عوامل ترک خوردگی گیلاس و راههای جلوگیری از آن
جی. ویتراپ کریستنسن
مؤسسه ی میوه شناسی دانمارک
Kirstinebjergvej12, 5792 Aarslev, Denmark
مقدمه
میوه ی بعضی از درختان ممکن است در طی بارندگی یا درست بعد از آن ترک بردارند. اما ظاهراً هیچ گیاهی به اندازه ی گیلاس نسبت به این عارضه حساس نمی باشد. در بسیاری از نقاط تولید گیلاس در جهان ترک خوردگی این میوه به علت بارندگی به قدری شدید است که باعث کاهش شدید تولید سودآور این محصول می شود. ترک خوردگی در بعضی سال ها و در مورد تعدادی از ارقام به قدری شدت می یابد که بیش از ۹۰٪ کل محصول را در بر می گیرد. با این حال مشاهده می شود که وجود حداقل ۲۵٪ میوه ی ترک دار به علت افزایش هزینه های برداشت و حمل و نقل می تواند برداشت محصول را غیر اقتصادی کند همچنین میوه های ترک دار نسبت به ورود قارچ های عامل پوسیدگی (مانند قارج بوتریتیس Botrytis ) بسیار حساسند و وجود تعداد کمی از میوه های ترک دار ممکن است تمام محصول را در ارقام حساس به این قارچ ها از بین ببرند. در مورد گیلاس هایی که برای تولید آب میوه یا سایر فرآورده های غذایی کشت می شوند، باوجود این که شکاف خوردن میوه ها عاملی زیان بار محسوب نمی شود، اما این عارضه موجب کاهش وزن و کیفیت محصول می گردد.
عوامل ترک خوردگی میوه گیلاس و آلبالو
بر طبق اولین گزارشات منتشر شده در مقالات باغبانی ظاهرا ترک خوردگی میوه به علت جذب زیاد آب از اطراف سیستم ریشه ای گیاه یا پوست میوه می باشد، اما تحقیقات بعدی در این زمینه نشان دادند که تنها جذب آب از طریق پوست میوه است که باعث ترک خوردگی می شود. ظاهراً ترک خوردگی یک عارضه ی بسیار موضعی است که فقط در نزدیکی قسمت خیس میوه بروز می کند.
اما اخیرا جی. ال. کلین در بریتانیا و ام. تروس در نیوزیلند (مراودات شخصی) مشاهده کرده اند باوجود این که ترک خوردگی میوه ها در اکثر موارد به علت جذب مستقیم و موضعی آب از طریق پوست میوه است، اما مقدار کمی از این ترک خوردگی ها حتی زمانی که درختان توسط سازه های پوششی مخصوص به طور کامل در مقابل باران حفظ می شوند، به وجود می آیند.
انواع ترک خوردگی گیلاس و آلبالو و عوامل به وجود آورنده ی آنها
در گیلاس و آلبالو سه نوع ترک خوردگی متفاوت وجود دارد که به راحتی از یکدیگر تشخیص داده می شوند. این ترک خوردگی ها عبارتند از: ترک های گرد یا نیمه گرد که در اطراف دم میوه تشکیل می شوند، ترکهای ریز که در ته میوه به وجود می آیند و بالاخره مضرترین نوع ترک خوردگی به صورت طولی، نامنظم و غالباً به صورت شکاف هایی عمیق در پیرامون میوه است.
ترک های کوچک ته میوه و بالای آن غالباً در مراحل بسیار اولیه ی رشد میوه و قبل از رسیدن آن تشکیل می شوند. این ترک ها به ندرت به ارزش تجاری گیلاس یا آلبالو آسیب می زنند و از آنجایی که آنها معمولاً در مراحل اولیه ی رشد میوه به وجود می آیند، در اغلب موارد قبل از این که میوه برسد تماماً چوب پنبه ای یا مسدود می شوند. در مقابل، ترک های جانبی بزرگ و عمیق معمولا به ندرت بهبود می یابند و میوه ها معمولاً تحت هجوم شدید کپکهای خاکستری (بوتریتیس و سایر قارچ های تولیدکننده ی کپک) قرار می گیرند.
ورنر اظهار داشته است که معمولا گیلاس و آلبالو ابتدا سرشان ترک می خورد. وی از طریق میوه های رشد یافته ای که از سر تا دمشان به قطعاتی تقسیم شده بودند متوجه شد که یک شیب غلظت قند از طرف سر میوه به سمت دم آن وجود دارد. ورنر نتیجه گرفت که غلظت اسمزی بیشتر آب میوه در سر آن دلیلی برای جذب سریع تر آب از طریق پوست است که این مسأله باعث تشکیل زودتر ترک ها در این سمت از میوه می شود. علاوه بر این، وقتی که بارندگی به پایان می رسد، معمولا یک قطره ی باران به سر میوه می چسبد که باعث می شود این قسمت از میوه فرصست بیشتری برای جذب آب به دست آورد.
بررسی های دیگری که بر روی سایر میوه ها صورت گرفته اند. نشان داده اند که ترک های نوک میوه و شکاف خوردگی های اتفاقی کناره های آن مستقل از هم بوده و به علت اثر متفاوتی است که آبیاری روی آنها دارد. مرحله ی بلوغ میوه اثر زیادی بر گسترش شکاف های جانبی دارد، اما در مورد شکاف های نوک میوه، در مناطقی که دچار کمبود شدید آب هستند، شکاف های نوک میوه بلافاصله بعد از آبیاری و بی ارتباط با میزان محصول به وجود میآیند. کریستنسن نیز در مورد ترک خوردگی گیلاس نتیجه ی مشابهی را به ثبت رسانیده است. وی در یک بررسی که بر روی ۳۲ رقم گیلاس انجام داد نشان داد که ایجاد ترکهای نوکی میوه رابطه ای با حساسیت رقم به اکثر ترک های جانبی میوه یا ترک های گوشت آن ندارد. بلمانز و همکارانش این نتایج را تصدیق کردند و به عنوان مثال نشان دادند که در رقم ارلی ریورز، اکثراً نوک میوه دچار ترک خوردگی می شود، اما در رقم هدل فینگر فقط طرف دم میوه ترک می خورد.
اندازه گیری ترک خوردگی گیلاس و آلبالو
در اکثر آزمایشاتی که در زمینه ی ترک خوردگی گیلاس انجام می شود، نیاز به یک تعریف دقیق برای بیان شدت ترک خوردگی است. اما لازم نیست روشی که برای تعیین این مسأله به کار می رود، برای تمام بررسی ها یکسان باشد.
اندازه گیری ترک خوردگی میوه در باغ گیلاس و آلبالو
ساده ترین روش تعیین حساسیت رقم به ترک خوردگی در گیلاس و آلبالو، تعیین%میوه های ترک خورده
در شرایط باغ است. حساسیت به ترک خوردگی به دلیل این که بستگی زیادی به مرحله ی رشد میوه و
شرایط اقلیمی دارد، در نتیجه این روش فقط می تواند برای گیلاس ها و آلبالو هایی به کار رود که زمان رسیدن مشخصی داشته باشد.
ار آنجایی که حتی یافتن دو رقم که زمان رسیدن مشخصی داشته باشند کار مشکلی است، چنین نتیجه گیری می شود که % ترک خوردگی در شرایط باغ در طی یک سال فقط می تواند حساسیت ارقام به ترک خوردگی را نشان دهد و بازتاب مناسبی از پراکنش باران در طول فصل نمی باشد. از آنجایی که طول دوره ی رسیدن محصول ممکن است ۶ تا ۷ هفته به طول بیانجامد،لذا برای کسب یک نتیجه ی معتبر با این
روش در زمینه ی حساسیت نسبی ارقام به ترک خوردگی لازم است که اندازه گیری در طی چند سال و در
يك محدودءى مشخص اقلیمی صورت گیرد. این نوع ارزیابی فقط زمانی می تواند یک معیار ر صحیح استاندارد را به ما ارائه کند که اندازه گیری ها در اقلیمی فاقد بارش روزانه در تمام طول دوره ی رسیدن محصول انجا شده باشد. خوشبختانه به ندرت مشاهده شده است که مناطق اصلی کشت گیلاس و آلبالو دارای چنین شرایطی باشند.
با این حال این روش اندازه گیری ترک خوردگی در صورتی مناسب است که هدف صرفا بررسی اثر عوامل باز دارنده ی ترک خوردگی باشد. در این مورد یکی از مسائل مهم و مشکل، بارش باران در طول دوره ی حساسیت محصول است که برای به دست آمدن نتایج مطلوب از آزمایشات، مسأله ای مهم و حیاتی به شمار می رود. متأسفانه بارش باران مصنوعی نیز به وسیله ی تجهیزات آبیاری بارانی، نتایج مشابه بارندگی را در بر نداشته است، زیرا اندازه ی قطره ها، دما و غلظت مواد معدنی آب مورد استفاده، به ندرت شبیه باران
طبیعی می باشند.
برآورد حساسیت میوه ها گیلاس و آلبالو به ترک خوردگی از طریق غوطه ورسازی آنها در آب
ساده ترین روش تعیین حساسیت میوه ها به ترک خوردگی، غوطه ور کردن میوه ها در آب و اندازه گیری٪ تعداد میوه ی ترک خورده بعد از یک مدت زمان معین می باشد. این مدت زمان ممکن است که بر اساس مقاومت میوه ها به ترک خوردگی و هدف آزمایش تغییر کند. این روش به ویژه زمانی مناسب است که هدف بررسی بیشتر املاح معدنی در تشکیل ترک های میوه باشد. با این حال این روش دارای محدودیتهایی است، زیرا برای سرعت تشکیل شدن ترک ها هیچ توضیحی وجود نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر ترک خوردگی در فاصله ی زمانی بین ساعت ۶ تا ۷ رخ دهد، این روش اندازه گیری مشخص سی کند که این ترک خوردگی دقیقاً در چه زمانی رخ داده است.
شاخص ترکخوردگی گیلاس و آلبالو
محققین گیلاس که در بی تعریف دقیق حساسیت میوه به ترک خوردگی بودند، در طول زمان به نقایص
روش های قبلی پی بردند. ورنر و بلودجت یک روش آزمایشگاهی را برای تعیین حساسیت گیلاس و آلبالو به ترک خوردگی پیشنهاد کردند که در آن بعضی از نقاط ضعف روش های قبلی برطرف
جدول: شاخص ترک خوردگی
|
تعداد ساعات غوطه وری |
|
2 |
4 |
6 |
8 |
10 |
|
عوامل درونی |
|
9 |
7 |
5 |
3 |
1 |
|
تعداد میوه |
|
2 |
7 |
17 |
9 |
2 |
|
ارزش وزنی |
|
27 |
49 |
85 |
27 |
2 |
|
مجموع ارزش وزنی |
|
|
|
|
|
150 |
|
حداکثر مقدار ممکن |
|
|
|
|
|
450 |
|
شاخص ترک خوردگی |
|
|
|
|
|
42 |
می شد. آنها در این روش ۵۰ گیلاس سالم را به مدت ۱۰ساعت در داخل آبی که شرایط دمایی کنترل شده ای داشت، غوطه ور می کردند. سپس در این فاصله هر ۲ ساعت یک بار، گیلاس های ترک خورده را شمارش می کردند و آنها را بیرون می انداختند. در این روش شاخص ترک خوردگی که بیانگر شدت ترک خوردگی است، از طریق ضرب تعداد گیلاس های ترک خورده در شاخص وزن میوه که برای موارد ثبت شده ی اولیه، بیشترین مقدار و برای آخرین موارد، حداقل بود، به دست می آمد. بعداً معلوم شد زمان چیدن میوه ها می تواند بر شاخص ترک خوردگی تأثیر داشته باشد، بنابراین تمام میوه های مورد استفاده در ساعت اولیه ی صبح جمع آوری می شدند.
این روش در سال ۱۹۵۷ به صورت استاندارد در آمد و شاخص ترک خوردگی به صورت %ی از حداکثر مقادیر ثبت شده محاسبه می شود. در پیوست۱-۱۲ این روش تعیین شاخص ترک خوردگی و در جدول ۱ - ۱۲ مثالهای نمونه نشان داده شده است .
برای محاسبه ی شاخص ترک خوردگی باید از آب مقطر با دمایی ثابت استفاده شود، زیرا فقط وجود مقدار کمی کاتیون در آب ممکن است که به طور قابل توجهی، وقوع ترک خوردگی را تغییر دهد. از آنجایی که حساسیت به ترک خوردگی ممکن است از سالی به سال دیگر تغییر زیادی کند، در نتیجه شاخص ترک خو ردگی فقط زمانی می تواند در ارزیابی یک رقم ارزشمند باشد که شاخص آن رقم، دیگری می شود که در همان زمان مقدارش مشخص شده و در شرایط یکسانی با هم کشت شده باشند. همچنین این قبیل مقایسات باید طی چند سال و چند روز متفاوت انجام شوند .
این روش بدون داشتن شواهد بیشتر فرض بر این دارد که همبستگی مثبتی بین شاخص ترک خوردگی
و حساسیت به ترکی خوردگی در شرایط طبیعی باغ وجود دارد. امروزه از شاخص ترک خوردگی ورنر به طور گسترده ای در تعیین میزان حساسیت ارقام به ترک خوردگی استفاده می شود و این روش برای توضیح ترک خوردگی در شرایط آزمایشگاهی مناسب است، با این وجود این روش روند ترک خوردگی را در مدت ۱۰ ساعتی که برای غوطه ور بودن میوه در آب توصیه شده است، کاملاً مشخص نمی کند.
در این مورد اغلب محققین نمی توانند در تمام فصل هر روز به ۱۰ تا ۱۲ ساعت پیگیر این تحقیق باشند، بنابر این انتظار می رود که زمان لازم برای این شاخص کوتاهتر شود. محدودیت دیگر این روش این است که شاخص های اندازه گیری شده ی ترک خوردگی از سالی به سال دیگر دچار تغییرات زیادی می شوند و در هر مورد نتایجی که مربوط به یک سال می باشند باید با احتیاط قضاوت شوند . بنابراین بهتر است که میانگین حاصله از برآوردهای 2تا 3 ساله، برای گروه بندی ارقام از نظر ترک خوردگی استفاده گردد.
تعیین ترک خوردگی گیلاس و آلبالو تحت بارش باران مصنوعی
تعیین ترک خوردگی از طریق غوطه ور کردن میوه ها در آب دارای محدودیت های زیادی است. درآزمایشاتی که در مورد ارزیابی تیمارهای برطرف کننده ی ترک خوردگی انجام می شوند، شرایط آزمایش در وضعیت خیس بودن میوه ها در غوطه ورسازی با شرایط طبیعی باغ بسیار متفاوت است، به طوری که نتایج ممکن است معتبر نباشند یا اجرای آزمایش غیر ممکن باشد. به عنوان مثال با غوطه ور کردن میوه ها در آب احتمال عدم تماس آنها با آب از بین می رود، بنابراین نمی توان مواد مرطوب کننده را به طور مؤثر
مورد آزمایتی قرار داد. در نتیجه اثرات این گونه تیمارها در جلوگیری از خیس شدن میوه ها و برگها را
نمی توان اندازه گیری کرد. لذا برای ایجاد شرایط رطوبتی متفاوت، به فنون دیگری غیر از غوطه ور کردن میوه ها در آب ( مانند بارش باران به اشکال مختلف) نیاز می باشد.
روش های آزمایشگاهی که در آنها از باران مصنوعی استفاده می شود، فرصت زیادی را جهت انجام آزمایش در طول دوره ی کوتاه رسیدن گیلاس یا آلبالو فراهم می کنند . هنگام استفاده از از این نوع تجهیزات ترجیح داده می شود که برای کسب سریع تر نتایج ، دمای اتاق و آب در حد 25تا 30C حفظ شود. اما اثر تیمارهای شیمایی بازدارنده در شرایط طبیعی معمولا ضعیف تر است زیرا در محلول پاشی میوه ها در شرایط باغ، میوه ها به اندازه ی شرایط آزمایشگاه تحت پوشش محلول قرار نمی گیرد.
مقایسه ی ارقام گیلاس و آلبالو از نظر مقاومت به ترک خوردگی
بین ارقام گیلاس و آلبالو تفاوت زیادی از نظر حساسیت به ترک خوردگی وجود دارد و لذا در کتاب های
تخصصی، حساسیت به ترک خوردگی معمولا به عنوان یک صفت برای ارقام بیان می شود. متأسفانه شاخص ترک خوردگی در این منابع معمولا مربوط به یک شرایط استاندارد می باشد و غالباً حساسیت به ترک خوردگی را فقط به صورت کیفی (زیاد، متوسط یا کم) نشان می دهند. در نتیجه کار مقایسه را با ارقام ذکر شده در سایر منابع مشکل می سازد.
آزمایشات اندکی که در زمینه ی حساسیت یک رقم خاص از گیلاس و آلبالو به ترک خوردگی انجام شده اند، می توانند ارزش چندانی نداشته باشند، اما در مورد بعضی از ارقام اطلاعات کافی جهت تشخیص نسبتاً صحیح حساسیت رقم به ترک خوردگی جمع آوری شده است. به عنوان مثال، رقم بینگ که احتمالاً بیشترین سطح کشت را در ایالات متحده ی آمریکا دارد، به عنوان یک رقم بسیار حساس به ترک خوردگی به دقعات عنوان شده است و ارزیابی بیشتر در این زمینه بی فایده است. از طرف دیگر، بر اساس نتایج به دست آمده از آزمایشات فراوانی که روی رقم بینگ انجام شده است، از خود رقم بینگ به عنوان یک شاخص استاندارد برای مقایسه با سایر ارقام که حساسیت نامشخص به ترک خوردگی دارند، استفاده می گردد. باوجود این که ظاهرا هنوز در بیشتر موارد از مشاهده ی ترک خوردگی میوه ها بر روی درختان استفاده
می شود، اما استفاده از شاخص ترک خوردگی برای بیان حساسیت ارقام به ترک خوردگی طی سالهای اخیر تا حدودی افزایش یافته است.
پیوست ۲-۱۲ شدت ترک خوردگی را برای تعدادی از ارقام در ایالت ایداهو، اورگون، دانمارک، هلند، بلژیک، نروژ و اسپانیا نشان می دهد. این نتایج، تفاوت ارقام را به ترتیب گستردگی و همچنین میزان حساسیت به ترک خوردگی در مناطق مختلف نشان می دهد. این میزان حساسیت در مناطق مختلف ثابت نمی باشد. به عنوان مثال رقم ون که کمترین شاخص را در اورگون دارد، در جای دیگر بیشترین حساسیت را به ترک خوردگی نشان می دهد. همان طور که قبلاً ذکر شد شاخص ترک خوردگی مناسب ترین شاخص برای بیان ترتیت مقاومت ارقامی است که همزمان می رسند و در یک سال آزمایش می شوند. در روش دانیش قبل از این که اختلاف واقعی رقم با سایر ارقام در حساسیت به ترک خوردگی اثبات گردد، نیاز به تعیین اختلاف شاخص ۲۰ نقطه است.
عوامل مؤثر بر ترک خوردگی میوه گیلاس و آلبالو
میزان جذب آب گیلاس و آلبالو
اگر ترک خوردگی در گیلاس را تا حدود زیادی به جذب آب توسط خود میوه و بی ارتباط با سایر اجزای درخت نسبت دهیم، اثر سرعت و مقدار جذب آب بر ترک خوردگی ها و عواملی که ممکن است. بر این فرآیند تأثیر گذار باشند حائز اهمیت است. همچنین باید میزان حساسیت به ترکی خوردگی نیز در نظر گرفته شود.
کریستنسن و وید نشان دادند که نمودار جذب آب توسط گیلاس به صورت خطی است و بیش از ۲۰ ساعت به طول می انجامد. میزان جذب در بین ارقام متفاوت است و وزن میوه نیز از ۱۴ به ۷۰%در ساعت افزایش می یابد ولی میزان جذب آب فقط بخشی از حساسیت میوه به ترک خوردگی را روشن می سازد. در بررسی دیگری که بر روی ۲۶ رقم گیلاس صورت گرفت، کریستنسن دریافت که فقط ۳۶٪ علت این مساله می تواند به این عامل بستگی داشته باشد. ورنر پیشنهاد کرد که قابلیت انبساط پوست میوه نیز باید مانند میزان جذب آب، برای توضیح ترتیب زمانی حساسیت به ترک خوردگی، اندازه گیری شود. بر این اساس وی ارقام را از نظر حساسیت به ترک خوردگی، به چهار گروه تقسیم کرد:
گروه 1 : ارقامی که به شدت ترک میخورند: جذب سریع آب و قابلیت کم برای انبساط پوست میوه.
گروه ۲: ارقامی که ترک خوردگی متوسط دارند: جذب سریع آب و قابلیت زیاد برای انبساط.
گروه ۳: ارقامی که ترک خوردگی متوسط دارند: جذب کند آب و قابلیت کم برای انبساط.
گروه ۴ ارقامی که ترک خوردگی جزنی دارند: جذب کند آب و قابلیت زیاد برای انبساط.
ورنر برای تعیین قابلیت ارتجاعی بودن پوست میوه آزمایشی انجام نداد، اما از آن به عنوان یک روش
برای بیان این حقیقت که بعضی از ارقام قبل از ترک خوردگی، آب بیشتری از سایر ارقام جذب می کنند،
استفاده کرد.
آستانه ی جذب آب گیلاس و آلبالو
تعدادی از بررسی ها آستانه ی جذب آب (مقدار آب لازم برای آماس که قبل از ترک خوردگی جذب می
شود) را ثابت می کنند. ورنر و بلود جت نشان دادند که حجم میوه ها قبل از ترک خوردگی به میزان ۲ تا ۵) افزایش می یابد. همچنین سوادا عقیده داشت که یک رابطه بین آستانه ی جذب آب و حساسیت ارقام به ترک خوردگی وجود دارد. در بررسی های دیگری که توسط کرتز و نبل صورت گرفت نیز معلوم شد که وزن میوه ها قبل از ترک خوردگی به میزان ۱۸٪ افزایش می یابد، اما کریتان در بررسی دیگری که در طی ۳ سال بر روی ۲۶ رقم صورت گرفت، نشان داد که مقدار جذب آب قبل از ترک خوردگی از ۴/۴٪ به 04/2٪ تغییر می کند. یک رابطه ی چند گانه بین میزان جذب آب، شاخص ترک خوردگی و آستانه ی ترک خوردگی، ضریب 68/0٪ را برای جذب آب نشان می دهد که مقدار آن از هر یک از روابط ساده بیشتر می باشد. به غیر از ۱۱ مورد انحراف اصلی از رابطه ی خطی بین میزان جذب آب و شاخص ترک خوردگی، ۸ مورد دیگر را می توان به آستانه ی ترک خوردگی نسبت داد.
این نتایج فقط تا حدودی با ۴ گروه ورنر که در مورد شکل میوه بودند، مطابقت داشتند. رقم اوهایو بیوتی از نظر حساسیت به ترک خوردگی، نزدیک ترین فاصله را از حالت ایده آل دارد (حساسیت کمی به ترک خوردگی دارد). ین رقم آب بسیار کمی جذب می کند، اما از آنجایی که شاخص تر ک خوردگی آن پایین است، آستانه ی جذب آن بالا است. بر عکس، رقم بینگ شدت جذب آب بسیار زیاد و آستانه ی ترک خوردگی آن نسبتاً پایین است. این رقم شاخص ترک خوردگی بالا و همچنین تمایل زیاد به ترک خوردگی در شرابط باغ دارد.
میزان و آستانه ی جذب آب نیز در سال ها و مناطق مختلف به طور قابل ملاحظه ای دچار تغییر می شوند؛ علاوه براین دو عامل نیز تحت تأثیر چند عامل خارجی قرار می گیرند که به تعدادی از آنها در مباحث بعدی
اشاره خواهد شد.
جدول: میزان جذب آب و آستانه ترک خوردگی
|
رقم |
میزان جذب آب(درصد در ساعت) |
شاخص ترک خوردگی |
آستانه ترک خوردگی (درصد افزایش وزن) |
|
ارلی ریورز |
14/0 |
29 |
61/0 |
|
اریان |
15/0 |
54 |
64/0 |
|
سم |
17/0 |
39 |
48/0 |
|
ناف |
19/0 |
62 |
44/0 |
|
اوهایوبیوتی |
20/0 |
26 |
18/1 |
|
مرتون پریمیر |
21/0 |
66 |
55/0 |
|
استارکینگ هاردی ژیانت |
22/0 |
57 |
49/0 |
|
نلس |
23/0 |
44 |
63/0 |
|
ستکا |
23/0 |
36 |
89/0 |
|
مرتون فوریت |
27/0 |
50 |
95/0 |
|
استگارد |
29/0 |
57 |
67/0 |
|
بلک تارتارین |
29/0 |
51 |
89/0 |
|
اسنارکل |
29/0 |
55 |
79/0 |
|
کازینس |
30/0 |
43 |
12/1 |
|
ویکتور |
31/0 |
64 |
69/0 |
|
فروفرانسوزیش |
32/0 |
50 |
91/0 |
|
مرتون هرت |
35/0 |
38 |
02/1 |
|
مرتون بونتی |
36/0 |
81 |
06/1 |
|
استار |
41/0 |
62 |
99/0 |
|
مرتون گلوری |
44/0 |
56 |
63/0 |
|
ون |
49/0 |
71 |
11/1 |
|
جیل پک |
52/0 |
92 |
06/1 |
|
سودوس |
58/0 |
58 |
04/2 |
|
بینگ |
60/0 |
81 |
85/0 |
|
هاینریش رایزن |
30/0 |
65 |
40/1 |
|
ناپلئون |
70/0 |
57 |
47/1 |
خصوصیات میوه گیلاس و آلبالو
احتمالاً بخشی از مشکل ترک خوردگی مربوط به میزان یا سرعت جذب آب و توان برقراری تعادل بین این عوامل می باشد، بنابراین خصوصیات فیزیکی میوه به ویژه خود پوست میوه باید بر این فرآیند ها و عکس العمل میوه به ترک خوردگی تأثیر گذار باشند. لذا آناتومی، استحکام ارتجاع یا کشسان بودن پوست میوه، سالم بودن پوستک (کوتیکول) آن و مؤثر بودن روزنه های پوست میوه و تراکم آنها ممکن است که در جذب آب و شکاف خوردن میوه نقش داشته باشند. علا وه براین، پتانسیل اسمزی آب میوه و آب جذب شده و ظرفیت نگهداری گوشت میوه نیز ممکن است در این رابطه حا ئز اهمیت باشند.
اندازه ی میوه گیلاس و آلبالو
ظاهراً میوه های بزرگ گیلاس یا آلبالو، در مقایسه با انواع کوچک تر آنها به ترک خوردگی حساس تر هستند. اما تفاوتهای موجود در اندازه ی میوه در بین ارقام مختلف، با تفاوتهای موجود در بین میوه های یک رقم متمایز هستند.
شماری از بررسی ها نشان داده اند که ارقام میوه بزرگ در مقایسه با ارقامی که دارای میوه های کوچک هستند، تمایل بیشتری به ترک خوردگی دارند. در مقابل طی بررسی های دیگری که شامل بسیاری از ارقام می شدند محققین دریافتند که هیج رابطه ای بین حساسیت به ترک خوردگی و اندازه میوه های تحت آزمایش وجود ندارد.اما رابطه ی بین حساسیت به ترک خوردگی و اندازه ی میوه در بین میوه های یک رقم بسیار بیشتر از تفاوت بین ارقام است. کریستنسن . در طی پنج آزمایش دریافت که شاخص ترک خوردگی در چند رقم، از ۴۵٪ در میوه های کوچک به ۶۷٪ در میوه های بزرگ افزایش می یابد.
با کوک و وی ( نشان دادند که حساسیت میوه به ترک خوردگی در درختانی که باردهی زیادی دارند کمتر از درختانی است که باردهی کمتری دارند. در این مورد ممکن است بتوان رابطه ی بین حساسیت به ترک خوردگی با اندازه ی میوه را با مسائل مختلفی از قبیل این که میوه ها در درختان پر بارده کوچکتر هستند توجیه کرد.
سفتی میوه گیلاس و آلبالو
در رابطه با سفتی میوه، تفاوت های قابل توجهی بین ارقام وجود دارد. فرض کلی بر این است ارقامی که گوشت میوه هایشان سفت است، در مقایسه با انواع گوشت نرم، تمایل بیشتری به ترک خوردگی دارند. از آنجایی که ترک خوردگی میوه ی گیلاس در نتیجه ی جذب اضافه ی آب باعث ترکیدن پوست می شود، ممکن است چنین به نظر برسد که حساس تر بودن ارقام گوشت سفت از انواع گوشت نرم به ترک خوردگی امری معقول و منطقی است.
باوجود این که کرتس و نبل اظهار داشتند که گیلاس های حساس به ترک خوردگی معمولاً در گروه ارقام گوشت سفت قرار دارند و آنهایی که حساسیت کمتری به ترک خوردگی دارند، انواع گوشت نرم هستند، اما توکر دریافت که هیچ رابطه ای بین سفتی گوشت میوه و حساسیت به ترک خوردگی وجود ندارد. علاوه بر این، در بررسی دیگری که بر روی رابطه ی سفتی ارقام با حساسیت آنها به ترک خوردگی صورت گرفت، هیچ گونه رابطه ای بین این دو صفت مشاهده نگردید.
استحکام پوست ميوه گیلاس و آلبالو
تعدادی از پژوهشگران سعی داشتند که تفاوت ارقام را در حساسیت به ترک خوردگی، به مسأله ی استحکام پوست میوه ارتباط دهند. به عنوان مثال توکر ضخامت پوست میوه را اندازه گیری کرد،اما دریافت که این عامل هیچ رابطه ی مستقیمی با ترک خوردگی ندارد. با این وجود، وی یک رابطه ی مستقیم را بین واحد برآورد سطح پوست به ازای هر گرم ماده ی جامد محلول در میوه و حساسیت به ترک خوردگی پیدا کرد که نشان می دهد هر چه میوه پوست بیشتری داشته باشد، حساسیت آن به ترک خوردگی کاهش می یابد.
بررسی های کرتس و نبل نشان داد که هیچ رابطه ای بین اندازه ی سلول های اپیدرمی و حساسیت به ترک خوردگی وجود ندارد، اما بین ضخامت دیواره ی داخلی و اپیدرم با حساسیت میوه به ترک خوردگی یک رابطه ی مثبت وجود دارد. اما آنها نتوانستند بیش از مواردی که میوه ی گوشت سفت و گوشت نرم را بدون استفاده از میکروسکوپ از هم جدا می کرد، تفاوت دیگری در زمینه ی ساختار پوست میوه که امکان تأثیر بر قابلیت نفوذپذیری آن داشته باشد و همچنین ویژگی ساختمانی دیگری که بر حساسیت به ترک خوردگی تأثیر داشته باشد را پیدا کنند. تاکنون کسی نتوانسته است قابلیت ارتجاعی بودن پوست را به طور صحیح اندازه گیری کند. طی بررسی هایی که توسط لوییس و همکارانش انجام شد مدلی برای خاصیت ارتجاعی پوست معرفی گردید، اما این مدل برای مقایسه ی بین ارقام مختلف توصیه نشده است.
روتزی دریافت که قابلیت ارتجاعی قطعات شل پوست، تا حدود زیادی بستگی به درجه ی جذب آب آنها دارد. وی در یک بررسی که بر روی ترک های آلو انجام داد، فشار لازم را برای سوراخ کردن پوست با یک میله ی فلزی به قطر یک میلی متر اندازه گیری کرد. روتزی بر اساس این بررسی ها نتیجه گرفت که افزایش آبگیری پوست میوه (احتمالاً به خاطر وجود تغییرات در ترکیبات میوه به هنگام رسیدن آن یا به علت ورود آب از بیرون به داخل آن می باشد) نقش مهمی در تشکیل میوه ها دارد. وینسنت توصیه کرده است که در بررسیهای بعدی از روشهای دقیق تری جهت اندازه گیری قابلیت ارتجاعی، کشسانی و استحکام پوست استفاده شود.
روزنه های پوست میوه گیلاس و آلبالو
مسأله مورد بحث این است که آیا میزان جذب آب توسط میوه ها تحت تأثیر تراکم و عمل روزنه ها قرار دارد یا خیر؟ هر چند فیزیولوژیست های گیاهی در اغلب موارد نشان داده اند که جذب آب در برگها از طریق سلولهای اپیدرمی صورت می گیرد و جذب از طریق روزنه ها اهمیتی ندار د، با این وجود سوادا دریافت که حداقل قسمتی از جذب آب در میوه ی گیلاس، از طریق روزنه ها صورت می گیرد.
طی یک بررسی که بر روی ۳۲ رقم گیلاس صورت گرفت، نویسنده ثابت کرد که ارقام از نظر تعداد و اندازه ی روزنه های میوه، تفاوت چندانی با هم ندارند. ظاهراً تراکم روزنه ها نیز تأثیر زیادی بر میزان جذب آب با آستانه ی آن قبل از ترک خوردگی ندارد. اما ظاهرا بین اندازه ی روزنه ها (676/0) با میزان جذب آب و همچنین ترکیب میزان و آستانه ی جذب آب(827/0) رابطه ی زیادی وجود دارد. از بین این سه رقم، دو رقم بیشترین انحراف مثبت را از خط رگرسیون نشان می دهند که آستانه ی ترک خوردگی بسیار بالایی داشتند و رقم سوم (بینگ)، آستانه ی ترک خوردگی کمتری داشت. رقم بینگ دربین تمام ارقامی که آزمایش شده بودند، از نظر مجموع سطح روزنه ها در مقام دوم قرار داشت. این ارقام با داشتن بیشترین انحراف منفی از خط رگرسیون، در بین ارقامی قرار داشتند که دارای کمترین آستانه ی ظرفیت ترک خوردگی بودند.
رابطه ی جذب آب با اندازه ی روزنه ها مطابق با قانون پویزولی در مورد شدت جریان مایعات است که در آن با افزایش اندازه ی منفذ، شدت جریان به طور نمایی افزایش می یابد.
گلن و پووایا با بررسی رقمی بینگ در ایالات متحده آمریکا، پی بردند که حتی وقتی آب به روزنه ها آسیب می زند، بافتهای مجاور روزنه ها آسیبی نمی بینند. بنابراین آنها نتیجه گرفتند که ظاهراً روزنه ها نقش مهمی در توسعه ی ترک خوردگی نداشته باشند.
محتويات کوتيکول (پوستک) گیلاس و آلبالو
در گیلاس یا آلبالو سطح میوه با یک غشای نازک کوتینی پوشیده شده است. شواهد نشان می دهند که یک ماه پس از گلدهی در این غشاء ترک های ریزی ایجاد می شود و عقیده بر این است که در اغلب موارد ترک خوردگی میوه ممکن است از این مویه کردن ها شروع شود. گلن و پووایا اظهار کردند که جذب آب از طریق پوست میوه باعث جداشدن کوتیکول از دیواره ی سلولی می شود و تورم ناشی از این عمل در منطقه اپیدرمی دیواره ی سلولی موجب ترک خوردن کوتيکول (عاملى که معمولا ترک خوردگی میوه را تسریع می کند) می شود آنها هم چنین یک مورد ترک خوردگی کوتیکولی قبل از برداشت، بر روی میوه ها مشاهده کردند که به وضوح میزان جذب آب توسط میوه را افزایش داد آنها عقیده داشتند که تغییرات سالانه در به وجود آمدن ترک های قبل از برداشت مربوط به عوامل محیطی و مدیریتی است.
باوجود این که گل و پووایا نتوانستند. علت دقیق تشکیل ترک های کوتیکولی قبل از برداشت را در میوه هایی که آسیبی از باران ندیده بودند را مشخص کنند، اما ظاهراً نتایج آنها گام مهمی در حل معمای تغییرات زیاد سالانه ی حساسیت ارقام به ترک خوردگی محسوب می شود. بیلمانز و همکارانش در حمایت از این فرضیه، یک همبستگی بسیار قوی بین ضخامت کوتیکول و مقاومت به ترک خوردگی در ۱۳ رقم به دست آوردند. با این وجود آنها نتوانستند یک رابطه ی پایدار بین حساسیت به ترک خوردگی در میوه و میزان یا ترکیب کوتیکول به دست آورند.
حتی اگر بررسی هایی که در زمینه ی آناتومی پوست میوه صورت گرفته اند، جهت ارائه ی توضیح کامل برای تفاوت در ترک خوردگی کافی نباشند، تردیدی وجود ندارد که تشکیلات سطح پوست میوه تا حد زیادی بر میزان جذب آب و آستانه ی ترک خوردگی قبل از شکاف خوردن میوه تأثیر می گذارند.
غلظت اسمزی سلولهای گیلاس و آلبالو
از آنجایی که جذب آب در سلول های گیاهی اصولا یک پدیده ی اسمزی است، به خوبی می توان فهمید که چرا محققین گیلاس و آلبالو سعی بر این داشته اند که تفاوت های موجود در مقدار آب جذب شده توسط این میوه ها را به غلظت اسمزی آب میوه نسبت دهند.
بررسیهای اولیه در این مورد در ایالات متحده ی آمریکا نشان داد که میزان جذب آب با غلظت اسمزی آب میوه که نشان دهنده ی افزایش سریع میزان بلوغ میوه است، متناسب می باشد. در این بررسی ها مشاهده شد رقم بینگ که میوه اش ۱۴ تا ۱۶٪ قند دارد، بعد از ۲ ساعت غوطه ور بودن در آب، ۵٪ از میوه هایش ترک می خوردند، اما در رقم مشابه آن که ۲۰ تا ۲۴% قند داشت، ۲۱% میوه ها ترک برداشتند. نتیجه ی نسبتا ساده ای که از این بررسی به دست آمد این بود که ترک خوردگی مستقیماً تحت تاثیر غلظت اسمزی آب میوه قرار دارد. همزمان در بررسی های بیشتری که توسط سوادا صورت گرفت، وی نتیجه ی بررسی قبل را مورد تأیید قرار داد، اما نتوانست در مورد این مسأله که همزمانی افزایش حساسیت میوه ها و حساسیت آنها به ترک خوردگی ممکن است هیچ ارتباطی با تغییراتی که به موازات این موارد در پتانسیل اسمزی و رخ می دهد نداشته باشد توضیحی ارائه کند.
در واقع سایر بررسی ها نشان دادند که هیچ رابطه ای بین میزان قند میوه (که از 2/15 تا 5/24% متغیراست) و حساسیت ارقام به ترک خوردگی وجود ندارد. نتیجه ی حاصل از این بررسیها نشان داد باوجود این که میزان قند ممکن است تا حدودی بر این مسأله تأثیر گذار باشد، اما عوامل دیگری وجود
دارند که بر ترک خوردگی تأثیر بسیار زیادتری دارند. با مشخص شدن میزان قند قسمت های مختلف میوه ورنر یک شیب غلظت قند را از دم میوه به طرف نوک میوه به ثبت رساند. ورنر اظهار داشت که این مسأله کمک می کند تا بتوان توضیح داد چرا بیشتری میوه ها در گیلاس و آلبالو ابتدا از نوکشان که غلظت اسمزی نسبتا بیشتری نسبت به سایر نقاطشان دارد (جذب آب در نوک میوه راحت تر انجام می شود) ترک می خورند. اما ترک خوردگی نوك ميوه را می توان به راحتی فقط با نقص کوتیکول دراین قسمت یا تمایل قطرات آب به ماندگاری بیشتر در این بخش قبل از تبخیر توجیه کرد.
بالوک به این فرضیه که ترک خوردگی تا حد زیادی تحت تأثیر اسمز قرار دارد بیشتر تردید کرد. وی دریافت باوجود این که حساسیت به ترک خوردگی به افزایش قند میوه از ۱۷٪ به ۲۱٪ افزایش می یابد، اما با افزایش قند از ۲۱٪ به ۲۴٪، از حساسیت به ترک خوردگی تدریجاً کاسته می شود. همچنین کریستنسن با آزمایش ۳۵ رقم گیلاس و آلبالو دریافت که رابطه ی ضعیفی بین داده های انکسار سنج (رفرکتومتر) و شاخص ترک خوردگی وجود دارد.
انحراف نسبتاً زیاد ترک خوردگی میوه از حالت معمول، افزایش میزان قند آن و پیشرفت بلوغ میوه ممکن است قابلیت میوه های گیلاس و آلبالو را در جذب آب در طی زمان های پر رطوبت هوا توضیح دهد. این گونه جذب آب بر غلظت قند میوه تأثیر می گذارد. در مدت زمانی که هوا خشک و گرم است، میوه ها ممکن است آب کمی داشته باشند و در نتیجه میزان قندشان نسبت به مرحله ی فیزیولوژیکی که در آن قرار دارند زیاد باشد.
در نتیجه با درک رابطه ی بسیار جزئی بین شاخص ترک خوردگی و میزان قند میوه معلوم شد که اثرات اسمزی دلیل بسیار ضعیفی برای حساسیت میوه ها به ترک خوردگی است. این مسأله نتایج اولیه ی سوادا ورنر و بلود جت و بالوک را مورد تردید قرار می دهد. در شرایط نسبتاً پایدار آب و هوایی بیان صریح این مسأله که افزایش قند میوه یا سایر ویژگی های آن که مربوط به مراحل بلوغ میوه است، عامل افزایش حساسیت میوه به ترک خوردگی هستند، کاری سخت و مشکل است. با این وجود هنوز بحث بر سر این مسأله وجود دارد که حساسیت به ترک خوردگی تا حدودی مربوط به اثرات اسمزی است، زیرا در فشارهای اسمزی زیاد، مقدار جذب آب افزایش می یابد. اما همان طور که در تحقیق صورت گرفته توسط کریستنسن مشاهده گردید، هیچ رابطه ی معنی داری بین مقادیر انکسارسنج و میزان جذب آب وجود نداشت (لذا احتمالاً چنین به نظر می رسد که مقدار بالای قند میوه و افزایش حساسیت به ترک خوردگی، دو ویژگی مستقل از هم هستند که هر دوی آنها با پیشرفت بلوغ میوه افزایش می یابند.
ظرفیت نگهداری آب توسط پوست میوه گیلاس و آلبالو
کرتز و نبل بعد از بررسی پوست میوه ی چند رقم، این فرضیه را ارائه کردند که تورم ناشی از جذب آب که به علت وجود کلوییدهای موجود در پوست میوه رخ می دهد. علت اساسی حساسیت به ترک خوردگی است. آنها ظرفیت نگهداری آب گیلاس های پوست شده را با اندازه گیری مقدار مایعی که از پوست میوه از طریق کاغذ صافی در فواصل زمانی مختلف عبور می کرد، تعیین کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که پوست این سه رقم گیلاس آب بسیار بیشتری را در مقایسه با آلبالوی مونت مورنسی در خود نگهداری می کنند. آنها دریافتند که ظرفیت نگهداری آب و تورم پوست کلوییددار در تعیین حساسیت به ترک خوردگی مهم هستند. اما در یک بررسی که نیروی نگهداری آب پوست میوه در ۳۰ رقم گیلاس و ۳ رقم آلبالو مورد مقایسه قرار گرفتند، نویسنده نشان داد که نه تنها هیچ رابطه ای بین نیروی نگهداری آب و شاخص ترک خوردگی وجود ندارد، بلکه حتی ظاهرا تفاوتهای بسیار زیادی از این لحاظ بین ارقام وجود دارد. از نظر تئوری باوجود این که این فرض که میزان کلویید پوست میوه تا حدودی بر حساسیت به ترک خوردگی تاثیر داشته باشد منطقی به نظر می رسد، اما روش هایی که کرتز و نبل از آنها استفاده می کردند از نظر علمی مطرح نبودند. به عنوان مثال، پوست کردن میوه ممکن است باعث افزایش نوعی فعالیت آنزیم تجزیه کننده ی پکتین شود و به نیروی نگهدارنده ی آب ارتباطی نداشته باشد.
ارتباط ترک خوردگی با مرحله ی رشد میوه گیلاس و آلبالو
مراحل رشد میوه در گیلاس و آلبالو قبلاً به طور خلاصه توضیح داده شد (فصل ۸). آگاهی از رابطه ی حساسبت به ترک خوردگی با مرحله ی رشد میوه به این دلیل برای باغدار اهمیت دارد که وی را قادر می سازد تا تصمیماتی منطقی درباره ی حفاظت محصول در مقابل ترک خوردگی اتخاذ کند. همچنین این آگاهی در بررسی سازوکار ترک خوردگی و تعیین شاخص های آن اهمیت دارد. معمولاً ترک خوردگی شدید تا مرحله ی سوم رشد میوه مشاهده نمی شود و بعد از آن حساسیت به این عارضه تا زمان برداشت به سرعت افزایش می یابد.
ون یکی از ارقام شاخص است که شروع ترک خوردگی آن در اوایل مرحله ی سوم رشد به خوبی مشاهده می شود. این نتیجه با تجربه ی تجاری آن (میوه های رقم ون در بعضی سالها باوجود این که هنوز سبز بودند، ترک می خوردند) منطبق بود.
باوجود این که در اکثر ارقام با افزایش سن بلوغ، میزان حساسیت به ترک خوردگی افزایش می یابد، اما نمونه هایی نیز وجود دارند از این قاعده تبعیت نمی کنند. ظاهراً علت این مسأله شرایط اقلیمی قبل از شروع نمونه گیری است که بر حساسیت میوه ها به ترک خوردگی تأثیر می گذارد.
کاهش قابل توجهی که در حساسیت به ترک خوردگی در بعضی ارقام بعد از زمان معمول برداشت مشاهده می شود احتمالا مربوط به کاهش فشار تورژسانس است که بعد از رسیدن محصول رخ می دهد. ورنر و بلودجت نشان دادند میوه هایی که تورژسانس کمی دارند، شاخص ترک خوردگی شان ۳۰٪ کمتر از میوه های معمولی است.
اما به رغم انحرافات متداولی که از حالت معمول وجود دارد بیشتر تحقیقات نشان داده اند که فعالیت در زمینه ی جلوگیری از ترک خوردگی باید در نیمه ی آخر مرحله ی سوم رشد متمرکز شود. این دوره نسبتا کوتاه با حداکثر حساسیت به ترک خوردگی نشان دهنده ی دقت در انتخاب زمان ارزیابی ترک خوردگی است.
اثرات محیط بر روی ترکخوردگی گیلاس و آلبالو
اثر دما
تاکنون تعدادی از محققین نشان داده اند که دما تأثیر قابل توجهی بر میزان ترک خوردگی میوه دارد. به طور کلی در این بررسی ها مشخص شد که با افزایش دما از C۱۰ به °40C، میزان ترک خوردگی به صورت خطی افزایش می یابد. تناسب بین دما و ترک خوردگی نشان می دهد که جذب آب توسط میوه احتمالاً یک پدیده ی فیزیکی است. در واقع بر طبق قانون پویزولی، شدت جریان مایعات در آوندهای باریک رابطه ی مستقیمی با دما دارد. اما از آنجایی که دما علاوه بر این مورد بر بسیاری از عوامل دیگر از قبیل قابلیت نفوذ پذیری دیواره ی سلولی و فرآیندهای بیوشیمیایی سلول نیز تأثیر گذار است، بنابراین نمی توان یک دلیل مشخص برای تأثیر دما بر این فرآیند بیان کرد. تأثیر دما بر ترک خوردگی نشان می دهد که خطر ترک خوردگی میوه ها در باغ طی روزهای گرم به هنگام بارش و درست بعد از آن (به عنوان مثال بعد از رگبار و رعد و برق) به میزان قابل توجهی بیشتر از مواقعی است که هوا سرد (طول شب یا روزهای سرد) می باشد. آگاهی از این مسأله به هنگام تصمیم گیری جهت حجم کاری که باید برای جلوگیری از ترک خوردگی انجام شود حائز اهمیت است.
شرایط محیطی باغ گیلاس و آلبالو
طی بررسی بسیاری از آزمایشات که در آنها حساسیت به ترک خوردگی ارقام به کمک شاخص ترک خوردگی مورد مقایسه قرار گرفته اند، معلوم شد که نه تنها حساسیت به ترک خوردگی از سالی به سال دیگر بسیار متفاوت است، بلکه از منطقه ای به منطقه ی دیگر نیز بسیار تفاوت دارد. متأسفانه در شاخص های ترک خوردگی منتشر شده نیز ممکن است تفاوت وجود داشته باشد، زیرا غالباً طیف نتایج اصل ایران بار گرفته شده با هم فرق دارد. عدم شباهتهای آبی که برای غوطه ور کردن میوه ها و تعیین ترک خوردگی استفاده می شود و تا حدودی تفاوت های موجود در تورژسانس میوه ها در زمان نمونه گیری نیز می توانند در اختلاف نتایج حاصله از آزمایشات مؤثر باشند. میوه مهمولا در اوایل صبح کاهش می یابد. در جدول ۳-۱۲ یک نمونه از این مسأله نشان دداده شده است. نتایج به وضوح نشان می دهند که حساسیت به ترک خوردگی به میزان قابل توجهی در در گرم ترین لحظه های روزهای خشک کاهش می یابد. در همین رابطه طی آزمایشی که روی رقم ونوس با دو تکرارهa و b صورت گرفت، وقتی یک بارش کوتاه مدت در بین ساعات 8 تا 10 صبح رخ داد شاخص ترک خوردگی در ساعت ۱۰ صبح به میزان زیادی افزایش یافت. اما این میوه ها سریع خشک شدند و در آزمایشی که ساعت ۱۲ ظهر صورت گرفت معلوم شد که با کاهش تورژسانس در این لحظه حساسیت به ترک خوردگی به طور معمول کاسته می شود. لذا از این نتایج برای ترک خوردگی در طول روز نیز تغییر می کند.
جدول : رابطه ی مقاومت به ترک خوردگی با زمان نمونه گیری
|
زمان برداشت (قبل از ظهر) |
درصد میوه های ترک خورده پس از چهار ساعت غوطه وری در آب |
|||||
|
ونوس |
بوتنرز |
وینستون |
||||
|
å |
b̊ |
å |
b̊ |
b̊ |
||
|
00/7 |
41 |
23 |
67 |
81 |
95 |
|
|
00/8 |
29 |
22 |
61 |
81 |
95 |
|
|
00/10 |
25 |
57 |
53 |
82 |
83 |
|
|
22/12 |
7 |
11 |
45 |
75 |
60 |
|
|
LSD95 |
7 |
6 |
5 |
6 |
4 |
|
لوین و همکاران اثر شرایط اقلیمی را در طول بارندگی و درست بعد از آن در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار دادند. سپس وی با پی بردن به کاهش ترک خوردگی میوه ها از طریق جریان داشتن کافی هوا در بین آنها پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از این عارضه رطوبت درختان خشک شود و هوای باغ تحت پوشش فعالیت بالگرد یا بخاری های باغی قرار گیرد. بسیاری از باغداران برای کاهش ترک خوردگی، درختان را دقیقاً بعد از بارش باران تکان می دهند و عده ای دیگر، محلول پاش های بادی را که مایعی در داخل آنها قرار ندارد، در سراسر باغ قرار می دهند تا از آنها هوا با سرعت زیاد خارج شود و بدین وسیله رطوبت درختان گرفته شود.
با وجود چندین بار تلاش از طریق روابط ساده و پیچیده ای که مربوط به داده های هواشناسی و شاخص های ترک خوردگی بودند، نویسنده موفق نشد که اثر بسیار مهم اقلیم را بر روی مقاومت به ترک خوردگی به اثبات برساند. این گونه روابط فقط در آزمایشاتی به اثبات می رسند که در آنها چند و صعیت اقلیمی تحت کنترل قرار گیرد.
یک عامل اقلیمی ممکن است در یک مدت کوتاه با توجه به سایر عوامل دخیل در مسأله، اثرات کاملاً متفاوتی با سایر مواقع داشته باشد. به عنوان مثال اگر درجه حرارتهای زیاد با باد و آب و هوای خشک همراه شوند، تورژسانس را کاهش می دهند. بدین وسیله خطر ترک خوردگی کاهش می یابد. در مقابل اگر همین دماها در روزهای مرطوب و بارانی باشند، تورژسانس میوه و میزان جذب آب را افزایش می دهد و در نتیجه به خطر ترک خوردگی می افزایند. همواره بیشرین خطر ترک خوردگی در روزهای ابری با دوره هایی که وزش باد در آنها کم است و همچنین بعد از شب های گرم که شبنم روی میوه ها تشکیل می شود وجود دارد.
نتایج نشان می دهند که اقلیم علاوه بر دارا بودن این قبیل آثار کوتاه مدت، دارای آثار بلند مدتی نیز بر حساسیت میوه ها به ترک خوردگی می باشد. به عنوان مثال سال ها است این مساله مطرح است که آیا گیلاس های کشت شده در اقلیم های گرم از قبیل کالیفرنیا در مقایسه با میوه های کشت شده در یک اقلیم سرد مانند نروژ حساسیت بیشتری به ترک خوردگی دارند یا خیر؟ در این مورد منطقی است که انتظار
داشته باشیم تفاوت های موجود بین اقلیم ها احتمالاً بر محتویات کوتیکول، ایجاد ترک های پوستی قبل از برداشت، میزان ضخامت یا قابلیت ارتجاعی پوست، ساختار پوست و بالاخره اندازه ی روزنه های آن تأثیر داشته باشند. اما تاکنون هیچ گونه بررسی در زمینه ی مقایسه ی میوه ها در اقلیم های مختلف صورت نگرفته است.
جلوگیری از ترک خوردگی گیلاس و آلبالو
در مقالات گزارشات زیادی وجود دارند که در آنها عنوان شده است عارضه ی ترک خوردگی میوه های گیلاس و آلبالو با کمک محلول پاشی با نمک های معدنی، قارچ کش ها و سایر مواد شیمیایی کاهش می یابد. اما در اکثر موارد این نتایج تکرار نشده اند. همچنین بسیاری از مواد شیمیایی مورد استفاده به علت دارا بودن اثرات ثانویه ی زیانبار، باقی ماندن بقایای آنها بر روی میوه ها و همچنین آسیب زدن به برگها، سازگار با امر اقتصاد باغ نمی باشند.
لذا انتظار می رود هر یک از ترکیباتی که در کاهش ترک خوردگی تأثیر مثبتی دارند حداقل یکی از خصوصیات زیر را دارا باشند.
باعث تأخیر یا کاهش جذب آب توسط میوه شود.
تعرق آب آزاد را از سطح میوه افزایش دهد.
پوست میوه را از لحاظ استحکام، خاصیت ارتجاعی و محتویات کوتیکول بهبود بخشد.
در این قسمست به چند گزارش که مربوط به پیشگیری از ترک خوردگی در گیلاس و آلبالو میباشند اشاره می شود.
محلولپاشی گیلاس و آلبالو با نمکک های کلسیم
برای اولین بار در سال ۱۹۳۶ مشاهده شد که وقتی تعدادی از باغات، ۵ تا ۶ هفته قبل از برداشت، توسط محلول بورداکس محلول پاشی شدند، میوه های ترک دار کمتری تولید کردند. این مسأله به سرعت توسط محققین پی گیری شد و در نتیجه طی آزمایشاتی که در همین زمینه برای مقایسه ی مخلوط بورداکس (مخلوط سولفات مارس و آمک به همراه آب) و هیدرو کسید کلسیم صورت گرفت، معلوم شد که هر دوی آنها آثار مثبت یکسانی بر ترک خوردگی دارند. لذا در این آزمایشات نتیجه گیری شد که یون کلسیم عامل شیمیایی مؤثر در این ترکیبات است. اما پاشش این مواد باعث باقی ماندن رسوبات قابل مشاهده بر روی میوه ها گردید و بدین ترتیب استفاده ی علمی از آنها غیر ممکن شد.
بنابراین در بیشتر آزمایشات اولیه، کلسیم برای بود ترکش خوردگی مورد ارزیابی قرار می گرفت. آزمایشاتی که در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ بر روی رقم بینگ انجام شدند نشان دادند که فرو بردن میوه ها در محلول استات کلسیم با هیدروکسید کلسیم (01/0 مولار) تاثیر ناچیزی بر میزان ترک خوردگی شان دارد. اما در صورتی که همین نمک ها ۸ و ۱۸ روز قبل از برداشت (به غلظت 02/0 تا 2/0 مولار) به صورت محلول پاشی مورد استفاده قرار گیرند، شاخص ترک خوردگی را به میزان ۱۰ نا ۶۰٪ کاهش می دهند و ظاهراً حتی اگر رسوبات شیمیایی به کمک اسید استیک از بین بروند، باز همین نتیجه به دست می آید. علاوه بر این سایر محققین نیز نشان داده اند که محلول پاشی با کلسیم کازئینات ترک خوردگی را به میزان زیادی کاهش می دهد و باقیمانده ای بر روی میوه بر جا نمی گذارد. در مقابل، آکلی و بانگرس دریافتند که کلسیم، ترک خوردگی میوه هایی که در آب فرو برده می شوند را کاهش می دهد، اما وقتی بر روی درختان محلول پاشی می شود تأثیر آن کم است. این بررسیها ثابت کردند که فقط مقدار کمی از محلولی که روی میوه ها پاشیده می شود رسوب می کند و همچنین انتقال کلسیم از برگ ها به میوه ها نیز بسیار کم می باشد. همچنین بررسی های آزمایشگاهی که توسط نویسنده در دانمارک انجام شد نشان دادند که استات کلسیم (در یک محلول .(000313/0 مولار) شاخص ترک خوردگی را در مقایسه با آب مقطر به نصف می رساند .
با این حال در بسیاری از آزمایشات دیگر که استات کلسیم آزمایش شده است، تأثیر مثبت مهمی از آن مشاهده نشده است و فقط تیمار معتبر و قابل اطمینان تیماری است که به صورت محلول پاشی با محلول های ۵ % در هر ساعت در طول بارندگی باشد. این روش به خوبی در صد میوه های ترک خورده را کاهش می دهد. اما بقایای زیادی بر روی درخت باقی می گذارد و لذا این تیمار توسعه نیافته است. در سایر آزمایشات دانیش نیز که از 8/0 نیترات کلسیم، درست قبل از باران مصنوعی یا در طی آن به صورت محلول پاشی استفاده شد، از بین هشت آزمایش، نتایج 5 آزمایش کاهش خوردگی میوه های مهمی را در میزان ترک نشان دادند.
در ایالت واشنگتن توصیه های محلی، استعمال هفتگی کلرید کلسیم به صورتی که شروع آن سه الی چهار هفته قبل از برداشت باشد را پیشنهاد می کنند. اما طی فعالیتی که در حومه ی بریتیش کلمبیای کانادا صورت گرفت معلوم شد که اثر محلول پاشی با کلرید کلسیم ۳۵٪ در طی ۲ سال بسیار کم می باشد و لذا توصیه شد که باید به دنبال منابع کلسیم مؤثرتری در این زمینه بود. فعالیت دیگری که در مونتانا صورت گرفت نشان داد که ۳ بار محلول پاشی قبل از برداشت با هیدروکسید کلسیم در مقایسه با محلول پاشی با کلرید کلسیم همواره ترک خوردگی را به میزان بیشتری کاهش می دهد. باوجود این که شواهدی مبتنی بر اثرات مثبت کلسیم در کاهش ترک خوردگی وجود دارند و باوجود این که استعمال آن در بعضی از نقاط توصیه نیز توصیه شده است، اما به نظر نمی رسد که این تیمارها در عرصه ی تجاری موفقیت زیادی داشته باشند. یکی از مشکلات این روش، رسوباتی است که در اثر استفاده از محلول پاشی های کاملاً غلیظ، بر روی میوه باقی می مانند. یکی از راه حل هایی که احتمالاً در این زمینه وجود دارد، اصلاح آب باران از طریق یک محلول رقیق کلسیم می باشد که از طریق آبیاری بارانی با محلول های کلسيم در طول بارندگی انجام می شود و احتمالاً زمان شروع آن نیز ۱۰ الی ۱۵ روز قبل از برداشت می باشد. در آزمایشات غوطه ورسازی دانیش که در آن ترک خوردگی در مقایسه با تیمار با آب مقطر و نتایج آزمایشات آمریکاییها به میزان ۵۸٪ کاهش یافته بود، مشاهده شد که آبیاری با آب معمولی در مقایسه با آبیاری با آب تصفیه شده (عاری از املاح معدنی) باعث ترک خوردگی کمتر می شود. لذا این مسأله تأکید می کند که حتی مقادیر اندک نمکهای محلول در آب نیز می توانند باعث کاهش ترک خوردگی میوه ها شوند.
تاکنون دلایل احتمالی اثر مثبت کلسیم بر ترک خوردگی، به طور گسترده ای بررسی شده اند و در این میان عقیده بر این است که دو علت اصلی برای این مسأله وجود دارد:
اثر مستقیم کلسیم در کاهش میزان جذب آب آزاد روی میوه.
اثر طولانیتر آن بر روی ویژگی های پوست ميوه.
همان طور که در جدول ۴-۱۲ نیز نشان داده شده است، مطمئنا کاهش در میزان جذب آب مشاهده می شود.
جدول: مقدار آب جذب شده در ساعت بر حسب درصدی از آب میوه
|
رقم |
آب خالص |
استات کلسیم |
|
پیل پک |
55/0 |
28/0 |
|
مرتون گلوری |
35/0 |
08/0 |
|
پرایماور |
50/0 |
18/0 |
290
|
|
نوع ماده شیمیایی |
درصد میوه های ترک خورده |
|
1 |
مس- سولفور- آهک |
0/13 |
|
2 |
فالتان |
0/29 |
|
3 |
سولفور- گلویدین |
0/40 |
|
4 |
تیلات |
0/67 |
|
5 |
سیپرکس(فتلات) |
0/71 |
|
6 |
کاپتان |
0/72 |
|
7 |
فریام- سولفور-گلویدین |
0/74 |
|
8 |
آکتیدیون گلویدین |
0/77 |
|
9 |
شاهد(فقط آفت کش) |
0/82 |
|
10 |
سیپرکس |
0/88 |
|
11 |
گلویدین |
0/93 |
|
12 |
سیپرکس(بورات) |
0/96 |
با فرو بردن میوه ها در محلول براکس ۲۵% نیز میزان ترک خوردگی ممکن است تا حدود ۵۰ %کاهش
یابد. اما محلولپاشی با براکس 5/0 یا 0/1 % باوجود این که ترک خوردگی یکی از ارقام را به میزان زیادی کاهش داد، اما بر روی چند گونه ی دیگر هیچ تأثیری نداشت. تیمار با بور نیز مانند محلول پاشی با بسیاری از نمکهای فلزی باعث وارد آمدن صدمات شدید به برگها می شود.
تیمار ترک خوردگی گیلاس و آلبالو با قارچکش
در چند ازمایش در زمینه ی بررسی خاصیت قارچ کشها، محققین متوجه اثرات این مواد در ایجاد ترک خوردگی شدند. کاتیون و فرایدی چند قارچ کش را در محلول پاشی هایی که در دو هفته ی حد واسط شروع گلدهی تا گلدهی کامل انجام داده بودند، مقایسه کردند و نتایج قابل ملاحظه ای را به دست آوردند که در جدول 5-12داده شده اند. اما کریستنسن طی استفاده از کاپتان، تیرام و فالتان در آزمایشات غوطه ورسازی یا استعمال در سطح باغ، هیج ثایری از آنها در زمینه ی ترک خوردگی پیدا نکرد.
تیمار ترک خوردگی گیلاس و آلبالو با عوامل مرطوب کننده
آزمایشاتی که در اوایل دهه 1970 انجام شد نشان دادند که عوامل مرطوب کننده وقتی ۱۰ روز قبل از برداشت محلول پاشی شوند، اثر قابل توجهی در کاهش ترک خوردگی چند قم طی چند سال دارند . اما در آزمایشات صورت گرفته بر روی میوه های چیده شده ای که در زیر باران مصنوعی قرار داده شده بودند، کریستنسن دریافت وقتی مویان ها (مواد کاهش دهنده ی کشش سطحی مایعات قبل از بارندگی محلول پاشی شوند، ترک خوردگی را به میزان زیادی افزایش می دهند، اما وقتی زمان محلول پاشی به یک ساعت بعد از بارندگی به تاخیر بیافتد ترک خوردگی 25% کاهش می یابد.
لذا مویان ممکن است اثرات متفاونی در مورد ترک خوردگی نشان دهند که این مساله بستگی به زمان محلول پاشی (بعد یا قبل از بارندگی ) دارد. ساز وکار این عمل در اغلب موارد کاهش کشش سطحی است که ، باعث می شود در قطرات آبی که روی میوه ها می چکد، به لایه های نازک آبی تبدیل شوند که تمام سطح میوه را می پوشانند. سپس آب ممکن است به جای این که از نقاط خاصی جذب میوه شود، از تمام سطح میوه جذب آن می شود. در اینجا این مساله مطرح می شود که آیا علت تأثیر مثبت محلول پاشی بعد از باران را به خاطر این است که وقتی آب روی میوه ها به صورت لایه ی نازک باشد، در مقایسه با وقتی که و صورت قطره باشد سریع تر تبخیر می شود ؟ آزمایشات نشان دادند میوه هایی که درست بعد از بارندگی توسط مویان ها محلول پاشی شده بودند، بعد از ۵ الی ۲۰ دقیقه خشک شدند، در حالی که میوه هایی که محلول پاشی شد، و تا 5/1 الی ۲ ساعت بعد، هنوز مرطوب بودند. در واقع زمانی که محلول پاشی انجام می شود یک قطره ی بزرگ آب بر روی میوه ها مشاهده می شود که نشان دهنده ی همان اثر مویان ها می باشد.
تیمارنرک خوردگی گیلاس و آلبالو با مواد ضد تقرق
از محلول پاشی با ترکیبات ضد آب و همچنین غوطه ورسازی در آنها، غالباً برای ممانعت یا کاهش تعرق در گیلاس استفاده می شود. داونپورت و همکارانش در یک آزمایش از مواد ضد تعرق بر روی تمام سطح میوه در گیلاس های منطقه ی کالیفرنیا استفاده کردند و بدین وسیله میزان جذب آب را در مقایسه با شاهد، ۵۰% کاهش دادند. باوجود این که آزمایشات انجام شده در ایتالیا نیز نتایج حاصله در کالیفرنیا را تأیید می کردند، ولی آزمایشات مشابهی که در نروژ صورت گرفتند نتوانستند نتایج معتبر و موثقی را در این رابطه ارائه کنند.
اما به رغم این تناقض، نتایج حاصله از آزمایشات انجام شده در کالیفرنیا و ایتالیا نشان می دهند که احتمالاً استفاده از مواد ضد تعرق به عنوان محلول ضد ترک خوردگی برای گیلاس هایی مطرح است که در موصوف گرم و خشک تر کشت شده اند.
تیمار ترک خوردگی گیلاس و آلبالو با تنظیم کننده های رشد گیاه
طی بررسی جامعی که بالوک بر روی ترک خوردگی گیلاس انجام داد، تأثیر محلول پاشی با اکسین (آلفا نفتالین استیک اسید یا NAA) را نیز در این زمینه مورد بررسی قرار داد. وی ثابت کرد وقتی محلول پاشی با محلول NAA1% ۳۰ تا ۳۵ روز قبل از برداشت انجام شود، ترک خوردگی به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
اسید جیبرلیک نیز حفره دار شدن میوه را کاهش می دهد، اما لونی طی سه آزمایش که بر روی اسید جیبرلیک انجام داد، مشاهده کرد که در دو تای آنها یک اثر مطلوب دیگر (کاهش ترکخوردگی) نیز دیده می شود.
نتایج
مطالب زیادی راجع به سازوکار ترک خوردگی گیلاس و آلبالو جمع آوری شده اند. متأسفانه بسیاری از نتایج متناقض هستند و تاکنون نیز توضیح مناسبی در مورد تغییرات حساسیت به ترک خوردگی که ناشی از نوع رقم و اقلیم هستند ارائه نشده است. فردی به نام وید اظهار داشته است که عکس العمل بین متابولیسم و ترک خوردگی دارای دلایل متعددی می باشند که مربوط به ترک خوردگی و نحوه ی عمل تیمار شیمیایی هستند که بر ترک خوردگی میوه ها در باغ تأثیر می گذارند. احتمالا مواد شیمیایی که در متابولیسم تأثیر می گذارند، ممکن است بر ترک خوردگی نیز تأثیر داشته باشند و لذا در امر مدیریت باغ باید به این مسأله نیز توجه شود.
تلاش هایی که در طی سالیان متمادی برای یافتن روش هایی جهت جلوگیری مفید و کارآمد از ترک خوردگی انجام شده اند، موفقیتآمیز نبوده اند. بسیاری از آزمایشات با استفاده از محلول پاشی مواد شیمیایی مختلف، نتایج مثبتی را به دست آورده اند، اما ظاهراً هیچ کدام از آنها در شرایط باغ مطمئن نیستند، به ویژه زمانی که نیاز معمول جامعه محصولی تمیز و عاری از هر گونه رسوب بر روی میوه باشد. اما روشی که در این زمینه بیش از سایرین توصیه می شود، ظاهراً محلول پاشی با نمکهای کلسیم در طول بارندگی با استفاده از یک سیستم آبیاری بارانی می باشد.
بهترین روش کاهش خطر ترک خوردگی، انتخاب ارقام مقاوم است، اما برای به حداقل رساندن خطر از بین رفتن کل محصول، می توان از کشت چند واریته در باغ استفاده کرد. در بعضی کشورها که گیلاس قیمت بالای دارد، ممکن است محصول به کمک سازه های بارانی تحت پوشش قرار گیرد .
