و برای هنگامی که پرچین سازی تابستانه به عنوان روش مکمل به کار می رفت نتایج خوبی را گزارش کردند. در این بررسی ها اطراف درختان توسط یک تیغ دوله (مانند قیچی) پرچین سازی شدند و یک سوم تا یک دوم طول شاخساره هایی که در فصل جاری رشد کرده بودند حذف شد. این عمل در اواخر مرحله ی سفت شدن هسته ی میوه (40 تا 47 روز بعد از گلدهی کامل و درست قبل از افزایش حجم نهایی میوه) انجام شد. در این زمان رشد سیخک متوقف و پیدایش برگ های انتهایی کند شده بود. در نتیجه، تحدید رشد و شاخساره ها کم بود و فقط تحریک جزئی برای تشکیل سیخک در طول شاخساره ها وجود داشت. اگر پرچین سازی در این مدت انجام شود، گاهی اوقات اندازه ی میوه افزایش می یابد، رسیدن میوه یکنواخت تر می شود، آغازش جوانه های گل افزایش می یابد و این فرآیند در تمامی جوانب درخت با یکنواختی بیشتر صورت می گیرد. وقتی درختان، در طی این مدت پرچین سازی می شوند هیچ تاثیر منفی بر سازگاری درخت به سرما به ثبت نرسیده است. علاوه بر این، نوک برداری می تواند بلوغ برگ را به تاخیر بیاندازد، زیرا ثابت شده است که در مقادیر بالاتر فتوسنتز و تعرق برگ، تراکم کلروفیل بیشتر است و برگ ها دیرتر می رسند.
پرچین سازی تابستانه روش مناسبی در کنترل رشد درختان آلبالوی مونت مورنسی است زیرا طول کلی
شاخساره ی انتهایی هر شاخه و تعداد سیخک ها و شاخساره های کوته افزایش می یابد. بهترین شکل درخت برای انجام عملیات پرچین سازی شکل ∆ است که در امتداد ردیف های شمالی - جنوبی قرار گرفته
باشد. وقتی این درختان با درختانی که شکلشان به صورت قائم است (U) مقایسه می شود درختان مثلثی شکل احتمالا به خاطر حجم کوچکتر تاجشان میوه ی کمتری در سالهای اول می دهند. اما وقتی درخت
بزرگ تر می شود این اثر در باردهی درخت بر عکس می شود، زیرا در درختان قائم سایه اندازی درخت بیشتر است. بر چین سازی، تراکم برگ ها را در خارج از تاج درخت افزایش می دهد و لذا باعث می شود که درون درخت سایه شود. بنابراین نوصیه می شود که این سهولت نفوذ نور به داخل تاج درخت.هر یک یا دو سال یکبار تعداد کمی از شاخه های اصلی از طریق هرس مکمل اما حداقل در فصل رکود حذف شوند.
هرس دوتکه گیلاس و آلبالو
طی تحقیقی که در مجارستان صورت گرفت.سیستم دو تکه ی هرس برای سیستم های پر تراکم گیلاس توصیه شد. در این سیستم انشعابات جانبی طوری به صورت مایل سر برداری می شوند که یک جوانه به سمت بالا بر روی آنها باقی می ماند و شاخساره ی راستی که از این جوانه به وجود می آید سالانه یا هر دو سال سر برداری می شود. گزارش شده است که شاخساره های کناری که در زیر این شاخساره تشکیل می شوند، زاویه ی پهن خوبی داشته و رشد شان تقریباً افقی می باشد. مزایایی که برای این روش از مجارستان گزارش شده اند شامل، پیش رسی محصول، کاهش ارتفاع درخت و زحمت کمتر برای خم کردن و بستن شاخساره ها است.
خم کردن شاخساره ها گیلاس و آلبالو
خم کردن شاخساره روشی مؤثر در کاهش رشد شاخساره های درختان میوه ی دانه دار از قبیل سیب می باشد. خم کردن شاخساره ها تا حد افقی باعث کاهش نمو شاخساره شده و ممکن است. گلدهی را بیشتر تحریک کند. این روش در حالی که ممکن است برای درختان گیلاس و آلبالو نیز موثر واقع شود، اما باید دقت داشت که زمان و مقدار خم کردن شاخه ها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. خم کردن بسیار زود هنگام شاخساره و قوس دادن نوک شاخساره ها به طرف بالا و تداوم رشد، خمش را بسیار شدت می بخشد و گوموز را تحریک می کند. اگر خم کردن شاخساره بسیار دیر انجام شود، غالبا منجر به شکستن شاخساره ها می گردد.
خم کردن شاخساره های جانبی نهال ها در خزانه مفید است، به ویژه اگر انشعابات بسیار خوبی باشند، این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. در این مورد معمولا از قیچیهای مخصوص یا میخ های چوبی پوشش دار برای بهبود زاویه ی انشعابات جانبی استفاده می شود.
روش های حرفه ای هرس ریشه گیلاس و آلبالو
هرس ریشه ی درختان گیلاس نیز در ایتالیا به عنوان یک روش جلوگیری از رشد بیش از حد درخت مطرح می باشد و معمولاً در مراکز تحقیقاتی این کشور و بریتانیا مورد آزمایش قرار می گیرد. تاکنون نتایج حاصله از ایتالیا امیدوار کننده نبوده اند، اما در آزمایشات صورت گرفته در بریتانیا مزایای نسبتاً بیشتری مشاهده شده اند.
روشی که هرس یکسره ی ماشینی نامیده می شود در مجارستان برای استفاده در باغات گیلاس و آلبالو توسعه یافته است. در این روش لبه ی تاج درخت در فصل بهار به صورت ماشینی هرس می شود، اما در مواقع لزوم، برای حفظ تعادل مناسب بین ریشه و شاخساره، هرس ریشه نیز به این کار افزوده می شود. اما وسیله ی سنگین مورد نیاز برای انجام این عملیات نیازمند عرض کافی ردیفهای درختی می باشد و لذا این روش زیاد مرسوم نمی باشد.
لذا احتمالاً بیشتر ترجیح داده می شود که از فنونی استفاده شود که در آنها خاک موجود برای سیستم ریشه ای با کار گذاشتن جداره هایی محصور در داخل خاک محدود می شود. این جداره ها به آب و املاح خاک اجازه ی عبور به داخل محیط محدود ریشه را می دهند، اما از رشد ریشه به خارج از دیواره جلوگیری می کنند و بدین وسیله رشد را محدود می کنند. طی آزمایشاتی که در ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفته است مزایای این روش تا حدودی مشخص شده اند، اما باید دقت داشت که قبل از توصیه ی این روش برای کنترل رشد ریشه و افزایش باردهی نیاز به آزمایشات زیادی است.
اثرات هرس بر روی اندازه ی میوه در گیلانس و آلبالو گیلاس و آلبالو
نتایج تحقیقات نشان داده است که باردهی زیاد درخت به طوری که به ازای هر میوه کمتر از دو برگ بر روی درخت وجود داشته باشد مانع از بلوغ و موجب کاهش اندازه ی میوه در آلبالو می شود. پاتن و همکاران نشان دادند که اندازه ی میوه ی گیلاس بر روی خوشه های دیر گلده کاهش می یابد و دیر گلدهی در این درختان مربوط به مکان گل بر روی شاخساره بود (هر چه جوانه ها پایین تر بودند گلدهی شان دیرتر صورت می گرفت). توکی اظهار داشت که هرس شدید، اندازه ی میوه ی آلبالو را افزایش می دهد، اما باردهی کلی آن را به میزان زیادی کاهش می دهد. در مورد گیلاس به دلیل این که میوه ی بزرگ این درخت قیمت خوبی دارد، بنابراین کاهش غیر مستقیم محصول از طریق تنک شاخساره ها قبل از گلدهی یا بعضی از روشهای مستقیم ظاهراً مطلوب و ارزشمند است. اما وقتی که پرباری محصول کاهش می یابد و حتی زمانی که اندازهی میوه افزایش پیدا می کند عملکرد کل همواره کاهش می یابد. در همین رابطه طی مطالعه ای که بر روی تراکم محصول آلبالو با کمک پرچین سازی محدودکننده ی رشد درخت صورت گرفت، فلور و لاین دریافتند که رسیدن میوه در یک سال بر محصول در کاشت متراکم به تأخیر می افتد. این مسأله احتمالا به دلیل حذف سطح برگ بسیار زیاد در طی فرایند پر چین سازی است. ظاهراً این مورد پرچین سازی یا هرس تابستانه برای کنترل اندازه ی درخت باید با در سال هایی انجام شود که باردهی درخت کاهش یافته است، زیرا وجود برگ اضافه ممکن است به رسیدن محصول و ذخایر کربو هیدرات درخت تأثیر گذارد.
هرس گیلاس و آلبالو
گیلاس
با وجود این که گاهی اوقات هرس گیلاس تحت تأثیر شرایط محیطی قرار می گیرد، اما بیشتر ارقام گیلاس دارای ویژگی غالبیت انتهایی قوی هستند. عدم هرس چنین درختانی موجب رشد زیاد شاخساره های انتهایی و جلوگیری از شکوفایی جوانه ها تا فاصله ی زیادی از نقطه ی رویش انتهایی می شود. این مسأله ممکن است منجر به تولید شاخه هایی شود که ۷۵ تا ۱۰۰ سانتیمتر از طول آنها فاقد هر گونه شاخه ی جانبی یا سیخک می باشد. لذا معمولاً در زمان کاشت، درختان سر برداری می شوند و سپس شاخه های جانبی آنها نیز در طول سال های بعد تا شکل گیری کامل درخت، هر ساله سر برداری می شوند تا از شکوفایی جوانه و رشد شاخساره های جانبی در طول شاخه ی اصلی اطمینان حاصل شود. گاهی اوقات لازم است برای جلو انداختن شکوفایی جوانه ها، از خم کردن به حالت افقی، باز کردن درز جوانه یا مواد تنظیم کننده رشد از جمله پرو مالین استفاده شود.
بر اساس تحقیقی که در نیوزیلند و ایالات متحده ی آمریکا صورت گرفت، توصیه شده است که برای تحریک رشد این جوانه ها، فرمولاسیون جیرلین ۴ و ۷ (GA407) به همراه بنزیل آدنین (پرو مالین) روی جوانه های رویشی شاخساره های یکساله ی نهال های جوان گیلاس که موقعیت مناسبی روی شاخه از نظر گلدهی دارند مالیده شود. عقیده بر این است که این روش می تواند برای ایجاد درختانی با حجم مطلوب و شاخه دهی متعادل به کار رود زیرا این کار باعث تحریک گلدهی جوانه های رویشی در نقاط خاصی از درخت می شود.
در گذشته و تا حدود زیادی نیز امروزه درختان گیلاس به صورت جامی (مرکز باز)، پیشاهنگ مرکزی (هرمی) و یا پیشاهنگ متغیر(شلجمی) تربیت می شوند . برای تشکیل یک سیستم پیشاهنگ متغیر که احتمالا متداولترین فرم برای درختان گیلاس است نکات زیر توصیه شده است.
