اثرات تنظیم کننده های زیستی گیاه بر گل آغازی، مقاومت جوانه گل، زمان گلدهی و تشکیل میوه گیلاس و آلبالو
باوجود این که شکل تاج می تواند تاثیر منفی بر گلدهی و باردهی درخت داشته باشد و گلدهی ضعیف نیز
معمولا در نقاط سایه گیر درختان بالغ رخ می دهد . اما معمولا درختان باغ آلبالو و گیلاسی برای تولید یک محصول کامل به حد کافی گل تولید می کنند. با این حال کاهش شدید محصول می تواند در نتیجه سرمازدگی پاییز و زمستان باشد که منجر به آسیب دیدگی بخش های نارس گل در جوانه های راکد می شود. در این رابطه به احتمال زیاد یخبندان زمستانه به گل های گیلاس و آلبالو آسیب می زند، زیرا قسمتهای در حال رشد گل، به آسیب یخ زدگی فوق العاده حساسند. بالاخره این که اگر شرایط برای گرده افشانی، باردهی و میوه بندی مشکل ساز باشد، حتی در صورتی که گل ها کاملاً سالم با شند، تضمینی برای باردهی کافی درخت وجود نخواهد داشت.
پیشرفت گل آغازی گیلاس و آلبالو
فاکتو و روو اثرات دو ماده شیمیایی بازدارنده رشد شاخساره (دامینوزاید و اتفون) را بر گل آغازی درختان گیلاس رقم ناپلئون، به دقت مورد مقایسه قرار دادند. این افراد نتیجه گرفتد که اگر ۴ تا ۸ هفته بعد از گلدهی کامل از محلول پاشی اتفن (50 یا ۱۰۰ میلی گرم در لیتر اتفن) استفاده شود گل آغازی بر روی شاخه ها (روی قسمتهای ۲ و ۳ ساله شاخه های درخت) در مقایسه با قبل از تیمار پیشرفت می کند. اما درصد میوه هایی که بر روی این شاخه ها تشکیل می شدند، در مقایسه با قطعاتی از شاخه های هم سن که تیمار نشده بودند، بسیار کمتر بود و باردهی نیز در این درختان جزئی و ناچیز بود. دامینوزاید (تا ۴۰۰۰ میلی گرم در لیتر دو هفته بعد از گلدهی کامل) نه تنها مانع افزایش تعداد گل ها شد بلکه میوه بندی را نیز کاهش داد.
دامینوزاید ممکن است برای آلبالو اثر بهتری داشته باشد. اونراس به اتفاق همکاراتش (مشاهده کردند که با مصرف کمتر از ۱۰۰۰ میلی گرم در لیتر دامینوزاید آغازش جوانه های گل افزایش می یابد و همین نتیجه را نیز در یک آزمایش دیگر، از مصرف ۴۰۰۰ میلی گرم در لیتر دامینوزاید به دست آوردند. علاوه بر این، گزارش شده است، وقتی از PBZ که یک بازدارنده رشد بسیار قوی تر است. در محیط ریشه استفاده می شود، تعداد جوانه های گل قسمتهای شاخه افزایش می یابد. لذا حتی اگر درصد میوه های تشکیل شده در بالاترین مقادیر PBZ کاهش یابد، این افزایش تعداد گلها باردهی را افزایش می دهد.
به علت قابلیت ماندگاری PBZ درختان تیمار شده نسبت بیشتری از کل محصولشان را روی سیخک های بالغ بخش های مسن تر شاخه ها تشکیل می دهند. لذا داشتن اطلاعات در زمینه تولید بلند. مدت این سیخک ها در ارزیابی هزینه و مزایای این فن آوری، اهمیت زیادی دارد. یافته های لوری باعث تشویق این مسأله می شود، زیرا معلوم شد سیخک هایی که روی درختان تیمار شده PBZ قرار داشتند طی یک دوره سه ساله باردهی بیشتری از سیخک های درختان تیمار نشده داشتند.
اثرات مواد تنظیم کننده زیستی گیاه بر مقاومت جوانه گل و زمان شکوفایی گل ها گیلاس و آلبالو
بزرگترین موفقیت در تنظیم نمو جوانه گل جهت بهبود باردهی گیلاس زمانی حاصل شد که برای گیلاس در پاییز از اتفن استفاده شد .باغداران ایالت واشنگتن برای تاخیر شکوفایی گل ها به مدت دو تا سه روز در بهار بعد، از تیمار اتفن به مقدار ۳۰۰ میلی گرم در لیتر در اواسط سپتامبر استفاده می کنند. در جاهایی که درختان تیمار نشده از پدیده یخبندان اواسط تابستان آسیب می بینند، این تأخیر می تواند باعث بهبود باردهی درختان در طول فصل شود. تیمار با اتفن احتمالا مقاومت جوانه های گل را نیز در اواسط زمستان افزایش می دهد و می تواند تا حد زیادی باعث افزایش بقای جوانه در بعضی آزمایش های زمستانه شود
. با این حال استفاده از این روش به دلیل تأثیر نسبتاً کم آن بر مقاومت جوانه گل و همچنین به علت این که تیمار با اتفن می تواند باعث کاهش اندازه میوه در فصل بعد شود (اثری که از طریق افزایش پرباری محصول جبران نمی شود) محدودشده است.
تا کنون در مورد آلبالو فایده کاربرد پاییزه اتفن در به تأخیر انداختن شکوفایی گل ها و بهبود مقاومت زمستانه ی جوانه های گل زیاد بررسی نشده است. دنیس دریافت که برای به تأخیر انداختن گلدهی آلبالوی رقم مونت مورنسی، نیاز به اتفن با غلظت بیش از ۱۰۰۰ میلی گرم در لیتر است، اما وی مشاهده کرد که با مصرف این مقدار ماده میوه بندی کاهش می یابد و درخت بیشتر صمغ می دهد.
سایر مواد تنظیم کننده ی زیستی گیاه می توانند اثر معکوسی بر مقاومت جوانه گل داشته باشند. به عنوان مثال مصرف پاییزه ی GA3 باعث آسیب زمستانه جدی به لایه کامبیوم درختان گیلاس و آلبالو می شود پرو بستینگ و میلز نیز دریافتند که مصرف ۱۰۰ میلی گرم در لیتر GA3 در پاییز، مقاومت جوانه های گل و بافتهای کامبیوم را در گیلاس کاهش می دهد.
اثر مواد تنظیم کننده زیستی گیاه بر تشکیل میوه گیلاس و آلبالو
هر چند در راستای گسترش تیمارهای تنظیم کننده زیستی رشد به منظور افزایش میوه بندی در گیلاس تلاش های زیادی صورت گرفته اند، اما نتایج کلی در این زمینه امیدوار کننده نیستند. بیشترین مزیت در این مورد مربوط به ترکیبی بوده است که معمولا حاوی GA3 و مواد شیمیایی دارای فعالیت سایتوکنینی و اکسینی میباشد و در زمان ریزش گلبرگ ها استفاده می شود با انجام این تیمار، در فصولی که میوه بندی طبیعی بسیار ضعیف است (احتمالا به خاطر آسیب یخبندان به اجزای گل یا گرده افشانی و تلقیح می باشد) درصد میوه بندی بهبود می یابد. اما معمولاً مزیت میوه بندی برای تولید یک محصول اقتصادی بسیار کم است و می تواند با کاهش گلدهی در فصل بعد همراه باشد.
در این رابطه، بعضی از تولید کنندگان ار وپایی از روشی استفاده می کنند که در آن از نفتالین استامید (NAAm) برای ممانعت از ریزش زودهنگام میوه های گیلاس استفاده می شود. در این روش که بر اساس تحقیق شوماخر انجام می شود، درست بعد از گلدهی کامل ۷۰ میلی گرم بر لیتر NAAm استفاده می شود.
